اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فیاضیت پروردگار و استمرار فیض الهی

تحلیل نسبت اراده و مشیت حق با حدوث عالم ماده

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبحث «فیاضیت پروردگار» و نسبت آن با حدوث و استمرار عالم ماده می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های موجود درباره لزوم دوام فیض در حوادث زمانی آغاز می‌شود و این پرسش کلیدی مطرح می‌گردد که آیا انقطاع فیض در برخی مراتب یا برهه‌ها، نقصی بر ذات باری‌تعالی وارد می‌کند یا خیر. در ادامه، تفاوت میان اوصاف ذاتی همچون علم و قدرت با اوصاف فعلی مانند اراده و مشیت تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که اراده، امری متجدد بر ذات است و نه لازمۀ آن. در نهایت، با عبور از نگاه تاریخی و طولی به خلقت، این نتیجه حاصل می‌شود که فعل و مشیت الهی عین حکمت و مصلحت است و استمرار یا عدم استمرار فیض در مصادیق مادی، هیچ‌گونه نقص یا کمالی را برای ذات غنی و صمد پروردگار ایجاد نمی‌کند.

فیاضیت پروردگار و استمرار فیض الهی

3
  • اراده، امری متجدد بر ذات

  • نکته‌ای که در اینجا به‌نظر می‌رسد که اولاً اراده را عین علم و قدرت و حیات بدانیم این مابه‌الفارق دارد و فارق او در این است که اراده عبارت از امری است که متجدد بر ذات است و بر ذات تجدد پیدا می‌کند ولی علم و حیات و قدرت، تجدد بر ذات ندارند بلکه لازمۀ ذات هستند؛ به عبارت دیگر، چه خدا بخواهد یا نخواهد عالم هست، نه‌اینکه اراده کند که عالم باشد پس عالم است! اراده کند قادر باشد پس قادر است! علم و حیات و قدرت لازمۀ وجود است و در هرجا که تشخص وجود بود در آنجا آن صفت لازمۀ ذات هست و چون تشخص اختصاص به ذات پروردگار دارد پس خدا علم و حیات و قدرت را حتی از خودش نمی‌تواند دفع کند یعنی اگر هم بخواهد نمی‌تواند عالم نباشد. اگر بخواهد هم نمی‌تواند قادر نباشد چون قدرت لازمۀ ذات اوست.

  • مستحیل بودن فرض وجود پروردگار منحاز از فرض علم و قدرت و حیات او

  • فرض وجود پروردگار و وجود واجب الوجود منحاز از فرض علم و قدرت او مستحیل است. اگر فرض وجود واجب الوجود است در ظرف فرض وجود واجب فرض علم هم باید باشد فرض حیات هم باید باشد. آیا ممکن است واجب الوجود باشد ولی حیات نداشته باشد و مرده باشد؟! نمی‌شود. آیا ممکن است واجب الوجود باشد ولی قدرت نداشته باشد و قادر نباشد؟! نمی‌شود. ولی ممکن است واجب الوجود باشد ولی مرید نباشد. این اراده لازمۀ ذات نیست بلکه اراده امر متجدد بر ذات است همان‌طوری‌که وجودِ معلول اقتضاء حدوث او را از ناحیۀ علت می‌کند همین‌طور اراده، معلول ذات است و در مرتبۀ تجدد و این حدوث نه به معنای حدوث زمانی است که می‌گویند: هر محلی که حدوث بر او عارض بشود حدوث زمانی، خود آن محل هم باید حادث باشد. این حدوث، حدوث ذاتی است.