
مراتب تجرد و اشتداد وجودی در ممکنات
تحلیل تفاوت ماهیت و وجود در مبدعات و مادیات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مراتب وجود و تفاوتهای بنیادین میان مبدعات و مادیات میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره ماهیت و جنس و فصل آغاز شده و با بررسی چگونگی انحصار هر نوع از مبدعات در فرد خود ادامه مییابد. استاد در ادامه با بهرهگیری از مثالهای روشن، به تبیین کیفیت اشتداد وجودی در عالم ملائکه و عقول پرداخته و مفهوم صادر اول و عالم عماء را بازخوانی میکنند. در بخش پایانی، ضمن تفکیک میان حرکت در ذات و حرکت در آثار، به پرسشهای پیرامون امکان استعدادی و ذاتی پاسخ داده شده و بر این نکته تأکید میشود که کمال و فعلیت در مراتب وجودی، مستلزم تغییر در ذات پروردگار نیست، بلکه تجلیات و ظهورات در اعیان ثابته است که در مسیر بینهایتِ کمال در حرکتاند.
مراتب تجرد و اشتداد وجودی در ممکنات
1درس دویست و هشتاد و پنجم
بیان مراتب تجرد در مبدعات و ممکنات
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
تلمیذ: در بارى تعالى که کیفیت، کیفیت تامه است، بحث اشتداد وجود، سعه پیدا کردن وجود، از دو جهت مورد بحث قرار مىگیرد: یک جهت اینکه اینها وجودى ممتاز از بارى تعالى ندارند، همان وجودى... هرچه که او کامل دارد اینها هم به نحو ضعیف دارند به تعبیرى از اینطرف هم برویم هرچه که در آنجا هست اینجا هم هست بهنحوی ضیق پیدا کرده است و از آنطرف هم چه ابائى داریم که در مورد خود بارى تعالى بگوییم که بارى تعالى دائماً، نه بهعنوان نقص [بلکه] بهعنوان این اشتداد وجودى و سِعی دارد...
استاد: نه، نه، نه! دیگر وهلۀ دوم را نگویید و حالا اوّلى را داشتید درست مىآمدید!
تلمیذ: ببخشید. یعنى سؤال را اینجا متمرکز مىکنیم که پروردگار چگونه و چرا و با چه مقصودى ما را مجبور کرده که بگوییم: در بارى تعالى فعلیت تامه هست و لا غیر؟
استاد: خود نفس وجود و خود حقیقت وجود، خودش کمال محض است!
تلمیذ: مگر در مورد ملائکه اینطور نیست؟
استاد: نه، در آنجا اینطور نیست! ملائکه یک مرتبه از وجود هستند مثل سایر اشیاء، جماد، نبات، حیوان و انسان. هرکدام از اینها یک مرتبه از وجود هستند. مرتبۀ از وجود به این معنا که از نظر تجرد وجود ـ چون حقیقت وجود حقیقت مجرده است ـ هرچه آن تعین به این تجرد نزدیکتر باشد اشتداد وجودى در آن تعین بیشتر است و هرچه آن تعین یعنى همان ممکن ذاتى و همان ماهیت ـ حالا فرق نمىکند که ماهیت مبدعات باشد یا غیر مبدعات باشد ـ از آن تجرد دورتر باشد و جنبۀ امکان در آن قویتر باشد، از اشتداد وجودى کمترى بهره دارد. این برای مرتبۀ خود آن تعین است که ما از آن تعبیر به عین ثابت مىکنیم؛ فرق نمىکند عین ثابت انسان یا عین ثابت حیوان یا عین ثابت ملائکه. آن جنبۀ وجودى که ذات هر شیء را ـ نه آثار و صفات و خصوصیات ـ تشکیل مىدهد آن جنبه، عین ثابت همان شیء خواهد بود. منتها در مبدعات که اینها وجه اشتراکشان باهم عبارت از نفس وجود است ماهیتى ندارند؛ یعنى ماهیت آنها عبارت از همان مرتبۀ وجودى است، خلط و ترکیب در جنس و فصل در آنها معنا ندارد.
