
ناتوانی عقل در درک حقیقت واجب و ممتنع بالذات
بررسی جایگاه صفات سلبی در شناخت ذات پروردگار
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه مباحث عدمی در فلسفه و الهیات میپردازند. بحث با بررسی امکان استعدادی و کیفیت مزاجی آغاز شده و سپس به یکی از مباحث کلیدی فلسفی، یعنی احکام ممتنع بالذات، منتقل میشود. ایشان تأکید میکنند که شناخت صفات سلبی پروردگار، برای درک صحیح ذات حق و تنزیه او از محدودیتها و نقایص، امری ضروری است. در ادامه، این نکته مطرح میشود که همانگونه که عقل به دلیل شدت نوریه و اطلاق وجودی، قادر به درک کنه ذات واجب نیست، به دلیل بطلان محض و لاشیئیت، توان تصور حقیقت ممتنع بالذات را نیز ندارد. در نهایت، استاد توضیح میدهند که احکام مربوط به ممتنع بالذات، نه از طریق ادراک مستقیم، بلکه بهصورت عرضی و استتباعی و برای اثبات صفات ثبوتیه و کمالات الهی مورد استفاده قرار میگیرند.
ناتوانی عقل در درک حقیقت واجب و ممتنع بالذات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه مباحث عدمی در فلسفه و الهیات میپردازند. بحث با بررسی امکان استعدادی و کیفیت مزاجی آغاز شده و سپس به یکی از مباحث کلیدی فلسفی، یعنی احکام ممتنع بالذات، منتقل میشود. ایشان تأکید میکنند که شناخت صفات سلبی پروردگار، برای درک صحیح ذات حق و تنزیه او از محدودیتها و نقایص، امری ضروری است. در ادامه، این نکته مطرح میشود که همانگونه که عقل به دلیل شدت نوریه و اطلاق وجودی، قادر به درک کنه ذات واجب نیست، به دلیل بطلان محض و لاشیئیت، توان تصور حقیقت ممتنع بالذات را نیز ندارد. در نهایت، استاد توضیح میدهند که احکام مربوط به ممتنع بالذات، نه از طریق ادراک مستقیم، بلکه بهصورت عرضی و استتباعی و برای اثبات صفات ثبوتیه و کمالات الهی مورد استفاده قرار میگیرند.
ناتوانی عقل در درک حقیقت واجب و ممتنع بالذات
10وَ کَذلکَ صَحنُ الدّارِ صِفةُ الدّار و إذا أُضیفَ فی الذِّهنِ إلَى عَددِ ما یَسعهُ مِنَ النّاسِ کانَ إمکاناً لَهُ و سَتسمعُ فی تَحقیقهِ ما هوَ الحَقُّ القراحُ فی فَصلِ القوةِ و الفِعلِ بِإذنِ اللهِ العَلیمِ الفَعال.1
صحن منزل، صفت برای دار است و یک جنبۀ فعلیت هم دارد. وقتی که ما این صحن را درنظر بگیریم نسبت به سکانی که میتواند در خودش جا بدهد، میگوییم که این حیاطِ خانه میتواند دویست نفر را جا بدهد؛ اگر یک چادر بزنیم عزاداری کنیم دویست نفر میتوانند در این حیاط بنشینند. میگویند که این برای گنجایش دویست نفر امکان استعدادی دارد. به آن عدد، و إذا أُضیفَ فی الذِّهنِ إلَى ... [و هنگامی که در ذهن به عددی که گنجایش آن از مردم دارد اضافه شود، برای او امکان خواهد بود] این امکان استعدادی برای آن کمّ محدود میشود، [و بهزودی در تحقق آن، حقّ صریح را در فصل قوه و فعل خواهی شنید، به اذن خداوند دانای فعال.]
عجز عقل از تعقل حقیقت واجب!
فَصل (18).
فی بَعضِ أحکامِ المُمتنعِ بِالذّات.
و اعلم أنَّ العَقلَ کَما لا یَقدرُ أن یَتعقلَ حَقیقةَ الواجبِ بِالذّات لِغایةِ مَجدهِ و عُلوِّهِ و شِدةِ نوریته و وجوبهِ و فِعلیتهِ و عَدمِ تَناهی عَظمتهِ و کِبریائهِ کَذلکَ لا یَقدرُ عَلى أن یَتصور المُمتنع بِالذاتِ بِما هوَ مُمتنعٌ بِالذاتِ لغایة نقصهِ و محوضة بطلانه و لا شیئیته.
فصل ۱۸: در برخی احکام ممتنع بالذات. بدان عقل همانطور که نمیتواند حقیقت واجب را تعقل کند، چون یکی اینکه مجد و عظمت پروردگار نهایت ندارد و شدت نوریۀ او هم نهایت ندارد و وجوب و فعلیت او و عدم تناهی عظمت و کبریائیت اینها جهات مختلفی است [که برای پروردگار نهایت ندارد] و درمقابل جهت خلافش برای ما هست. همینطور عقل نمیتواند ممتنع بالذات را تصور کند یعنی [نمیتواند] به واقعیت ممتنع بالذات برسد، نه از نظر انتساب به وجود در جهت مخالف نه! ابهاماً و اجمالاً نه، بلکه واقعاً چون این دیگر در نهایت نقص و محوضت بطلان قرار دارد و اصلاً در لا شئیت مطلق قرار دارد.
- . همان، ص 236.
