
تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی در فلسفه
بررسی نسبت فقر ماهوی و فعلیت خارجی در هستیشناسی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوتهای مبنایی میان امکان ذاتی و امکان استعدادی میپردازند. بحث با تعریف امکان ذاتی به عنوان حیثیت فقر و احتیاج ماهیت به مبدأ هستی آغاز میشود و در ادامه، امکان استعدادی به عنوان مرتبهای از فعلیت خارجی که ماده را برای رسیدن به کمالی خاص آماده میکند، معرفی میگردد. استاد با تحلیل دقیق این دو مفهوم، نشان میدهند که چگونه امکان ذاتی، ملاک فقر و انفصال از مبدأ غناست، در حالی که امکان استعدادی، خود نوعی فعلیت در ظرف خارج محسوب میشود. در این مسیر، رابطه میان بُعد از منبع وجوب و پیدایش کثرات و اختلافات در عالم ماده تبیین شده و در نهایت، با تأکید بر لزوم بهرهگیری از فرصتهای عمر، اهمیتِ تمرکز بر اهداف متعالی و پرهیز از حسرتهای دنیوی به عنوان توصیهای اخلاقی در پایان جلسه مطرح میشود.
تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی در فلسفه
1درس دویست و هشتاد و ششم
فرق بین امکان ذاتی و امکان استعدادی (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
فَتفَطَّن و تَیَقَّن أنَّ مثارَ الإمکانِ و الفقرِ هو البُعدُ عن منبعِ الوجوبِ و الغنى و مجلابُ الفعلیةِ و الوجودِ هو القربُ منه و الإمکانُ جهةُ الانفصال و عدمِ التعلقِ و ملاکِ الهلاکِ و الاختلالِ و الوجوبُ جهةُ الارتباطِ و الاتصالِ و مناطِ الجمعیة و الانتظامِ.1
بهدنبال مطلب امکان ذاتی و امکان استعدادی مرحوم آخوند در بیان آن جهت فعلیت و جهت امکان و فرق و فقر در ماهیات خارج هستند. میفرمایند که هرجا پای امکان ذاتی در میان باشد در آنجا جهت فقر و احتیاج مشاهده میشود و در هرجا که جهت فعلیت باشد در آنجا مسئلۀ امکان استعدادی دیده میشود.
لحاظ جهت فقر و احتیاج ماهیت در امکان ذاتی
به عبارت دیگر در امکان ذاتی این ماهیت در مرتبۀ فقر و احتیاج خود لحاظ میشود. چه ماهیت ماهیت مجرده باشد یا ماهیت ماهیت مادی باشد. و همانطور که در ابتدا آن ماهیت بالنسبه به وجود و عدم متساوی الطرفین بود به همین لحاظ استناره از آن مبدأ نور و استفاضه از مبدأ فیض را میطلبید چون اگر متساوی الطرفین نبود دیگر معنا برای استفاضه نبود. این جهت امکان ذاتی ابتدائی با آن ماهیت موجودۀ خارجی حتی در حال وجود هم مصاحب و مقارن است یعنی ماهیات موجودۀ خارجی از نقطهنظر اتکائش به آن مبدأ همیشه در حال افتقار ذاتی و امکان ذاتی به سر میبرند والاّ اگر در یک مرتبه آن جهت امکان ذاتی تبدیل به غناء ذاتی بشود، به این معنا که دیگر نیازی به اتصال به آن مبدأ فیاض نداشته باشند در آن لحظه عدم بر آنها حاکم است. فلهذا ولو اینکه ماهیت خارجی بهواسطۀ افاضۀ علت وجوب بالغیر دارد اما در همان مرتبهای که هست باز از نقطهنظر احتیاجش به وجود و تدلّی آن به علت اولیٰ و به مبدأ أعلیٰ حفظ امکان ذاتی را برای خودش باقی میگذارد.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 234.
