
تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی
تحلیل ماهیت وجودی و نسبت آن با استعدادهای انسانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان دو مفهوم «امکان ذاتی» و «امکان استعدادی» میپردازند. بحث با بررسی چالشهای اشتراک لفظی و معنوی در اطلاق واژه امکان آغاز شده و با تحلیل دقیق تفاوت میان مجاز و حقیقت در توسعه معانی ادامه مییابد. استاد با تفکیک میان ماهیت و وجود، توضیح میدهند که چگونه امکان ذاتی به ماهیت اشیاء بازمیگردد و همواره با آنها همراه است، در حالی که امکان استعدادی به کیفیت وجودی و ظرفیتهای فعلی یک موجود در خارج تعلق میگیرد. این جلسه با هدف رفع ابهام از نسبت میان این دو مفهوم و پاسخ به پرسشهای پیرامون نحوه اطلاق این واژگان بر مصادیق مختلف، از جمله صیغههای امر و تفاوتهای ماهوی موجودات، به بررسی دقیق مبانی فلسفی میپردازد تا مخاطب بتواند مرز میان قابلیتهای ذاتی و استعدادهای اکتسابی را در نظام هستی بازشناسد.
تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی
6مصحح استعمال صیغۀ امر در مصادیق مختلفه
مسئلۀ دوم بحث اشتراک معنوی است که در بحث اشتراک معنوی صحبت در این است که ممکن است چند مصداق وجود داشته باشد که این مصادیق از نقطهنظر خصوصیات ظاهری باهم اختلاف داشته باشند و آن اختلاف به حدی است که ...، توجه کنید یک وقت نگویید که پس اشتراک معنوی مثل انسان است! بحث انسان حقیقت و ماهیت طبایع کلیه که اینها دارای مصادیق مختلفی هستند باید در بحث تواطی مطرح شود.
منظور از ماهیت متواطی
یک ماهیت متواطی به ماهیتی گفته میشود که مصادیق مختلفهای از نقطهنظر بعضی از اعراض در آنجا راه دارد مانند انسان و حیوان که از نقطهنظر ظاهر بعضی از انسانها طویل هستند، بعضی از انسانها قصیر هستند، بعضیها سمین و بعضیها غیر سمین و نحیف هستند، بعضیها دارای نژاد عربی هستند، بعضیها دارای نژاد فارسی هستند، اینها نژادهای مختلف و خصوصیات مختلف است که در آن حقیقت انسان اختلاف بهوجود نمیآورد ولی در این مسائل اشتراک معنوی نمیگویند اشتراک معنوی در مصادیقی گفته میشود که آنقدر اختلاف هست که آن زیادی اختلاف شبهۀ خروج مصادیق را از طبیعتهای یکدیگر میدهد یعنی وقتی که انسان به آن مصادیق نگاه کند، احتمال میدهد که این مصداق با مصداق دیگر در اصل ماهیت تفاوت دارد مانند صیغۀ امر، صیغۀ امر از باب اشتراک معنوی است! این صیغۀ امر دارای مصادیق مختلفی است که یکی از آنها استحباب است. در مسئلۀ استحباب که اختیار طرفین برعهدۀ مکلف هست، این اختیار طرفین با وجوبی که الزام احد الطرفین است کاملاً منافات دارد. لذا فرض کنید که یک امری مستحب است [دراینصورت] یعنی مکلف در اتیان و عدم اتیانش مختار است حالا این با امری که واجب و الزامی است آیا این دو طبیعت و حقیقتشان یکی است؟! مستحب یعنی آن مولا میگوید که اگر انجام بدهی بهتر است و اختیار فعل و ترک را برعهدۀ مکلف قرار داده اما در واجب اصلاً اختیار قرار نداده است! این مسئله کجا مثل آن مسئله میماند؟! چرا اشتراک معنوی میگویند؟!
