اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی

تحلیل ماهیت وجودی و نسبت آن با استعدادهای انسانی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان دو مفهوم «امکان ذاتی» و «امکان استعدادی» می‌پردازند. بحث با بررسی چالش‌های اشتراک لفظی و معنوی در اطلاق واژه امکان آغاز شده و با تحلیل دقیق تفاوت میان مجاز و حقیقت در توسعه معانی ادامه می‌یابد. استاد با تفکیک میان ماهیت و وجود، توضیح می‌دهند که چگونه امکان ذاتی به ماهیت اشیاء بازمی‌گردد و همواره با آن‌ها همراه است، در حالی که امکان استعدادی به کیفیت وجودی و ظرفیت‌های فعلی یک موجود در خارج تعلق می‌گیرد. این جلسه با هدف رفع ابهام از نسبت میان این دو مفهوم و پاسخ به پرسش‌های پیرامون نحوه اطلاق این واژگان بر مصادیق مختلف، از جمله صیغه‌های امر و تفاوت‌های ماهوی موجودات، به بررسی دقیق مبانی فلسفی می‌پردازد تا مخاطب بتواند مرز میان قابلیت‌های ذاتی و استعدادهای اکتسابی را در نظام هستی بازشناسد.

تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی

7
  • یااینکه در مورد وجوب که الزام نسبت به یک مورد هست تااینکه در مورد سخریه یا تهدید مثلاً [می‌گویند:] إفعل إن تقدر أن تفعل، تهدید می‌کند که اگر می‌توانی انجام بده تا چه‌کارت کنم.

  • آیا مسئلۀ وجوب که عدم اختیار أحد الطرفین هست و الزام بر أحدین هست با مسئله تهدید در اینجا یکی است؟! اصلاً اینها باهم اختلاف فاحش دارند، این چه ربطی به آن دارد؟! مسئلۀ الزام چه ارتباطی با تهدید دارد و چه ارتباطی با استهزاء دارد؟! لذا در تمام اینها صیغۀ امر به‌کار برده می‌شود. مصحّح و مجوز استعمال صیغۀ امر در مصادیق مختلفه چیست؟! به چه لحاظ واضع صیغۀ امر را برای مصادیقی که هیچ‌گونه اشتراکی هم باهم ندارند به‌کار برده است؟! استحباب اصلاً چه ربطی با وجوب دارد؟! در آنجا اختیار طرفین هست و این عدم اختیار هست و اصلاً با همدیگر اختلاف فاحش دارند! این مصحح استعمال صیغۀ امر در مصادیق مختلفه چیست؟ صرف طلب، اینکه مولا طلب می‌کند، همین! شما فقط این یک نقطه را کنار بگذارید هیچ وجهی آنجا باقی نمی‌ماند، به صرف اینکه حالا آن مولا خوشش می‌آید دلیل نیست که با آن الزام در اینجا باهم اشتراک دارند، صرف اینکه می‌گوید: «انجام بده» و «باء» و «دال» و «ها» که از دهان مولا درمی‌آید موجب و مصحح شود که مولا این «انجام بده» را هم برای استحباب استعمال کند، هم برای وجوب استعمال کند، هم برای استهزاء استعمال کند و هم برای تهدید استعمال کند. برای تمام اینها این لفظ را استعمال کند و آن فقط یک لفظ است حتی این لفظ حکایت از طلب واقعی هم نمی‌کند چون آیا واقعاً مولا در مورد استهزاء طلب می‌کند؟! طلب نمی‌کند، چون می‌داند او نمی‌تواند انجام دهد لذا دارد مسخره و سخریه می‌کند.

  • یا در مورد تهدید وقتی که مولا می‌گوید: إفعل إن تقدر أن تفعل یا إفعل حتی تشوف ما أفعل اینکه الآن تهدید می‌کند خلاف طلب است اما همین‌قدر که مولا از او با این لفظ می‌خواهد و می‌گوید که انجام بده، اینکه می‌گوید: «انجام بده» ممکن است که دو حقیقت در اینجا این وجود داشته باشد که در اینجا مقصود جدی از عبارت و کلام چیزی باشد و مقصود استعمالی و معنای استعمالی با مراد یعنی مراد استعمالی با مراد جدی در اینجا ممکن است اختلاف داشته باشد. در مورد وجوب مراد جدی مولا اتیان فعل است و مراد استعمالی هم اتیان فعل است ولی در مورد تهدید مراد استعمالی اتیان فعل است ولی مراد جدی عدم اتیان است. الآن فقط به‌لحاظ همین مراد استعمالی در اینجا لفظ را استعمال می‌کند برای مصادیقی که هیچ ارتباطی هم با یکدیگر ندارند که این اشتراک معنوی می‌شود.