
فیاضیت پروردگار و استمرار فیض الهی
تحلیل نسبت اراده و مشیت حق با حدوث عالم ماده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبحث «فیاضیت پروردگار» و نسبت آن با حدوث و استمرار عالم ماده میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای موجود درباره لزوم دوام فیض در حوادث زمانی آغاز میشود و این پرسش کلیدی مطرح میگردد که آیا انقطاع فیض در برخی مراتب یا برههها، نقصی بر ذات باریتعالی وارد میکند یا خیر. در ادامه، تفاوت میان اوصاف ذاتی همچون علم و قدرت با اوصاف فعلی مانند اراده و مشیت تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که اراده، امری متجدد بر ذات است و نه لازمۀ آن. در نهایت، با عبور از نگاه تاریخی و طولی به خلقت، این نتیجه حاصل میشود که فعل و مشیت الهی عین حکمت و مصلحت است و استمرار یا عدم استمرار فیض در مصادیق مادی، هیچگونه نقص یا کمالی را برای ذات غنی و صمد پروردگار ایجاد نمیکند.
فیاضیت پروردگار و استمرار فیض الهی
4فرق بین حدوث ذاتی با حدوث زمانی
فرق بین حدوث ذاتی و حدوث زمانی این است که حدوث ذاتی معلول ذات است و هیچ ربطی به زمان ندارد آن حدوث یعنی آن جنبۀ ارادۀ ذات که از ذات منبعث و منتزع میشود و از ذات نشئت میگیرد آن حدوث یا به مبدعات تعلق میگیرد یا به غیر مبدعات.
تلمیذ: آن اراده کرد تا نشئت بگیرد؟
استاد: بله.
تلمیذ: بالأخره تجدد که آمد.
منظور از تجدد در محط بحث
استاد: باشد، تجدد زمانی که نیست! این اراده حدوث ذاتی دارد. اراده به معنای نزول وجود در مرتبۀ پایینتر است. اگر شما تجدد را به این میگویید، بله، اشکال ندارد. نه تجدد زمانی و تجدد مادی بلکه تجدد به معنای تغییروتحول، بالأخره علت بخواهد افاضه در معلول کند تحولی پیدا میشود.
تلمیذ: آن بحث نیست، بحث در این است که میشود زمانی، البته زمان پیش میآید.
استاد: زمان نمیشود.
تلمیذ: یا بگوییم که یک برههای [پیش بیاید] که اراده نکند؟
استاد: بله میشود.
تلمیذ: پس همین حدوث زمانی میشود.
استاد: دیگر زمان نیست.
تلمیذ: فرض کنید در حدوث میگویند که مسبوق بالعدم باشد.
استاد: این مسبوق به عدم رتبی است، نه مسبوق به عدم زمانی. در ارادۀ حق به مبدعات صحبت این است که آیا معلول از ناحیۀ علت در اینجا خلق شده است یا نه؟ اگر خلق شده است پس علت تقدم رتبی بر معلول دارد. چطور ممکن است ما معلول را در مرتبۀ علت تصور کنیم؟! ذات علت با علیت علت دوتا است. یک وقتی شما علت را بِما هی عِلةٌ تصور میکنید آن مصاحب و مقارن با معلول است. یک وقتی ذات علت را تصور میکنید، ذات علت دلیلی ندارد که علت باشد.
تلمیذ: دلیل ندارد ولی بههرحال میخواهم این سؤال را بکنم که حدوث ذاتی به معنای یک نوع ارتباط بین معلول و علت است ولی معنایش این نیست که تجدد در اراده است. تجدد که آمد خلوّ ذات در یک موقعیتی از این اراده است.
