اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فیاضیت پروردگار و استمرار فیض الهی

تحلیل نسبت اراده و مشیت حق با حدوث عالم ماده

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبحث «فیاضیت پروردگار» و نسبت آن با حدوث و استمرار عالم ماده می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های موجود درباره لزوم دوام فیض در حوادث زمانی آغاز می‌شود و این پرسش کلیدی مطرح می‌گردد که آیا انقطاع فیض در برخی مراتب یا برهه‌ها، نقصی بر ذات باری‌تعالی وارد می‌کند یا خیر. در ادامه، تفاوت میان اوصاف ذاتی همچون علم و قدرت با اوصاف فعلی مانند اراده و مشیت تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که اراده، امری متجدد بر ذات است و نه لازمۀ آن. در نهایت، با عبور از نگاه تاریخی و طولی به خلقت، این نتیجه حاصل می‌شود که فعل و مشیت الهی عین حکمت و مصلحت است و استمرار یا عدم استمرار فیض در مصادیق مادی، هیچ‌گونه نقص یا کمالی را برای ذات غنی و صمد پروردگار ایجاد نمی‌کند.

فیاضیت پروردگار و استمرار فیض الهی

7
  • بالأخره زمانی بوده است که انسان در روی زمین نبوده است خب همان‌جا انقطاع فیض است. اگر منظورتان از دوام فیض، صرف ماده است خب صرف ماده که چیزی نیست. حالا فرض کنید گردوخاک در آسمان باشد لطف خدا هست و اگر گردوخاک نباشد، نیست؟! نه، اتفاقاً گردوخاک خیلی نباشد بهتر هم هست و هوا صاف‌تر است! دوام فیض به این یک مشت گردوخاک یا نار و اینها که نمی‌گویند که فرض کنید حتماً باید ماده باشد.

  • این مسئله‌ای که درآمده و به‌عنوان دوام فیض یک دلیل و برهان برای حکماء قرار گرفته است ما این دوام فیض را نفهمیدیم که منظور از فیض چیست؟ اگر این فیض نبود آیا ضرر و نقصی را بر مولا وارد می‌کرد؟! خب این باطل است چون معنای عدم فیض که ایجاب نقص را بکند معنایش این است که وجود فیض ایجاب کمالی را در مبدأ أعلیٰ می‌کند و این باطل است. وجودات خارجی و بروزات و ظهورات از مبدأ أعلیٰ و از علة العلل موجب کمال برای وجود نیست چون هرچه از وجود تراوش کند آثار ذاتی آن وجود است و وجود حق، وجود صمد و غنی بالذات است و آن واجب الوجود مِن جمیع الجهات و واجب الفعلیة مِن جمیع الجهات و لا نهایة عن جمیع الفعلیات و لا نهایة عن جمیع الکمالات است. چگونه در امساک فیض آن مبدأ أعلیٰ دچار نقصان می‌شود تا برای رفع نقصان مجبور بشویم بگوییم که پس فیض او دوام دارد؟! نه، این‌طور نیست. پس عدم فیض موجب نقصان در ذات او نیست و عدم فیض موجب عدم کمال در ذات او نیست چه اشکال دارد که ارادۀ پروردگار به یک مقطع و به یک برهه از فیض تعلق گرفته است و [به بقیه] تعلق نگرفته است؟! چون در تعلق نگرفتن نقصی بر او وارد نمی‌شود.

  • از آن‌طرف هر وجودی که در خارج تحقق پیدا کرد یک کمالی بر آن مترتب است. حالا حتماً برای اینکه بخواهد کمال زیاد باشد باید وجودات هم در خارج زیاد باشند؟! نه، نیاز به این ندارد. چهارده معصوم را درست کرد برای اول و آخر خلقت کافی است. نیازی به چیز دیگری ندارد که حالا بخواهد. «إنّی ما خَلَقتُ سَماءً مَبنیَّةً وَلا أرضاً مَدحیَّةً وَلا قَمَراً مُنیراً وَلا شَمساً مُضیئَةً ... إلاّ فی مَحَبَّةِ هؤُلاَّءِ الخَمسَةِ»1 مگر در حدیث کساء نداریم؟! تمام اینها برای این پنج‌تن است. خب این پنچ‌تن را هم درست کرد و بقیۀ ائمه علیهم‌السّلام را هم از آنها درست کرد تمام شد و دیگر به‌دنبال کارش رفت! انسان متکامل همین چهارده‌تا هستند. دیگر می‌خواهد چه‌کار کند؟! هنر خودش را در این چهارده‌تا نشان داد! انسان متکامل در اینجا هست و به ارادۀ ولیّ ظهور کلیۀ اسماء و صفات خودش را در اینجا قرار داد، دیگر لیسَ بعدَ عبادان قریةً تااینکه بخواهد دوام پیدا کند.

    1. عوالم العلوم، ج ۱۱، ص ۹۳۰؛ حدیث کساء.
      ترجمه: «[پس خدای عزوجل فرمود:] ای فرشتگان من و ای ساکنان آسمان‌هایم به‌راستی که من نیافریدم آسمان بنا شده و نه زمین گسترده و نه ماه تابان و نه مهر درخشان ... مگر به خاطر دوستی این پنج تن.» (محقق)