اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فیاضیت پروردگار و استمرار فیض الهی

تحلیل نسبت اراده و مشیت حق با حدوث عالم ماده

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبحث «فیاضیت پروردگار» و نسبت آن با حدوث و استمرار عالم ماده می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های موجود درباره لزوم دوام فیض در حوادث زمانی آغاز می‌شود و این پرسش کلیدی مطرح می‌گردد که آیا انقطاع فیض در برخی مراتب یا برهه‌ها، نقصی بر ذات باری‌تعالی وارد می‌کند یا خیر. در ادامه، تفاوت میان اوصاف ذاتی همچون علم و قدرت با اوصاف فعلی مانند اراده و مشیت تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که اراده، امری متجدد بر ذات است و نه لازمۀ آن. در نهایت، با عبور از نگاه تاریخی و طولی به خلقت، این نتیجه حاصل می‌شود که فعل و مشیت الهی عین حکمت و مصلحت است و استمرار یا عدم استمرار فیض در مصادیق مادی، هیچ‌گونه نقص یا کمالی را برای ذات غنی و صمد پروردگار ایجاد نمی‌کند.

فیاضیت پروردگار و استمرار فیض الهی

12
  • فعل و مشیت خدا عین مصلحت و حکمت

  • در علم و قدرت و حیات هم همین‌طور است. فرض کنید شخصی در اینجا افتاده است و ما نمی‌دانیم این مرده است یااینکه زنده است. می‌رویم یک تلنگر به او می‌زنیم، اگر دیدیم حرکت کرد خب معلوم می‌شود زنده است. مثلاً ماهی روی زمین افتاده است و حرکت نمی‌کند. دست به او می‌زنیم اگر حرکت کرد معلوم است که هنوز زنده است و اگر حرکت نکرد معلوم است روح از بدنش مفارقت کرده است. این سه علم و قدرت و حیات اوصاف ذاتی خود ذات هستند، بخواهند یا نخواهند این را دارند منتها بروز این مسئله [بحث دیگری است]؛ همین‌که شما فرض بکنید یک سنگی را از روی زمین برمی‌دارید الآن معلول را در خارج ایجاد کردید، قبلاً معلول را ایجاد نکرده بودید؛ قدرت داشتید ولی معلول نبود. ذات خدا هم همین است؛ قدرت در ذات خدا هست ولی یک وقتی این قدرت را إعمال می‌کند، فیض می‌شود و یک وقتی این قدرت را إعمال نمی‌کند غیر فیض می‌شود. الآن فرض کنید قدرت را در این قم إعمال کرده است و دو میلیون سکنه را در این قم حی نگه داشته است. الآن فیض او بر این دو میلیون جاری است. خب حالا بگوییم که چرا فیض او به سه میلیون تعلق نگرفت؟! یک میلیون در اینجا به خدا نقص وارد می‌شود! نقص ندارد! آنجا که دیگر این حرف‌ها را ندارد. استدلال نمی‌شود کرد بر اینکه چرا کم است و چرا زیاد است و چرا فلان است! چون فعل خدا عین مصلحت است و فعل و مشیت خدا عین حکمت است. نمی‌توانیم بگوییم که خدایا چرا این کار را نکردی؟! این کار را کردی یا نکردی براساس شعور ما است ولیکن وقتی که ما به این نتیجه برسیم که ارادۀ خدا عین حکمت است و موجب مصلحت است و مصلحت از او ناشی می‌شود پس انقطاع این اراده و عدم انقطاع همۀ اینها کنار می‌رود؛ اراده بر این فیض تعلق می‌گیرد یا اراده تعلق نمی‌گیرد خودش می‌داند. نه در تعلق اراده بر کمال او چیزی اضافه می‌شود و نه در عدم تعلق اراده بر ایجاد اشیاء خارج چیزی از او نقص می‌شود. هردو از این مسئله منتفی است.