اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی در فلسفه

بررسی نسبت فقر ماهوی و فعلیت خارجی در هستی‌شناسی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت‌های مبنایی میان امکان ذاتی و امکان استعدادی می‌پردازند. بحث با تعریف امکان ذاتی به عنوان حیثیت فقر و احتیاج ماهیت به مبدأ هستی آغاز می‌شود و در ادامه، امکان استعدادی به عنوان مرتبه‌ای از فعلیت خارجی که ماده را برای رسیدن به کمالی خاص آماده می‌کند، معرفی می‌گردد. استاد با تحلیل دقیق این دو مفهوم، نشان می‌دهند که چگونه امکان ذاتی، ملاک فقر و انفصال از مبدأ غناست، در حالی که امکان استعدادی، خود نوعی فعلیت در ظرف خارج محسوب می‌شود. در این مسیر، رابطه میان بُعد از منبع وجوب و پیدایش کثرات و اختلافات در عالم ماده تبیین شده و در نهایت، با تأکید بر لزوم بهره‌گیری از فرصت‌های عمر، اهمیتِ تمرکز بر اهداف متعالی و پرهیز از حسرت‌های دنیوی به عنوان توصیه‌ای اخلاقی در پایان جلسه مطرح می‌شود.

تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی در فلسفه

4
  • و حیثُ یکونُ الإمکانُ أکثرَ یکونَ الشر و الفقدان أوفَر و الاختلالُ و الفسادُ أعظم.

  • و هرجا که امکان بیشتر باشد؛ امکان ذاتی بیشتر باشد در آنجا شر و فقدان اوفر است؛ یعنی هرچه که جهت وجودی از آن مبدأ کمتر باشد جهت امکان و فقر بیشتر است و اختلال و فساد اعظم است لذا هرچه ما به عالم تجردات نزدیک‌تر می‌شویم می‌بینیم اختلاف کمتر می‌شود و هرچه از عالم مجردات دور می‌شویم و به عالم ماده و دنیا می‌آییم می‌بینیم در اینجا اختلافات پیدا می‌شود.

  • منشأ اختلافات میان کثرات در عالم

  • این اختلافاتی که الآن در میان کثرات هست تمام این اختلافات به‌واسطۀ بُعد از آن وجودِ مجرد است. در آنجا جمعیت هست!

  • چون‌که بی‌رنگی اسیر رنگ شد***موسی‌ای با موسی‌ای در جنگ شد1
  • * * *

  • متحد بودیم و یک جوهر همه***بی سر و بی پا بُدیم آن سر همه2
  • در آنجا وقتی که بودیم تا جهت کثرتی پیدا نکرده بودیم همه در یک جا جمع بودیم همه باهم آشتی می‌کردیم مثل بچه‌ها که همه باهم آشتی می‌کنند باهم همه در آنجا آشتی بودیم و کسی تعلق نداشت حتی تعلق را هم از او می‌دیدیم ولی همین‌که در اینجا آمدیم هر کسی برای خودش حساب باز کرد و سفره‌ای پهن کرد و خود را از دیگران جدا کرد و حساب خود را از دیگران منحاز کرد! اینجا بود که دیگر اختلاف پیش آمد!

  • اختلاف در عالم ماده به‌واسطۀ ماهیات و اتحاد در عالم مجردات به‌واسطۀ وجود

  • در اینجا اختلاف به‌واسطۀ ماهیات آمده و در آنجا جمعیت به‌واسطۀ وجود آمده! پس ببینید بین اختلاف و بین اتحاد چقدر فاصله است! بُعد از آن مبدأ موجب اختلاف و کثرت، و قرب نسبت به آن مبدأ موجب جمعیت و انتظام و وحدت است!

  • و إذا قلَّت جهاتُ العدم و سُدَّت بعضُ مراتبِ الاختلال بِتحققِ بعض شرائطِ الکون و ارتفاعِ بعضِ صوادمِ البلوغ إلى الکمالِ حَصَلَ الإمکانُ الاستعدادی الذی هو کمالُ ما بالقوةِ مِن حیثُ هو بِالقوةِ فی خصوصِ الظرفِ الخارجی.

    1. مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اول، ص 65.
    2. مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اول، ص 19:
      منبسط بودیم و یک گوهر همه***بی سر و بی پا بُدیم آن سر همه