
تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی
تحلیل نسبت میان ماهیت، وجود خارجی و استعداد تحول
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوتهای میان امکان ذاتی و امکان استعدادی میپردازند. بحث با بررسی ماهیت امکان استعدادی به عنوان یک کیفیت خارجی و حالت تهیؤ در موجودات آغاز میشود. استاد با تفکیک میان امکان ذاتی که وصف ماهیت است و امکان استعدادی که وصف عین خارجی است، به نقد دیدگاههایی میپردازند که این دو را از باب اشتراک لفظی میدانند. در ادامه، سیر بحث به چگونگی اتصاف موضوعات به امکان استعدادی و نقش شرایط زمانی و مکانی در تحقق استعدادها میرسد. این جلسه با تبیین این نکته به پایان میرسد که اوصافی نظیر شدت و ضعف، تنها به مستعد و وجود خارجی تعلق میگیرند و امکان استعدادی در واقع وصفی به حال متعلق است که به واسطه رابطه میان موضوع فعلی و مآلِ آن، به موضوع نسبت داده میشود.
تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی
4پس این وصف به حال متعلق است مثل جاءً زیدٌ ضاربٌ أبوُه، زید ضارب نبود و پدر زید زده است اما وصف را برای زید میآوریم. وصف زید این است که پدرش میزند. شاید شما بگویید که آقا این وصف به حال متعلق معنا ندارد. میگوییم که نه، همینکه پدر زید ضارب است یک تعلقی ولو اعتباری بین این ضارب و این زید برقرار میشود که این زید را از سایر زیدها تمییز میدهد. فعلیٰهذا مصحح برای اتصاف به این وصف است والاّ در واقع وصف، وصف زید نیست و وصف ضارب است، وصف پدرش هست. همینکه بین زید و آن پدر تعلق هست و پدر زید ضارب است بنابراین این زید از سایر زیدها امتیاز پیدا میکند. این مصحح اتصاف است.
این مسئله هم در اینجا بزنگاه برای افتراق آراء است؛ آرایی که در اینجا داریم مطرح میکنیم. این مصحح برای اتصاف گفتیم که همان تعلقی است که بین زید و پدرش که ضارب است وجود دارد. این نکته را داشته باشید! حالا در اینجا میآییم؛ ما در اینجا یک مستعد داریم که عبارت از همین موضوع فعلی ما است که فرض کنید نطفه است و یک مُستعدِّ له داریم که عبارت از آن انسان است، این موضوع متبدل به آن موضوع دیگر خواهد شد که عبارت از انسان است. آیا امکان استعدادی ما به این موضوع بالفعل تعلق میگیرد یا به آن موضوعی که بعد این منقلب به او خواهد شد؟! به این تعلق نمیگیرد چون در این جهت امکانی وجود ندارد و هرچه در این هست جهت فعلی است. خود او بالفعل موجود است. استعداد برای انسانیت هم در او بالفعل موجود است. پس امکان کجای این قضیه هست؟ امکانی دیگر نداریم. سراغ آن انسان میآییم. آن انسان وجود ندارد. نسبت وجود و عدم بالنسبه به آن انسان سیان است. پس این امکان استعدادی به انسان میخورد. چرا آن امکان استعدادی را به این نطفه میدهیم؟! بهخاطر تعلقی که بین این نطفه و آن انسان هست. چون این میخواهد برگردد تبدیل به انسان بشود ما آن وصفی که برای مآل است را به جنبۀ فعلی این موضوع میدهیم و آن وصفی که برای انسان هست را به این موضوع که عبارت از نطفه است متصف به آن وصف میکنیم. این مصحح اطلاق امکانیت بر این نطفه است که الآن جنبۀ فعلی دارد.
