اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی در فلسفه

بررسی نسبت میان ماهیت، وجود خارجی و استعدادهای مادی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت‌های مبنایی میان «امکان ذاتی» و «امکان استعدادی» می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه هیولا به عنوان ماده‌المواد و منشأ جهات شرور و اعدام آغاز شده و به تحلیل چگونگی صدور موجودات از عقل فعال می‌رسد. در ادامه، استاد به نقد دیدگاه‌های مختلف پیرامون اشتراک لفظی یا معنوی این دو مفهوم پرداخته و با تکیه بر مبانی صدرالمتألهین، تفاوت‌های ساختاری آن‌ها را از منظر ظرف اتصاف (ذهن یا خارج) و نسبت آن‌ها با وجود و ماهیت تشریح می‌کنند. این جلسه با هدف رفع ابهام از برهان‌های فلسفی پیرامون حدوث زمانی و مسبوقیت ماده بر صورت، به تبیین این نکته می‌پردازد که چگونه امکان ذاتی به ماهیت تعلق می‌گیرد و امکان استعدادی به وجود خارجی، و در نهایت با تأکید بر اشتراک معنوی این دو مفهوم، به پرسش‌های شاگردان در خصوص نحوه انطباق این مفاهیم بر مصادیق پاسخ می‌دهند.

تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی در فلسفه

13
  • استاد: بله لذا برداشته می‌شود. آن امکانش، امکان فقط وجود است. آن موجود خارج است.

  • تلمیذ: آخر امکانی که در ناحیۀ وجود لحاظ می‌کنیم با امکانی که در ناحیۀ ماهیت لحاظ می‌کنید دو چیز است، امکان در ناحیه وجود ... .

  • استاد: ببینید اصلاً خود شما هم این حرف را می‌زنید، اگر خودتان هم نسبت به مسئله توجه کنید، خود شما امکان می‌گویید، چرا وجوب نمی‌گویید؟! در امکان ذاتی ما می‌خواهیم امکان را به ماهیت بزنیم و اصلاً به وجود خارجی آن کاری نداریم لذا حتی با وجود خارجی هم می‌گوییم که امکان ذاتی همراه با وجود خارجی هست یعنی با تبدل یک ماهیت غیر موجوده به موجوده، دوباره امکانی ذاتی تا أبد الآباد دست از سر او بر نمی‌دارد، گفت:

  • سیه‌روئى ز ممکن در دو عالم***جدا هرگز نشد و الله أعلم1
  • تمام استمرار این وجود همراه با این امکان ذاتی مسئله‌ای است که قبل از وجود و بعد از وجود، این امکان ذاتی [هست] چون امکان ذاتی بر خود ماهیت می‌خورد و به آن وجود خارجی کاری ندارد، بحث ما سر این است که این وجود یک جنبه دارد که به مبدأ أعلیٰ برمی‌گردد و یک جنبۀ نقصان دارد که آن جنبۀ نقصان همیشه با او هست و آن جهات شرور و جهات عدمی اوست که این مسئله جدا است.

  • یک بحث، بحث امکان ذاتی است که اصلاً بحث راجع به همان خود شیء خارج است یعنی ما به این امر خارج مستعد می‌گوییم و به دیگری مستعد نمی‌گوییم، چرا نمی‌گوییم؟! اینکه دیگر به امکان ذاتی برنمی‌گردد. به این می‌گوییم که استعداد برای انسان شدن دارد اما به این کاغذ می‌گوییم که استعداد برای انسان شدن ندارد، درحالی‌که شما به هردو ممکن می‌گویید. این که امکان ذاتی را با خودش دارد و آن‌هم که امکان ذاتی با خودش دارد پس این وسط چه چیزی در او هست و در این نیست؟ این عبارت از یک مادۀ قابلی است که وصف امکان ـ نه امکان ذاتی ـ انسان شدن یا امکان علقه شدن متعلق به آن وصف است و فقط مابه‌الاِشتراک بین آن امکان و بین این امکان، نبود یک شیء و شدن آن شیء است! چون نیست و می‌شود، چون نیست و قابلیت دارد منتها آن «چون نیست و قابلیت دارد» در اوّلی ماهیت است و در دومی همان وجود خارجی است.

    1. گلشن راز، بخش ۷، جواب.