
تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی در فلسفه
بررسی نسبت میان ماهیت، وجود خارجی و استعدادهای مادی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوتهای مبنایی میان «امکان ذاتی» و «امکان استعدادی» میپردازند. بحث با بررسی جایگاه هیولا به عنوان مادهالمواد و منشأ جهات شرور و اعدام آغاز شده و به تحلیل چگونگی صدور موجودات از عقل فعال میرسد. در ادامه، استاد به نقد دیدگاههای مختلف پیرامون اشتراک لفظی یا معنوی این دو مفهوم پرداخته و با تکیه بر مبانی صدرالمتألهین، تفاوتهای ساختاری آنها را از منظر ظرف اتصاف (ذهن یا خارج) و نسبت آنها با وجود و ماهیت تشریح میکنند. این جلسه با هدف رفع ابهام از برهانهای فلسفی پیرامون حدوث زمانی و مسبوقیت ماده بر صورت، به تبیین این نکته میپردازد که چگونه امکان ذاتی به ماهیت تعلق میگیرد و امکان استعدادی به وجود خارجی، و در نهایت با تأکید بر اشتراک معنوی این دو مفهوم، به پرسشهای شاگردان در خصوص نحوه انطباق این مفاهیم بر مصادیق پاسخ میدهند.
تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی در فلسفه
7جهت استعمال مشترک لفظی
پس در مشترک لفظی جهت اشتراک وجود ندارد بلکه بهواسطۀ عدم غناء فرهنگ و عدم غناء لغت، اشتراک لفظی در لغت وجود دارد و هرچه لغت از نظر فرهنگ غنیتر باشد اشتراک لفظی در آن کمتر است و هرچه ضعیفتر باشد بیشتر است. لذا انگلیسی از همۀ لغات بدتر است و اشتراک لفظی از همۀ لغات در انگلیسی بیشتر است، یک لغت را شما نگاه میکنید سیتا معنا دارد که هیچکدام ربطی بههم ندارند حتی اضداد متصف به این لغات هستند و چون فرهنگ عربی از همۀ فرهنگها غنیتر است لذا لغات مشترک لفظی در فرهنگ عربی خیلی کمتر است، لذا اصطلاحات از این نوع آمدند و میتوانند غناء و عدم غناءِ فرهنگ را ادراک کنند.
خلط اشتراک معنوی در بعضی از جاها با عموم المجاز
ولی یک مطلب دیگر ما داریم و آن بحث اشتراک معنوی است. در اشتراک معنوی این را درنظر داشته باشید که مسئلۀ اشتراک معنوی در بعضی از جاها اشتباهاً با عموم المجاز اشتباه و خلط شده است، یک اشتراک معنوی داریم و یک عموم المجاز داریم! در اشتراک معنوی این است که واضع یک لغت را برای یک معنای جامعی وضع میکند که آن معنای جامع دارای مصادیق مختلفی است، فرض کنید که لفظ «أمر» را برای «طلب» وضع میکند منتها آن طلب دارای مصادیق مختلفی است؛ دارای الزام است، عدم الزام است، تهدید است، استهزاء است، تقریر است و سایر مصادیقی که برای طلب است اما لفظ امر «اِفعل» برای هیچکدام از الزام و عدم الزام وضع نشده است بلکه آن الزام و عدم الزام بهواسطۀ قرائن یا بهواسطۀ کثرت استعمال و انصراف به یکی از این مصادیق ممکن است انصراف داشته باشد اما اصل این وضع براساس آن عموم المجاز است، براساس اشتراک معنوی است یعنی چون در معنا «مصادیق» مشترک هستند از این نقطهنظر لفظ برای آنها است و استعمال امر هم در استحباب و هم در وجوب و هم در تقریر و امثالذلک تمام این استعمالات استعمال بالحقیقه است منتها این استعمال بالحقیقه باید با قرینۀ معیّنه باشد.
