
تبیین مراتب وجود و امکان استعدادی
تحلیل حرکت جوهری و تجلی کمالات الهی در ماسویالله
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه امکان استعدادی در عالم ماده و تفاوت آن با امکان ذاتی در مجردات میپردازند. بحث با بررسی قانون قوه و فعل آغاز شده و این نکته تبیین میشود که چگونه تمام موجودات، اعم از مجردات و مادیات، در سیری استکمالی به سوی فعلیتهای بالاتر در حرکت هستند. در ادامه، با استناد به مبانی حکمت متعالیه، نسبت میان حدوث زمانی و حدوث ذاتی اشیاء بررسی شده و این حقیقت روشن میشود که هرچه از منبع هستی دورتر شویم، مراتب ضعف و امکان شدت مییابد. بخش پایانی جلسه به تبیین معنای ابتهاج ذات در خداوند و چگونگی بروز کمالات الهی در مظاهر هستی، بهویژه در واقعه عاشورا، اختصاص دارد تا نشان دهد چگونه کثرات عالم، جلوهگاه وحدت و کمالات بیپایان الهی هستند.
تبیین مراتب وجود و امکان استعدادی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه امکان استعدادی در عالم ماده و تفاوت آن با امکان ذاتی در مجردات میپردازند. بحث با بررسی قانون قوه و فعل آغاز شده و این نکته تبیین میشود که چگونه تمام موجودات، اعم از مجردات و مادیات، در سیری استکمالی به سوی فعلیتهای بالاتر در حرکت هستند. در ادامه، با استناد به مبانی حکمت متعالیه، نسبت میان حدوث زمانی و حدوث ذاتی اشیاء بررسی شده و این حقیقت روشن میشود که هرچه از منبع هستی دورتر شویم، مراتب ضعف و امکان شدت مییابد. بخش پایانی جلسه به تبیین معنای ابتهاج ذات در خداوند و چگونگی بروز کمالات الهی در مظاهر هستی، بهویژه در واقعه عاشورا، اختصاص دارد تا نشان دهد چگونه کثرات عالم، جلوهگاه وحدت و کمالات بیپایان الهی هستند.
تبیین مراتب وجود و امکان استعدادی
16تلمیذ: پس چرا روز عاشورا باشد؟! همیشه هست. اصلاً نمیتوانیم آن را به زمانیات محدود مقید کنیم.
استاد: من نگفتم، گفتم که یکی از آن، این است.
تلمیذ: اگر بخواهیم در همان یکی صحبت کنیم، همینطور بحث میآید که چطور روز عاشورا اگر این لذت برای ذات هست ...
استاد: روز عاشورا را ما میبینیم ولی برای او که روز عاشورا و زمان و اینها نبوده است! برای او نبوده و برای او ثابت بوده است؛ یعنی همان نفس تجلی او که ارادۀ واحد است ـ کلمۀ «کُن» ـ نفس اراده و تجلی او همه ...
تلمیذ: حدیث «کُنتُ کَنزاً مَخفیاً فَأحببتُ أن أُعرف فخلقتُ الخلقَ لِکی أُعرف»1 اینکه میگوید: من میخواستم شناخته شوم یعنی تطورات وجودی، امکان ذاتی دارد، همۀ تطورات وجودی امکان ذاتی دارند اگرچه مبدعاتش قِدم زمانی داشته باشد. تطورات زمانی امکان ذاتی را دارد و اگر خدا هم به همین لحاظ صحبت کرده باشد، اینها چون امکان ذاتی دارند میخواهم این حالت امکان فعلیت را لحاظ کنم. اگر به همین قضیه هم بزنیم که خب علل برای همین جریانات مادی هستند، فعلاً با آن مقدمهای که بیان فرمودید تفصیلاً وجود دارند.
استاد: بله.
تلمیذ: اگر تفصیلاً وجود داشته باشند اینجا دوباره باید یک مرحلهای را فرض کنیم که لذت نیست و میشود ...
استاد: نه!
تلمیذ: حالا کار را روی زمان را نمیبریم، رتبةً این است.
استاد: بله.
تلمیذ: یک رتبه توجه به امکانات است و یک رتبه عدم توجه به امکانات است، این دوباره همان حالت تکیف به کیف را میآورد.
استاد: این لذت یک چیزی است که حالا ما میخواهیم با آن کیفیتی که برای خودمان هست مقایسه کنیم، ببینیم یک چیزی نبوده است و بعداً پیدا میشود و حالت، انتظار است. ما که در ذات خدا نیستیم تا ببینیم چطوری لذت میبرد و ابتهاج او چطور است! اصلاً او دائماً مبتهج به ذات خودش است؛ یعنی اصلاً دائماً نفس همان وجود حقیقت وجودی «هو» مبتهج به ذات خود است، معنای [لذت برای او] این است نهاینکه یک وقت ابتهاج دارد و بعد ندارد و بعد از خواب بیدار میشود و دوباره خوشحال میشود و میبیند یکی خلق کردیم چه خوب شد، این بهتر از آن است!! خب همین حالت، حالت منتظره است و اینها در او نیست!
- . عوالی اللَئآلی، ج 1، ص 55؛ بحار الأنوار، ج 84، ص 199؛ تفسیر بیان السّعادة، ج 4، ص 116. مطلع انوار، ج 12، ص 71:
«قبل از آفرینش عالم گنجی پنهان بودم که دوست داشتم شناخته شوم؛ پس مخلوقات را آفریدم تا شناخته شوم.»
- . عوالی اللَئآلی، ج 1، ص 55؛ بحار الأنوار، ج 84، ص 199؛ تفسیر بیان السّعادة، ج 4، ص 116. مطلع انوار، ج 12، ص 71:
