
تبیین مراتب وجود و امکان استعدادی
تحلیل حرکت جوهری و تجلی کمالات الهی در ماسویالله
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه امکان استعدادی در عالم ماده و تفاوت آن با امکان ذاتی در مجردات میپردازند. بحث با بررسی قانون قوه و فعل آغاز شده و این نکته تبیین میشود که چگونه تمام موجودات، اعم از مجردات و مادیات، در سیری استکمالی به سوی فعلیتهای بالاتر در حرکت هستند. در ادامه، با استناد به مبانی حکمت متعالیه، نسبت میان حدوث زمانی و حدوث ذاتی اشیاء بررسی شده و این حقیقت روشن میشود که هرچه از منبع هستی دورتر شویم، مراتب ضعف و امکان شدت مییابد. بخش پایانی جلسه به تبیین معنای ابتهاج ذات در خداوند و چگونگی بروز کمالات الهی در مظاهر هستی، بهویژه در واقعه عاشورا، اختصاص دارد تا نشان دهد چگونه کثرات عالم، جلوهگاه وحدت و کمالات بیپایان الهی هستند.
تبیین مراتب وجود و امکان استعدادی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه امکان استعدادی در عالم ماده و تفاوت آن با امکان ذاتی در مجردات میپردازند. بحث با بررسی قانون قوه و فعل آغاز شده و این نکته تبیین میشود که چگونه تمام موجودات، اعم از مجردات و مادیات، در سیری استکمالی به سوی فعلیتهای بالاتر در حرکت هستند. در ادامه، با استناد به مبانی حکمت متعالیه، نسبت میان حدوث زمانی و حدوث ذاتی اشیاء بررسی شده و این حقیقت روشن میشود که هرچه از منبع هستی دورتر شویم، مراتب ضعف و امکان شدت مییابد. بخش پایانی جلسه به تبیین معنای ابتهاج ذات در خداوند و چگونگی بروز کمالات الهی در مظاهر هستی، بهویژه در واقعه عاشورا، اختصاص دارد تا نشان دهد چگونه کثرات عالم، جلوهگاه وحدت و کمالات بیپایان الهی هستند.
تبیین مراتب وجود و امکان استعدادی
14مِثالُهُ الاحتِراقُ لَیسَ واجبَ الحصولِ فی ذاتِهِ و لَکِن عِندَ فرضِ التِقاءِ القوَّةِ الفاعِلَةِ بِالطَّبعِ و القوَّةِ المُنفَعِلَةِ بِالطَّبعِ أعنی الصّورَةَ المُحرِقَةَ و المادة المُحتَرِقَةَ یَجِبُ حُصولُه.
مثالش احتراق است، احتراق واجب الحصول فی ذاته نیست. یک شیء خودش فیحدّنفسه و فیحدّذاته محترق نیست. چه موقع محترق میشود؟! وقتی که شما کبریت و شخاته را درنظر بگیرید، این کبریت قوۀ فاعله است، این حرارات و صورت ناریت قوۀ فاعله است این با قوۀ منفعلۀ بالطبع التقاء پیدا میکند؛ با آن قوهای که در خشب است و جنبۀ انفعال او انفعال طبعی است و طبعاً و ذاتاً منفعل است. این التقاء صورت ناریه که فاعلیت بالطبع دارد با آن صورت خشبیه که انفعال بالطبع دارد موجب صورت احتراق میشود یعنی با صورت محرقه و مادۀ محترقه حصول احتراق واجب میشود.
فَتَفَطَّنَ و تَیَقَّن أنَّ مِثارَ الإمکانِ و الفَقرِ هوَ البُعدُ عَن مَنبَعِ الوُجوبِ و الغِنَى و مجلاب الفِعلیَّةِ و الوُجودُ هوَ القُربُ مِنهُ و الإمکانُ جِهَةُ الِانفِصالِ و عَدَمُ التَّعَلُّقِ و ملاکُ الهَلاکِ و الاختِلال.
متوجه باش و بدان که آن جهت امکان و فقر و مثار امکان و فقر عبارت از بُعد از منبع وجوب و غنا است. آن چیزی که فعلیت و وجود را جلب میکند عبارت از قرب به آن وجود است.
تلمیذ: فرمودید که مبدعات هم از باب علیت قابلیت داشت.
استاد: بله.
تلمیذ: مثل حضرت جبرائیل و عزرائیل که مظهر تامۀ یکی از اسماء پروردگار هستند ...
استاد: تامه نیستند.
تلمیذ: سعۀ وجودی آنها؟!
استاد: بله، سعۀ وجودی آنها.
تلمیذ: انسان کامل که انسان تام میشود بالأخره مظهر تمام اسماء و صفات میشود، آنجا ...
استاد: بله، آن إلی لا نهایة همینطوری به فعلیت میرسد. الآن هر لحظه برای رسول خدا یک صورتی از وجود تجلی میکند که نبوده است، اگر نکند که دیگر فایده ندارد!
تلمیذ: قبلاً در مورد ملائکه میفرمودید که فعلیت خودشان را ...
استاد: فعلیت در مرتبه است، در مرتبۀ طولی فعلیتشان را دارند.
