
تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی
تحلیل ماهیت وجودی و نسبت آن با استعدادهای انسانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان دو مفهوم «امکان ذاتی» و «امکان استعدادی» میپردازند. بحث با بررسی چالشهای اشتراک لفظی و معنوی در اطلاق واژه امکان آغاز شده و با تحلیل دقیق تفاوت میان مجاز و حقیقت در توسعه معانی ادامه مییابد. استاد با تفکیک میان ماهیت و وجود، توضیح میدهند که چگونه امکان ذاتی به ماهیت اشیاء بازمیگردد و همواره با آنها همراه است، در حالی که امکان استعدادی به کیفیت وجودی و ظرفیتهای فعلی یک موجود در خارج تعلق میگیرد. این جلسه با هدف رفع ابهام از نسبت میان این دو مفهوم و پاسخ به پرسشهای پیرامون نحوه اطلاق این واژگان بر مصادیق مختلف، از جمله صیغههای امر و تفاوتهای ماهوی موجودات، به بررسی دقیق مبانی فلسفی میپردازد تا مخاطب بتواند مرز میان قابلیتهای ذاتی و استعدادهای اکتسابی را در نظام هستی بازشناسد.
تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی
4تلمیذ: آنوقت مجاز میگویید؟
استاد: نهخیر! نمیخواهم مجاز عرض کنم، میخواهم بین مجاز و حقیقت در توسعه فرق بگذارم. همین مسئله را شما در مورد مجنون هم میگویید؛ بر فرض که ما در مورد ناطقیت منظور همین نطق ظاهری نباشد که شما ایراد بگیرید و بگویید که طفل رضیع ناطقیت وجود ندارد و طفل رضیع فقط گریه بلد است و چیز دیگر بلد نیست اما چطور شما در اینجا حیوان ناطقیت را توسعه میدهید، حالا در مورد مجنون چه میگویید؟ مجنون که الحمدلله عقل هم ندارد، زبان هم ندارد حالا بعضی از آنها صحبت میکنند، بعضیها نه زبان دارند و نه عقل دارند پس باید انسانیت را از آنها رفع کنید و فقط به آن حیوان بگویید؟! نه، به او هم انسان میگوییم. پس معلوم است آن معنای ناطقیت عبارت از آن خصوصیت نفسانی است که آن خصوصیت نفسانی به توسعۀ خودش شامل مصادیق متفقة الحقائق و مختلفة الظواهر است. ظاهرهای مختلفی دارد ولی حقیقت آنها حقیقت واحده خواهد بود و این توسعه صحیح است و مصادیق را از تحت آن طبیعت کلیه خارج نمیکند.
صحبت در این است که ما در بحث عموم و مجاز اصلاً آن اسد را توسعه نمیدهیم، ما چهکار میکنیم؟! میگوییم که اسد عبارت از حیوان مفترس است لذا حیوان مفترس با رجل شجاع فرق میکند. حیوان مفترس صرفنظر از آن موها، یالوکوپال، آن مخالب، أسنان، شَعر، وبر، أذناب و امثالذلک دارای یک نفس حیوانی است که آن نفس حیوانی این اسد را از غنم ممتاز میکند! بهلحاظ آن خصوصیت نفسانی آن اسدیت است که ما اسم اسد را بر این حیوان مخصوص گذاشتیم و به این حیوان غنم نمیگوییم، غنم نفسی مختص به خود صرفنظر از حیوانیت دارد و اسد نفسی دارد و حیّه نفسی دارد و ابل نفس دیگری دارد! به آن لحاظ یعنی به آن خصوصیت که از او تعبیر به صورت میشود، نه به ماده در عین خارجی و از او به فصل تعبیر میشود، نه جنس، در آن طبیعت کلیه، به آن لحاظ ما اسم اسدیت را بر این بار میکنیم. در توسعۀ در این اسدیت شما مختار هستید اسد آفریقا را داخل کنید، اسد آسیا را داخل کنید، اسد استرالیا را داخل کنید، اسد امریکا را داخل کنید، بچۀ اسد را داخل کنید، پیر آن را داخل کنید و این مصادیق مختلف را داخل کنید اما دیگر شما نمیتوانید غنم را داخل در همان معنای ماهیت اسدی کنید، این معنا ندارد!
