
مراتب تجرد و اشتداد وجودی در ممکنات
تحلیل تفاوت ماهیت و وجود در مبدعات و مادیات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مراتب وجود و تفاوتهای بنیادین میان مبدعات و مادیات میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره ماهیت و جنس و فصل آغاز شده و با بررسی چگونگی انحصار هر نوع از مبدعات در فرد خود ادامه مییابد. استاد در ادامه با بهرهگیری از مثالهای روشن، به تبیین کیفیت اشتداد وجودی در عالم ملائکه و عقول پرداخته و مفهوم صادر اول و عالم عماء را بازخوانی میکنند. در بخش پایانی، ضمن تفکیک میان حرکت در ذات و حرکت در آثار، به پرسشهای پیرامون امکان استعدادی و ذاتی پاسخ داده شده و بر این نکته تأکید میشود که کمال و فعلیت در مراتب وجودی، مستلزم تغییر در ذات پروردگار نیست، بلکه تجلیات و ظهورات در اعیان ثابته است که در مسیر بینهایتِ کمال در حرکتاند.
مراتب تجرد و اشتداد وجودی در ممکنات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مراتب وجود و تفاوتهای بنیادین میان مبدعات و مادیات میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره ماهیت و جنس و فصل آغاز شده و با بررسی چگونگی انحصار هر نوع از مبدعات در فرد خود ادامه مییابد. استاد در ادامه با بهرهگیری از مثالهای روشن، به تبیین کیفیت اشتداد وجودی در عالم ملائکه و عقول پرداخته و مفهوم صادر اول و عالم عماء را بازخوانی میکنند. در بخش پایانی، ضمن تفکیک میان حرکت در ذات و حرکت در آثار، به پرسشهای پیرامون امکان استعدادی و ذاتی پاسخ داده شده و بر این نکته تأکید میشود که کمال و فعلیت در مراتب وجودی، مستلزم تغییر در ذات پروردگار نیست، بلکه تجلیات و ظهورات در اعیان ثابته است که در مسیر بینهایتِ کمال در حرکتاند.
مراتب تجرد و اشتداد وجودی در ممکنات
8شما یک شیء مثل یک گوى را تصور بکنید، دوتا کرهاى را که این کره الآن در اینجا قرار دارد، یک ریسمانى به آن ببندید یک کرۀ دیگر در اینجا قرار دارد دوباره یک ریسمانى به آن ببندید یک کرۀ دیگر در اینجا قرار دارد، مثل بادکنکهایی که همینطور یکى پس از دیگرى آویزان مىکنند، این بادکنک الآن خارج از آن هست، این دایره و کره خارج از آن هست، منتها یک ریسمان دارد. آیا آنچه که در عالم خارج که عالم اعیان است از مبدعات و غیر مبدعات خارج از آن ذات هست ولى با ریسمان ارتباط دارند؛ یعنى بهوسیلۀ ریسمان ارتزاق پیدا مىکنند مثل اعضاى بدن که بهوسیلۀ رگهاى عصبى که از این بصل النخاع گرفته مىشود و از این ستون فقرات بهواسطۀ اعصابى که از داخل دیسک عبور مىکند و وارد در این اعضاء و جوارح مىشوند، اینها با مغز یک ارتباطى دارند. اصلاً قلب بهوسیلۀ یک نوع اعصابى با این مغز ارتباط دارد و دائماً در حال شوکهاى الکتریکى به آن نقاط حساس قلب است و بهواسطۀ آن شوکهاى الکتریکىای که دارد همانطور قلب مىزند. ریه بهواسطۀ آن عصبى که با مغز دارد البته دوتا اعصاب دارد یک اعصاب خودکار و اتوماتیک و یک اعصاب در اختیار، آن اعصابى که در حال اختیار است مثل همینکه انسان نفس مىکشد اما وقتى که مىخوابید آن اعصاب اختیارى از کار مىافتد و اعصاب غیر اختیارى [فعالیت میکنند] والاّ انسان در خواب باید بمیرد و خفه بشود دیگر! آن ریه شروع مىکند با آن اعصاب غیر اختیارى که ظاهراً از آن مهرۀ سوم این اعصاب خارج مىشود و اینها مىآید و با مغز ارتباط پیدا مىکند.
پس الآن این ریه با مغز دوتا است. این ریه عبارت است از مخلوطی از سلولهای خاص پروتئینى و غیرپروتئینی و کلسیم و اینها که این ریه را تشکیل مىدهند. سلولهای قلب عبارت از سلولهای خاصى است. کبد عبارت از سلولهای خاصى است، هرکدام از اینها اعضایى هستند که کار آنها بهوسیلۀ آن سیستم عصبى با مغز هدایت مىشود ولى کبد که دیگر مغز نیست! ریه که دیگر مغز نیست! قلب که دیگر مغز نیست! مغز عبارت از سلولهای خاصى از چربى است که آن سلول اصلاً کیفیت و کارش با این فرق مىکند و یک ارتباطى بین اینها و آن، موجود است.
