
تحلیل امکان ذاتی و امکان استعدادی
بررسی نسبت میان ماهیت، وجود و کیفیتهای خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوتهای میان امکان ذاتی و امکان استعدادی میپردازند. بحث با بررسی اتصاف ماهیت به امکان ذاتی آغاز میشود و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که ماهیت بهلحاظ استواء طرفین نسبت به وجود و عدم، موضوع برای امکان ذاتی است. در ادامه، دیدگاههای مختلف پیرامون امکان استعدادی و نسبت آن با مستعد و استعداد مورد واکاوی قرار میگیرد. استاد با نقد دیدگاههایی که امکان استعدادی را صرفاً یک امر اعتباری یا مجازی میدانند، به تحلیل کیفیت انتساب ماهیت به وجود و تفاوت میان وجود تبعی و وجود اعتباری میپردازند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که امکان استعدادی نه یک امر مجزا و بیارتباط، بلکه دارای اشتراک معنوی با امکان ذاتی است و هر دو به مفهوم تساوی طرفین بازمیگردند که در مصادیق مختلف، از جمله کیفیتهای مزاجی خارجی، جاری میشود.
تحلیل امکان ذاتی و امکان استعدادی
5و این کار را یک حکیم میکند! این مسئله با اختلاط الفاظ دوتاست، مسئله با اختلاط در لغات فرق میکند! اشتراک لفظی از اختلاط در لغات پیش میآید. یک محله در اینجا هست به نام محلۀ جوب شور و یک محله هم آنجا هست به نام گذر قلعه، آن شیر را برای حیوان مفترس وضع میکند و اینهم شیر را برای شیر خوردنی وضع میکند، بعد این طرف محلهها را جمع میکند و همۀ آن لغات قومی را [جمع] میکند و میبیند که این محله شیر را برای حیوان مفترس [استفاده] میکنند و آن محله برای شیر خوردن [استفاده میکنند]، میگوید اصلاً در اینجا اشتراک لفظی وجود دارد. بعد در لغتنامۀ خود مینویسد شیر برای دو معنا یا سه معنا یا ده معنا وضع شده است.
خب [با] اینطور اختلاط در لغات طبعاً مسئلۀ اشتراک لفظی بهوجود میآید اما یک حکیمی که از این معنای امکان قصدی را دارد و مطلبی مورد توجه او است و مدلولی را از این تقاضا میکند، دیگر نمیتوانیم بگوییم که بدون توجه و عنایت بین دو مدلول همینطور علی شیرخدایی یک لفظی را که مربوط به ماهیت است، آن لفظ را به آن تهیؤ خارجی نسبت میدهد! اصلاً این معنا مستحیل است؛ یعنی اصلاً توجهی به این مسئله نشده است که شما که میگویید: اشتراک لفظی، متوجه هستید که چه میگویید؟! یعنی فرض کنید همینطوری یک حکیمی یک لفظی را بدون اینکه اصلاً توجه به مدلول داشته باشد، در غیر از جای خودش استعمال میکند!
پس اصلاً این معنا بهطورکلی غلط است و اصلاً بحث اشتراک لفظی نمیتواند در اینجا بیاید تااینکه آنوقت حالا چاره برای آن بیندیشیم که به چه جهت است! قطعاً آن جهتی که مورد نظر یک حکیم است و امکان را به آن جهت بر این مورد خارجی [بار میکند] حتی بهلحاظ تهیؤ آن و حتی اگر نگوییم که وصف به حال متعلق است بلکه وصف به حال خود موضوع خودش است یعنی به نفس همین تعلق خارجی و تهیوء خارجی و کیفیت مزاجیه، به نفس همین کیفیت مزاجیه نه، بهخاطر تساوی الطرفین این تحقق صورت خارج نسبت به او است! درست است که الآن نطفه در منویت خودش فعلیت دارد ولی تااینکه انسان بشود [طول میکشد]! این نطفه باید در بستر مناسب قرار بگیرد و موانع مرتفع بشود و مقتضیات بهوجود بیاید، تمام این امکانات باید باشد تااینکه تبدیل به صورت انسان بشود.
