
تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی در فلسفه
بررسی نسبت میان ماهیت، وجود خارجی و استعدادهای مادی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوتهای مبنایی میان «امکان ذاتی» و «امکان استعدادی» میپردازند. بحث با بررسی جایگاه هیولا به عنوان مادهالمواد و منشأ جهات شرور و اعدام آغاز شده و به تحلیل چگونگی صدور موجودات از عقل فعال میرسد. در ادامه، استاد به نقد دیدگاههای مختلف پیرامون اشتراک لفظی یا معنوی این دو مفهوم پرداخته و با تکیه بر مبانی صدرالمتألهین، تفاوتهای ساختاری آنها را از منظر ظرف اتصاف (ذهن یا خارج) و نسبت آنها با وجود و ماهیت تشریح میکنند. این جلسه با هدف رفع ابهام از برهانهای فلسفی پیرامون حدوث زمانی و مسبوقیت ماده بر صورت، به تبیین این نکته میپردازد که چگونه امکان ذاتی به ماهیت تعلق میگیرد و امکان استعدادی به وجود خارجی، و در نهایت با تأکید بر اشتراک معنوی این دو مفهوم، به پرسشهای شاگردان در خصوص نحوه انطباق این مفاهیم بر مصادیق پاسخ میدهند.
تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی در فلسفه
6تلمیذ: این ممکن در شرایط بهخصوصی قرار گرفته که توانست قابلیت را در آن لحاظ کنیم ولی یک لحاظ که بیشتر نیست؟
استاد: احسنت! من هم همین را میگویم؛ میگویم که وقتی شما این نطفه را با آن صورت بعدی لحاظ میکنید و شیء دیگری را با صورت بعدی ملاحظه میکنید میبینید که این نطفه قابلیت برای علقه شدن دارد اما اگر چیز دیگری باشد قابلیت برای علقه شدن ندارد. پس چه چیز در این نطفه هست که او را قابل میکند و چه در آن آهن هست که او را قابل نمیکند؟ آن همان کیفیت ماده و محل مستعدی است که آن مادهای که در این نطفه هست ـ نه خود نطفه تازه ـ و این را برای تبدل به صورت دیگر آماده میکند ما اسم آن را استعداد میگذاریم یعنی آن استعدادی که دارد والاّ خود این نطفه را هرچه شما نگاه کنید فعلیت است اما این فعلیت اگر کتاب باشد نمیشود به انسان تبدیل شود، این کتاب در فعلیت خودش تام است ولی استعداد برای انسان شدن را ندارد مگر به محامل بعیده و به توجیهات و چیزهای بعیده. نطفه دقیقاً استعداد برای انسان شدن دارد، حالا میبینیم فرق بین نطفه و این کتاب چیست؟! میبینیم در این نطفه باید مادهای باشد که آن ماده در این کتاب نیست، در این قرطاس آن ماده وجود ندارد، آن ماده کیفیت استعدادی میشود، آنوقت آن کیفیت استعدادی به امکان متصف میشود، چرا به امکان متصف میشود؟ بهجهت اینکه هنوز صورت انسانیت برای او نیامده است، ممکن است انسان شود ولی هنوز انسان نیست. این همین نکتهای است که ما الآن میخواهیم به این توجه کنیم و نسبت به این قضیه، مسئله است.
ببینید در امکان استعدادی و امکان ذاتی بعضیها مثل مرحوم علامه گفتند که اصلاً این مسئله از باب اشتراک لفظی است مثل اینکه ما شیر را در حیوان مفترس که همان اسد است استعمال میکنیم و شیر را در حلیب هم استعمال میکنیم و هیچ ارتباطی بین این شیری که در حلیب هست و بین حیوان مفترس وجود ندارد، فقط اشتراک آنها و جهت اشتراکشان در لفظ است، در لفظ «شین» و «یاء» و «را»، همین! والاّ اگر بگویند که آقا اصلاً چه مناسبتی بین این اسد یا حلیب هست؟! اصلاً شیر که هیچ! انابیب یا شیر سر حوض یا دستشویی را شیر میگویید، حیوان مفترس را هم میگویید، اصلاً هیچگونه وجه اشتراکی [بین اینها] وجود ندارد.
