
تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی
تحلیل نسبت میان ماهیت، وجود خارجی و استعداد تحول
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوتهای میان امکان ذاتی و امکان استعدادی میپردازند. بحث با بررسی ماهیت امکان استعدادی به عنوان یک کیفیت خارجی و حالت تهیؤ در موجودات آغاز میشود. استاد با تفکیک میان امکان ذاتی که وصف ماهیت است و امکان استعدادی که وصف عین خارجی است، به نقد دیدگاههایی میپردازند که این دو را از باب اشتراک لفظی میدانند. در ادامه، سیر بحث به چگونگی اتصاف موضوعات به امکان استعدادی و نقش شرایط زمانی و مکانی در تحقق استعدادها میرسد. این جلسه با تبیین این نکته به پایان میرسد که اوصافی نظیر شدت و ضعف، تنها به مستعد و وجود خارجی تعلق میگیرند و امکان استعدادی در واقع وصفی به حال متعلق است که به واسطه رابطه میان موضوع فعلی و مآلِ آن، به موضوع نسبت داده میشود.
تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی
5روی این جهت آیا بین امکان استعدادی با امکان ذاتی فرق هست یا فرق نیست؟ دیگر نمیتواند فرق باشد چون همان معنای تساوی الطرفینی که در امکان ذاتی لحاظ میکردیم و آن تساوی الطرفین را منسوب به ماهیت میکردیم، الآن همان تساوی الطرفین را نسبت به انسان لحاظ میکنیم. انسان که الآن جنبۀ عدمی دارد، از ماهیت آن انسان که دارای جنبۀ عدمی است از نقطهنظر وجود و عدم منتها نه وجود و عدم مطلق، وجود و عدم بالنسبه به این موضوع که این فرق بین امکان ذاتی و امکان استعدادی هست ...، در امکان ذاتی مسئلۀ وجود و عدم مطلق بر ماهیت مورد بحث است. زید از نقطهنظر وجود آیا وجود پیدا میکند یا نمیکند؟ اینکه در چه شرایطی وجود پیدا میکند یا آیا شرایط برای او مهیا است یا نه، اینها در بحث امکان ذاتی دخالت ندارند. ضرورت و عدم همان وجود صرف و عدم صرف عبارةٌ أُخرای امکان ذاتی برای زید است ولی در امکان استعدادی آن وجود، وجود مقید میشود و عدم آنهم عدم مقید میشود. یعنی انسانی که الآن نطفه میخواهد برگردد، دیگر نمیگوییم که وجود برای انسان ضرورت ندارد بلکه میگوییم که این وجود برای این انسان در این شرایط اگر بخواهد حرکت بکند ضرورت دارد ولی فعلاً هنوز وجود ندارد و هنوز انسان نیست. یعنی ما لحاظ ضرورت و عدم ضرورت را در امکان استعدادی بهواسطۀ شرایط میکنیم بهواسطۀ شرایط زمانی، مکانی، عِدّه، عُدّه، آلات، اسباب، وسائط و تمام آنچه که برای تحول این موضوع به موضوع دیگر شرط است. پس در اینجا این امکان استعدادی همان امکان ذاتی است منتها امکان ذاتی محدّد و محدود. همان امکان ذاتی است منتها بالنسبه به یک موضوع و شخص خاص.
لذا میگویند که امکان استعدادی امکان شخصی است یعنی امکانی است که روی وجود و عدم مطلق نمیرود بلکه روی وجود خاص میرود. همین نطفه به این انسان برمیگردد! این نطفهای که الآن در اینجا موضوع است به این منقلب میشود. این دانۀ گیاه که الآن در اینجا هست به یک درخت میوه تبدیل میشود و فرض کنید الآن در اینجا این سنگ تبدیل به یک جواهر میشود. یعنی خصوص این امر مشخص و متعین تبدلش به امر دیگر در اینجا منظورٌ إلیه در امکان استعدادی است ولی در امکان ذاتی وجود مطلق است؛ میگوییم که زید یا وجود پیدا میکند یا نمیکند. عمرو یا وجود پیدا میکند یا نمیکند. درخت و شجر یا وجود پیدا میکند یا نمیکند. ماهیت بالنسبة به وجود و عدم سیان است اما اگر فرض کنید یک مآل مشخص را در تعلق و ارتباط با یک موضوع مشخص درنظر بگیریم، دیگر آن موضوع را از تحت اطلاق بیرون آوردیم یعنی وقتی که یک دانۀ هندوانه را درنظر بگیرید، این دانۀ هندوانه را که در زمین میکارید میگویید که هندوانه بعد از دو ماه دیگر ـ دو ماه شرط آوردید ـ در این شرایط و در این حدیقه بهواسطۀ این بذر، هندوانه برای این دانه امکان استعدادی دارد. نمیگویید که هندوانه یا موجود است یا نه. هندوانه موجود است یا نه، به امکان ذاتی برمیگردد. اما هندوانۀ این باغچه و این حدیقه و این بذر امکان استعدادی برای این دارد نهاینکه هندوانهای که مربوط به ساوه است امکان استعدادی برای این هندوانهای که اینجا هست، دارد. این امتناع دارد. آن هندوانهای که مربوط به ساوه است مربوط به بذری است که در آنجا هست. این بذری که در اینجا هست مربوط به خود همین شرایط و خصوصیات زمانی و مکانی و علل و اسباب مُعدِّه است. بنابراین هیچ فرقی بین امکان ذاتی و امکان استعدادی نیست إلاّ بالإطلاق و التقیّد.
