
تحلیل امکان ذاتی و امکان استعدادی
بررسی نسبت میان ماهیت، وجود و کیفیتهای خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوتهای میان امکان ذاتی و امکان استعدادی میپردازند. بحث با بررسی اتصاف ماهیت به امکان ذاتی آغاز میشود و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که ماهیت بهلحاظ استواء طرفین نسبت به وجود و عدم، موضوع برای امکان ذاتی است. در ادامه، دیدگاههای مختلف پیرامون امکان استعدادی و نسبت آن با مستعد و استعداد مورد واکاوی قرار میگیرد. استاد با نقد دیدگاههایی که امکان استعدادی را صرفاً یک امر اعتباری یا مجازی میدانند، به تحلیل کیفیت انتساب ماهیت به وجود و تفاوت میان وجود تبعی و وجود اعتباری میپردازند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که امکان استعدادی نه یک امر مجزا و بیارتباط، بلکه دارای اشتراک معنوی با امکان ذاتی است و هر دو به مفهوم تساوی طرفین بازمیگردند که در مصادیق مختلف، از جمله کیفیتهای مزاجی خارجی، جاری میشود.
تحلیل امکان ذاتی و امکان استعدادی
7حتی در خود الله وجوب ذاتی و استغنای ذاتی نیست، اینها را از خارج استفاده میکنیم. فرض کنید که اللهُ خالقُ الملک، تا الله گفتیم، الله واجبُ الوجودِ مُستغنی مِن جَمیعِ الصِّفاتِ الکَمالیةِ و الجمالیةِ و الجاه [در ذهن آمد]. [میگویید که] آقا چه میگویید؟! ولی خب به قول طرف که گفت: میخواهی دعا کنی به مسجد برو!! میخواست هیزم بخرد گفت: این حطب مرتب بر حمار أسود اللون را هر رطل شرعی به چند درهم در معرض بیع و شراء درمیآوری؟! دهاتی به او نگاه کرد و گفت: اگر میخواهی دعا کنی مسجد پیداست و اگر میخواهی هیزم بخری [درست بگو]! پس اینها را از این لفظ نمیفهمیم. وقتی که میگوییم: زید، فقط ماهیت درنظر میآید لذا شما منتظر خبرش میمانید که چه خبری میخواهد بدهد! زید مرد، زید زنده شد، زید آمد، زید ازدواج کرد، زید خورد، زید خوابید و زید چهکار کرد. اصلاً امکان ذاتی را از ماهیت نمیفهمیم! بله، وقتی که ما ماهیت را معریٰ درنظر بگیریم، از این ماهیت معریٰ بهنحو لا اقتضاء انتزاع امکان ذاتی میشود، نه بهنحو مقتضی و علیت، دیگر از این بالاتر!
نفس مفهوم تساوی الطرفین مدلول موضوع واضع لغت در هر زبانی
نفس مفهوم تساوی الطرفین مدلول موضوع واضع لغت در هر زبانی است، میخواهید عربی بگویید، فارسی بگویید، انگلیسی بگویید و ترکی بگویید، در هر زبانی به آن مفهوم و طبیعت تساوی الطرفین ممکن میگویند. این طبیعت افراد و مصادیقی دارد؛ یک مصداقش جناب ماهیت است و یک مصداقش جناب کیفیت مزاجیۀ خارجی است، وعاء آن ماهیت فقط وعاء ذهن است، این موضوع دیگر و این مصداق، مصداق خارجی است و در مصداق که بحث نداریم!
محط بحث در اشتراک معنوی
ما در اشتراک معنوی در اتحاد در مفهوم صحبت میکنیم. مفهوم تساوی الطرفین نسبت به مصادیق خودش واحد است؛ یعنی همانطوریکه خود ماهیت بدون توجه به وجود و عدم، لا اقتضاء نسبت به وجود و عدم را میکند و به همین دلیل ما ممکن میگوییم، وقتی که به این کیفیت مزاجیۀ خارجیه نظر بکنیم بهلحاظ تساوی الطرفین بودن آن نسبت به وجود و عدم آن صورت متبدلۀ بعدی، به این ممکن میگوییم، همانطوریکه مرحوم آخوند میفرمایند فقط فرقش در این است که امکان ذاتی از وجود و عدم مطلق بحث میکند، وقتی که شما میگویید: زید، این زید نه اقتضاء وجود را میکند و نه اقتضاء عدم را میکند، خب این وجود و عدم مطلق میشود. اما در امکان استعدادی، از وجود و عدم خاص صحبت است؛ وجود انسان، نه وجود الاغ، نه وجود غنم! وجود انسان و عدم وجود انسان، فرق آن فقط در کلیت و جزئیت است و هیچ فرق دیگری ندارند اما این کلیت و جزئیت، مبرّر برای قول به اشتراک لفظی نیست، کلیت و جزئیت فقط مصحح مصداقیت برای امکان ذاتی و امکان استعدادی است یعنی تساوی الطرفین، آن ملاک و آن ماهیت مدلول و مفهوم برای امکان ذاتی ما خواهد بود.
