
تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی
تحلیل نسبت میان ماهیت، وجود خارجی و استعداد تحول
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوتهای میان امکان ذاتی و امکان استعدادی میپردازند. بحث با بررسی ماهیت امکان استعدادی به عنوان یک کیفیت خارجی و حالت تهیؤ در موجودات آغاز میشود. استاد با تفکیک میان امکان ذاتی که وصف ماهیت است و امکان استعدادی که وصف عین خارجی است، به نقد دیدگاههایی میپردازند که این دو را از باب اشتراک لفظی میدانند. در ادامه، سیر بحث به چگونگی اتصاف موضوعات به امکان استعدادی و نقش شرایط زمانی و مکانی در تحقق استعدادها میرسد. این جلسه با تبیین این نکته به پایان میرسد که اوصافی نظیر شدت و ضعف، تنها به مستعد و وجود خارجی تعلق میگیرند و امکان استعدادی در واقع وصفی به حال متعلق است که به واسطه رابطه میان موضوع فعلی و مآلِ آن، به موضوع نسبت داده میشود.
تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی
8تلمیذ: بنابراین بین استعداد و امکان استعدادی فرق هست.
استاد: نه، بحث قوه جدا است. ببینید کیف استعدادی عبارت از وجود است؛ الآن این رنگ این صفحه سفید است این کیفٌ، فرض کنید الآن اندازۀ این کتاب بیست سانت است این کمٌ. این کم الآن وجود خارجی دارد. حالا إنشاءالله در جلسات بعد میگوییم که مرحوم صدرالمتألهین که در عباراتشان آمدند اصلاً بهطورکلی مسئلۀ وجود ماهیت را انکار کردند حتی وجود تبعی هم برای ماهیت قائل نیستند بلکه وجود ماهیت را وجود مجازی میدانند یعنی هیچ رائحهای از وجود در ماهیت نیست، این مطلب را میآییم رد میکنیم.
تبعی بودن وجود اعراض
در اینجا آنچه که الآن برای تقریب مسئله باید متوجه باشیم این است که تمام اعراض وجود دارند منتها وجودشان وجود تبعی است. کیف الآن به وجود موضوع وجود دارد. کمّ به وجود موضوع وجود دارد. همۀ اینها وجود دارند. این تهیؤ که الآن در این نطفه وجود دارد آیا این تهیؤ یک امر اعتباری است یا یک امر واقعی است؟ این تهیؤ عبارت از یک امر واقعی است یعنی خصوصیات، ذرات، اجزاء و موادی که در این نطفه هست این اجزاء و این مواد به این نطفه قابلیت میدهد که به صورت دیگری منقلب بشود که ما اسم آن صورت را دجاجة، دیک، انسان و یا غنم میگذاریم که هرکدام از این خصوصیت و این کیفیت مختص به همین موضوع است و در موضوع دیگری وجود ندارد. ما به این کیفٌ استعدادیٌ میگوییم. خب حالا این کیف استعدادی آیا بالفعل دیکٌ أو دجاجٌة أو انسانٌ یا نه؟
لذا میگوییم که این کیف استعدادی قوه دارد. قوه دارد یعنی استعداد برای آن امر دیگر دارد. در واقع آن مستعدِّ له جنبۀ قوه میشود که امر عدمی است. یعنی قوه آن تعریفی نیست که به معنای زور است. نهخیر، قوه جنبۀ عدمی مستعد است. مستعدی که برای مستعدّ له قابلیت دارد میگوییم که این مستعد دارای قوه است یعنی واجد امر عدمی است که آن امر عدمی، امر عدمی مطلق نیست و امر عدمی مترقَّب است یعنی انتظار آن امر عدمی در این هست و آن انتظار در امر دیگر نیست! یعنی بااینکه قوه یک امر عدمی است ولی عدم مطلق نیست و عدم منتظَر و مترقَّب است، عدمی است که بهواسطۀ کیف استعدادیه در اینجا آمده است و این عدم خیلی ارزش دارد و این عدم خیلی تفاوت دارد با عدم مطلقی که عدم الوجود باشد. این عدمی است که قریبُ الوجودِ بِالوجود است یعنی اگر این در شرایط مناسب قرار بگیرد، این عدم را تبدیل به فعل میکند.
