
فیاضیت پروردگار و استمرار فیض الهی
تحلیل نسبت اراده و مشیت حق با حدوث عالم ماده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبحث «فیاضیت پروردگار» و نسبت آن با حدوث و استمرار عالم ماده میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای موجود درباره لزوم دوام فیض در حوادث زمانی آغاز میشود و این پرسش کلیدی مطرح میگردد که آیا انقطاع فیض در برخی مراتب یا برههها، نقصی بر ذات باریتعالی وارد میکند یا خیر. در ادامه، تفاوت میان اوصاف ذاتی همچون علم و قدرت با اوصاف فعلی مانند اراده و مشیت تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که اراده، امری متجدد بر ذات است و نه لازمۀ آن. در نهایت، با عبور از نگاه تاریخی و طولی به خلقت، این نتیجه حاصل میشود که فعل و مشیت الهی عین حکمت و مصلحت است و استمرار یا عدم استمرار فیض در مصادیق مادی، هیچگونه نقص یا کمالی را برای ذات غنی و صمد پروردگار ایجاد نمیکند.
فیاضیت پروردگار و استمرار فیض الهی
11تلمیذ: فرمودید که علم و حیات و قدرت لازمۀ ذات هستند. بعد چطور میشود که قبل از اینکه ذات باری تعالی بخواهد ارادۀ حیات یا ارادۀ قدرت یا ارادۀ علم داشته باشد این اراده باز مسبوق است؟!
استاد: ارادۀ علم و قدرت نداریم، علم و قدرت هست. گفتم که خدا بخواهد یا نخواهد، دارد.
تلمیذ: اگر بخواهد نسبت به ظهورش چطور است؟!
استاد: ظهورش به قدرت چهکار دارد؟! ظهورش یک مسئلۀ دیگر است. بله، اگر بخواهد این قدرت را در این مقدرات جزئیه بیاورد آن اراده میخواهد ولی قدرت و علم خدا که اراده نمیخواهد. خدا نخواهد هم قادر است حتی اگر نخواهد!
مسئلۀ خلقت همان مسئلۀ ابراز قدرت
تلمیذ: قادر به چیست؟!
استاد: قادر به خودش است، هر وجودی قادر است. همینکه ذاتی در بقاء خودش قادر است، همینکه قادر است میتواند علت بهوجود بیاورد ولو نیاورد. الآن قدرت در شما هست یا نه؟! میتوانید فرض کنید یک سنگ بیست [کیلویی را بردارید] ولی برنمیدارید.
تلمیذ: قبلاً ثابت کردید که اصلاً به آن اطلاق نمیکنید. گفتید که تا موقعی که خلق نداشته باشد خالقیت اطلاق نمیشود؟
استاد: خالق، وصف و فعل است و غیر از قادر است. قادر، وصف ذات است.
تلمیذ: در مرتبۀ قبل میگفتید که تا معلول نداشته باشد اصلاً علت به آن اطلاق نمیشود!
استاد: خب نمیشود. الآن هم همین را میگوییم، حرف مرد یکی است!! ببینید مسئلۀ خلقت، مسئلۀ ابراز قدرت است. یک قدرت داریم و یکی ابراز داریم. شما الآن قدرت دارید یا ندارید؟! دارید ولی ما نمیدانیم. میگوییم که آقا شما قادر هستید؟! [میگویید که بله]. میگوییم که از کجا [ثابت میکنید]؟ میگویید که بیا نشانت میدهم، ببینی هستم یا نیستم! مثل اینکه بگوییم که مرد هستی یا نیستی؟ میگویید که مرد هستم، بیا مردانگیام را نشانت میدهم! اینهم همین است میگویید که نشانت میدهم! چهکار میکنید؟ فرض کنید یک سنگ پنجاه کیلویی را از روی زمین برمیدارید میگویید که آقا این قدرت من است. حالا دیدی؟! ایشان قادر هستند یا نیستند؟! بله، خیلی کارها میکنند. ما میگوییم که آقا قبول نداریم. [میگوید که] بیا ببین کاری ندارد و هَلُمَّ جَرّاً.
