اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین مراتب وجود و امکان استعدادی

تحلیل حرکت جوهری و تجلی کمالات الهی در ماسوی‌الله

14٬082
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه امکان استعدادی در عالم ماده و تفاوت آن با امکان ذاتی در مجردات می‌پردازند. بحث با بررسی قانون قوه و فعل آغاز شده و این نکته تبیین می‌شود که چگونه تمام موجودات، اعم از مجردات و مادیات، در سیری استکمالی به سوی فعلیت‌های بالاتر در حرکت هستند. در ادامه، با استناد به مبانی حکمت متعالیه، نسبت میان حدوث زمانی و حدوث ذاتی اشیاء بررسی شده و این حقیقت روشن می‌شود که هرچه از منبع هستی دورتر شویم، مراتب ضعف و امکان شدت می‌یابد. بخش پایانی جلسه به تبیین معنای ابتهاج ذات در خداوند و چگونگی بروز کمالات الهی در مظاهر هستی، به‌ویژه در واقعه عاشورا، اختصاص دارد تا نشان دهد چگونه کثرات عالم، جلوه‌گاه وحدت و کمالات بی‌پایان الهی هستند.

تبیین مراتب وجود و امکان استعدادی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه امکان استعدادی در عالم ماده و تفاوت آن با امکان ذاتی در مجردات می‌پردازند. بحث با بررسی قانون قوه و فعل آغاز شده و این نکته تبیین می‌شود که چگونه تمام موجودات، اعم از مجردات و مادیات، در سیری استکمالی به سوی فعلیت‌های بالاتر در حرکت هستند. در ادامه، با استناد به مبانی حکمت متعالیه، نسبت میان حدوث زمانی و حدوث ذاتی اشیاء بررسی شده و این حقیقت روشن می‌شود که هرچه از منبع هستی دورتر شویم، مراتب ضعف و امکان شدت می‌یابد. بخش پایانی جلسه به تبیین معنای ابتهاج ذات در خداوند و چگونگی بروز کمالات الهی در مظاهر هستی، به‌ویژه در واقعه عاشورا، اختصاص دارد تا نشان دهد چگونه کثرات عالم، جلوه‌گاه وحدت و کمالات بی‌پایان الهی هستند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین مراتب وجود و امکان استعدادی

17
  • اصلاً فرض کنید که بگوییم: تساوی است، اصلاً چطور خود وجود مساوی با علم است؟! یعنی لازمۀ وجود علم است و از آن حقیقت وجود جدا نمی‌شود و نمی‌توانیم بین وجود و قدرت و بین وجود و حیات انفصال و انفکاک قائل بشویم! یعنی نفس تصور وجود بدون حیات مساوی با عدم است! نفس تصور وجود بدون علم مساوی با عدم است گرچه وجود علت برای علم است! یعنی عینیت، عینیت ذاتی نیست بلکه عینیت، عینیت مصداقی است، نه عینیت ذاتی که وجود مفهوماً مساوی با علم یا قدرت باشد. بله! در خارج وجود بدون علم و قدرت و حیات مستحیل است! همین‌طور آن ابتهاج ذاتی لازمۀ ذات وجود است؛ اصلاً در هرجا که وجود باشد در آنجا ابتهاج هست! و این یک مسئلۀ حقیقی است. امکان ندارد سالک به‌واسطۀ ادراک یک حقیقت مبتهج نباشد منتها چون برای سالک جنبۀ ابداعی دارد و مسبوق به عدم است، آن ابتهاج هم طبعاً مسبوق به عدم می‌شود اما تا وقتی که آن حال را دارد ابتهاج دارد، [وقتی] ندارد، ندارد.

  • تلمیذ: ممکن است که اطوار وجودی یک جنبه، جنبۀ جمالیه باشد مثل سیدالشهدا علیه‌السّلام و حالاتی که دارد؛ حالات جمعیت بین این عشق و توجه به کثرت و وحدت درعین‌حال یزید هم کنارش هست.

  • استاد: بله.

  • تلمیذ: و [یزید] خیال می‌کند که دارد ضربه می‌زند. این‌هم طوری از وجود است و آن‌هم طوری از وجود است. هیچ فرقی برای او [خدا] نمی‌کند، این‌هم طوری از وجود است و تجلی است، آن‌هم تجلی است.

  • استاد: بله.

  • تلمیذ: چرا به این افتخار می‌کند و به آن نمی‌کند؟!

  • استاد: نه! مسئلۀ افتخار، تجلی وجود همان‌طوری‌که گفتیم وجود یک حقیقتی است که تمام کمالات را در خودش منطوی کرده اسست آن‌وقت از هر دریچه‌ای یک کمال خاصی بروز پیدا می‌کند! حالا افتخار آن جایی است که در یک حقیقت، در آنِ واحد کمالات متضاد بروز پیدا کند نه‌اینکه فقط یکی!

/ 613