
نقد و بررسی فرضیه نسبیت انیشتین و ماهیت زمان
تحلیل اعتباری بودن زمان و تفاوت آن با حقیقت حرکت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی فرضیه نسبیت انیشتین و ادعای بازگشت به زمان گذشته از طریق حرکت با سرعت مافوق صوت میپردازند. بحث با تبیین مبانی این فرضیه و نحوه سنجش سرعت اجسام در فیزیک آغاز میشود. در ادامه، استاد با تفکیک میان «زمان اعتباری» که بر اساس حرکت وضعی زمین و قراردادهای بشری شکل میگیرد و «حقیقت حرکت» که قائم به خود شیء است، استدلال میکنند که افزایش سرعت، تأثیری بر ماهیت زمان ندارد و نمیتواند انسان را به گذشته بازگرداند. در بخش پایانی، تفاوت ادراک زمان در عالم ماده با عوالم مثال و برزخ بررسی شده و با ارائه مثالهایی از تجربیات روحی، تبیین میشود که چگونه زمان در ارتباط با نفس انسان میتواند دچار بسط یا قبض شود، در حالی که زمانِ جاری در خارج، مسیر خود را طی میکند.
نقد و بررسی فرضیه نسبیت انیشتین و ماهیت زمان
7تلمیذ: همین را میخواهم بگویم ...
استاد: به حکم اللهم بیر بیر صبر بفرمایید! یک وقتی این پدیدهای که الآن اسمش را زمان میگذاریم و یک مسئلهای را با آن ملاحظه میکنیم، برای آن قانون میگذاریم، یعنی چه؟ یعنی فرض کنید انسان میبیند که حالات متفاوتی دارد؛ یک حالتش حالتی است که بسیار حالت خوشی است و فرض کنید که با بعضیها نشسته است و حالات خوشی دارد و یک ساعت هم که بر او میگذرد، انگار که پنج دقیقه و طرفة العینی گذشته است! خب این یک حال است. یک وقتی نه، در قبض شدید است و قبض سالک است و اوقات تلخی شده و مسائلی بهوجود آمده است و هر یک لحظهاش [برای او یک سال گذشته است]! گفت:
آن دم که با تو باشم یک سال هست روزی *** وان دم که بی تو باشم یک لحظه هست1 سالی الآن بر او یک لحظه گذشته است، این شخص واقعاً در درون خود این یک لحظه را به چه قسم لحاظ میکند؟! واقعاً خیال میکند که یک روز بر او گذشته است ولی نسبت به آن پنج دقیقهای که قبلاً گذشت خیال میکند که یکپنجم آن زمان را صرف کرده است. درست است شما این حال را احساس میکنید، گفتیم که هیچجا ارتباطی نداریم بلکه خودمان هستیم و خودمان، شاید واقعاً هم اینطور باشد یعنی واقعاً برای ما اتفاق نیفتاده است؟! گاهی اوقات با یکی مینشینیم و حرف میزنیم و مثلاً قرار بوده است که نیم ساعت بشود، صحبت گرم میشود و آدم متوجه نیست یکدفعه میبیند که دو ساعت گذشته است! این حال یک حالت واقعی است. یا عکس آن؛ انسان در یک موقعیتی است و این پا آن پا میکند که تمام بشود و مدام ساعت را نگاه میکند و میگوید که اینهم که نمیرود و همینطور نشسته است و ما رها نمیکند! بلند شو برو دیگر، چقدر معطل میکنی؟! آنوقت اگر در یک همچنین موقعیتی ساعت جلوی انسان نباشد، این شخص یک ربع یا نیم ساعت نشسته است و انسان خیال میکند که دو ساعت طول کشیده است! این مسئلۀ درونی در صورتی است که انسان بین این حالت و آن حالت در ارتباط با خارج مقایسهای نکند، اگر نکند مطلب شما صحیح است. ولی صحبت در این است که انسان این حالات را مقایسه میکند یعنی فرض کنید جلوی خودش ساعت گذاشته است، وقتی میبیند که ساعت گذاشته است معلوم میشود که من اشتباه کردم که الآن خیال کردم که این پنج دقیقه است والاّ در واقع این است.
- . دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 464.
