اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مراتب تجرد و اشتداد وجودی در ممکنات

تحلیل تفاوت ماهیت و وجود در مبدعات و مادیات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مراتب وجود و تفاوت‌های بنیادین میان مبدعات و مادیات می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره ماهیت و جنس و فصل آغاز شده و با بررسی چگونگی انحصار هر نوع از مبدعات در فرد خود ادامه می‌یابد. استاد در ادامه با بهره‌گیری از مثال‌های روشن، به تبیین کیفیت اشتداد وجودی در عالم ملائکه و عقول پرداخته و مفهوم صادر اول و عالم عماء را بازخوانی می‌کنند. در بخش پایانی، ضمن تفکیک میان حرکت در ذات و حرکت در آثار، به پرسش‌های پیرامون امکان استعدادی و ذاتی پاسخ داده شده و بر این نکته تأکید می‌شود که کمال و فعلیت در مراتب وجودی، مستلزم تغییر در ذات پروردگار نیست، بلکه تجلیات و ظهورات در اعیان ثابته است که در مسیر بی‌نهایتِ کمال در حرکت‌اند.

مراتب تجرد و اشتداد وجودی در ممکنات

6
  • اما در ناحیۀ پروردگار چرا در آنجا قوه و فعلیت نیست؟! چون ما در اینجا مى‌گوییم که این حرکت قوه را به فعلیت مى‌رساند؛ یعنى از وقتى که این عین ثابت که عبارت از همان مرتبۀ ماهیت وجودى است از نقطه‌نظر عرضى شکل پیدا مى‌کند یعنى از نقطه‌نظر سیر در لا انتهاء اسماء و صفات کلیه این به حدّ یقفى نمى‌رسد. خب این از این نقطه‌نظر به چه مى‌رسد؟! مدام به همان اسماء کلى حرکت دارد! خب این حرکت در اسماء کلى برای این عین ثابت است اما ذات پروردگار دیگر چه حرکتى دارد؟! ذات پروردگار که همۀ کمالات در آن فعلیت دارد! این اسم کلى که الآن این عین ثابت در آن اسم کلى حرکت مى‌کند این عین ثابت به‌خاطر ضعف وجودى‌ای که دارد مدام به کمال مى‌رسد. اما خود آن اصل وجود، آیا خود آن اسم کلى هم در حال حرکت است؟! اسم کلى که همه فعلیت دارد! بله اعیان ثابته در این اسم کلى و در این صفات کلى در حال حرکت هستند اما خود آن اسم کلى که دیگر حرکت نمى‌کند یعنى آن علم که خودش به آن اضافه نمى‌شود.

  • تلمیذ: ببخشید به‌نحو اجمالى یا تفصیل می‌گوییم؟

  • استاد: آنجا همه تفصیل است!

  • تلمیذ: هر چیزى به‌نحو اجمال بود حالا تفصیلى نمى‌شود گذاشت ...

  • استاد: آن عین ثابت دارد به تفصیل مى‌رسد. خود تفصیل که دیگر به تفصیل نمى‌رسد! فرض بکنید وقتى که شما بگویید: إنَّ الله علیمٌ اتصاف پروردگار به اسم علیم را چه مى‌دانیم؟ بالأخره آن علم مفهومى دارد یا ندارد؟! این علم یک مفهومى دارد! این مفهوم یک مصداقى دارد و مصداق آن عبارت از همان اعیان موجودات خارجى است. این اسم علیم است دیگر! نفس خود آن وجود که خود آن وجود عالم به ذات خودش است. گفتیم که اسم علیم از اسماء لازمۀ ذات است یعنى چه ذات بخواهد یا نخواهد این اسم لازمۀ ذات اوست! گرچه در رتبۀ متأخر از ذات است ولى لازمۀ ذات است مثل اسم حىّ و اسم قادر مى‌ماند. بنابراین مصداق این علم عبارت از اشراف ذات به خودش است. خود ذات که به ذات اشراف دارد و آن حضور ذات عند الذات این علم به علم حضورى مصداق اسم علیم مى‌شود. تمام اشیائى که در خارج هستند یعنى مراتب متنازلۀ ذات و مصادیق ذات هستند اینها جدای از آن ذات که نیستند، تمام آنها به وجود خارجى و به وجود عینى خودشان که عبارت از آن علم حضورى است، در ذات حضور دارند. پس چه تغییرى مى‌خواهد در ذات پیدا بشود؟! تغییرى دیگر ندارد! تغییرات در ظهورات هست ولى در ذات که دیگر تغییر معنا ندارد!