اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فیاضیت پروردگار و استمرار فیض الهی

تحلیل نسبت اراده و مشیت حق با حدوث عالم ماده

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبحث «فیاضیت پروردگار» و نسبت آن با حدوث و استمرار عالم ماده می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های موجود درباره لزوم دوام فیض در حوادث زمانی آغاز می‌شود و این پرسش کلیدی مطرح می‌گردد که آیا انقطاع فیض در برخی مراتب یا برهه‌ها، نقصی بر ذات باری‌تعالی وارد می‌کند یا خیر. در ادامه، تفاوت میان اوصاف ذاتی همچون علم و قدرت با اوصاف فعلی مانند اراده و مشیت تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که اراده، امری متجدد بر ذات است و نه لازمۀ آن. در نهایت، با عبور از نگاه تاریخی و طولی به خلقت، این نتیجه حاصل می‌شود که فعل و مشیت الهی عین حکمت و مصلحت است و استمرار یا عدم استمرار فیض در مصادیق مادی، هیچ‌گونه نقص یا کمالی را برای ذات غنی و صمد پروردگار ایجاد نمی‌کند.

فیاضیت پروردگار و استمرار فیض الهی

10
  • استاد: بله.

  • تلمیذ: پس چطوری می‌گویند که فیاض علی الإطلاق است و این فیض علی الدوام دارد؟

  • استاد: خب بله، از آنها بپرسید!

  • تلمیذ: این درست است؟

  • استاد: بله!

  • تلمیذ: شما چه جوابی می‌توانید بدهید؟

  • استاد: من هم حالا می‌خواستم همین را غیر از اینکه شما می‌فرمایید به یک بیان دیگری بگویم. حالا صبحت من از ماده گذشته است. ما حتی نسبت به مفارقات صحبت می‌کنیم. اگر خدا هیچ چیزی را در عالم خلق نمی‌کرد، ماده که هیچ، فرض کنید نه مبدعات، مفارقات، عقول و صور نورانیه [هیچ‌کدام را خلق نمی‌کرد] چه اشکالی پیش می‌آمد؟! حتی صادر اول را [خلق نمی‌کرد].

  • تلمیذ: صفت فیاضیت چه می‌شود؟!

  • استاد: اصلاً خدا صفت فیاضیت نمی‌خواهد. آیا خدا شهوت دارد یا ندارد؟! حالا شهوت علی الإطلاق است؟! کجای آن علی الإطلاق است؟! شهوت برای آدم است.

  • تلمیذ: خدا نقص از شهوت است.

  • منظور از فعلیت تامه

  • استاد: نه‌خیر. فیض هم هیچ جهتی ندارد. فیض را از این جهت داریم به خدا [نسبت می‌دهیم] که موجب کمال اوست. ما می‌گوییم که فیض که موجب کمال او نیست! کمال از آن مبدأ أعلیٰ متراوش بر مصادیق و موالید خارج است. اگر فرض کنید خدا در وجود خودش تام بود و تام هست و فعلیت تامه [دارد]، فعلیت تامه یعنی حالت انتظار ندارد، برای چه می‌خواهد خلق کند؟! حالت انتظار ندارد! شما الآن فرض بکنید من‌باب‌مثال به‌دنبال اسفار می‌گشتید. حالا فرض کنید امروز اسفار از فلان کتاب‌فروشی پیدا کردید و خریدید، حالت انتظارتان چه شد؟! منتفی شد. آیا باز هم به‌دنبال اسفار می‌گردید؟! نه، تمام شد!

  • تلمیذ: نه، می‌خواهم این را عرض کنم که اوصاف کمالی را برای خدا اثبات می‌کنیم.

  • استاد: اوصاف کمالی ...

  • تلمیذ: مثل رزاقیت و خلاقیت.

  • استاد: تمام مرتبۀ اینها مرتبۀ فعل است، نه مرتبۀ اوصاف ذاتی.

  • تلمیذ: فیاضیت چطور است؟

  • استاد: آن مرتبۀ فعل است. آنچه را که لازمۀ ذات است و جدای از ذات نیست فقط علم و حیات و قدرت است. بله، وقتی که خدا بخواهد اراده‌اش تعلق به خلق بگیرد با اوصاف زائیدۀ از این سه اسم آنها انجام می‌گیرد. خلق دارد، رزق دارد، رحمت دارد، عطوفت دارد، موت دارد و حیات دارد تمام اینها همه اوصاف فعل است. فرض ما این است که اگر فعل نبود چه نقصی بر خدا می‌آمد؟! نقصی نبود! آن فعلیتش تام است.