
تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی در فلسفه
بررسی نسبت فقر ماهوی و فعلیت خارجی در هستیشناسی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوتهای مبنایی میان امکان ذاتی و امکان استعدادی میپردازند. بحث با تعریف امکان ذاتی به عنوان حیثیت فقر و احتیاج ماهیت به مبدأ هستی آغاز میشود و در ادامه، امکان استعدادی به عنوان مرتبهای از فعلیت خارجی که ماده را برای رسیدن به کمالی خاص آماده میکند، معرفی میگردد. استاد با تحلیل دقیق این دو مفهوم، نشان میدهند که چگونه امکان ذاتی، ملاک فقر و انفصال از مبدأ غناست، در حالی که امکان استعدادی، خود نوعی فعلیت در ظرف خارج محسوب میشود. در این مسیر، رابطه میان بُعد از منبع وجوب و پیدایش کثرات و اختلافات در عالم ماده تبیین شده و در نهایت، با تأکید بر لزوم بهرهگیری از فرصتهای عمر، اهمیتِ تمرکز بر اهداف متعالی و پرهیز از حسرتهای دنیوی به عنوان توصیهای اخلاقی در پایان جلسه مطرح میشود.
تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی در فلسفه
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوتهای مبنایی میان امکان ذاتی و امکان استعدادی میپردازند. بحث با تعریف امکان ذاتی به عنوان حیثیت فقر و احتیاج ماهیت به مبدأ هستی آغاز میشود و در ادامه، امکان استعدادی به عنوان مرتبهای از فعلیت خارجی که ماده را برای رسیدن به کمالی خاص آماده میکند، معرفی میگردد. استاد با تحلیل دقیق این دو مفهوم، نشان میدهند که چگونه امکان ذاتی، ملاک فقر و انفصال از مبدأ غناست، در حالی که امکان استعدادی، خود نوعی فعلیت در ظرف خارج محسوب میشود. در این مسیر، رابطه میان بُعد از منبع وجوب و پیدایش کثرات و اختلافات در عالم ماده تبیین شده و در نهایت، با تأکید بر لزوم بهرهگیری از فرصتهای عمر، اهمیتِ تمرکز بر اهداف متعالی و پرهیز از حسرتهای دنیوی به عنوان توصیهای اخلاقی در پایان جلسه مطرح میشود.
تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی در فلسفه
12حالا که میخواهی قم بروی به قسمی به درسهایت برس که اگر بعد دیگر نتوانستی درس بخوانی از عمر گذشتهات پیشمان نشوی و حسرت به دلت نباشد!
بعد گفتند:
با رفیق بودن و رفیق داشتن و اینها همیشه برای انسان حاصل میشود و اینها یک روز هستند و یک روز نیستند؛ جایشان عوض میشود، فوت میکنند، مسافرت همیشه هست، سفر همیشه هست، مجالس چیز هست، همیشه بعد از این مسائل را درنظر بیاور که وقتی این جریان اتفاق افتاد آیا بر آن عمری که صرف کردی راضی هستی یا حسرت میخوری؟!
این حرف آقا خیلی در ما اثر کرد! من وقتی که در قم بودم و به مسائل تحصیلی و اینها اشتغال داشتم، اصلاً رفیق نداشتم! فقط یک آقای اشگوری بود و کسی نبود بااینکه خیلی مواردی شاید بگویم منحیثالمجموع بیش از چند صد مورد همینطور به انحاء مختلف برای ما بود. بهطوریکه معروف و مشهور شدیم به یک آدم بداخلاق که همیشه به کار خودش مشغول است و کاری ندارد! باز اعتناء نکردیم و کار خودمان را میکردیم. بله! دیدیم، مسئله همان چیزی است که ایشان گفتند، مسئله همان مطلبی بود که ایشان تذکر دادند!
بعد به ایشان گفتم یعنی به همان خانمی که این سؤال را کرد، گفتم که زندگی خودت و وضع خودت را به یک نحوی قرار بده که هروقت آمدند گفتند بفرمایید بروید، حسرتزده نباشی! مرحوم آقا برای درس به ما گفتند و من این را برای زندگی و عمر دارم میگویم. نگویید: ای کاش آن کار را نمیکردیم، ای کاش آن چیز را نداشتیم! ای کاش ...!
أللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد
