اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تقابل وجوب ذاتی و وجوب غیری در نظام علیت

تحلیل تلازم‌های منطقی و قضایای شرطیه در فلسفه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون امتناع اجتماع وجوب ذاتی و وجوب غیری بر یک محل واحد می‌پردازند. بحث با بررسی تناهی یا عدم تناهی ابعاد اجرام و برهان‌های مطرح در این زمینه آغاز شده و به تحلیل چگونگی تبدیل یک امر ممکن به ممتنع بالغیر در اثر تلازم با یک امر محال می‌رسد. در ادامه، تفاوت میان قضایای شرطیه لزومیه و اتفاقیه با رویکردی منطقی و عرفی واکاوی می‌شود تا روشن گردد که چگونه تلازم‌های علّی با تلازم‌های ناشی از تکرار و اتفاق متمایز می‌گردند. استاد در بخش پایانی با نقد برخی رویکردهای اجتماعی و سیاسی، بر ضرورت تطبیق انسان با واقعیت‌های تکوینی و پرهیز از توجیهات غیرواقعی تأکید می‌ورزند و مسئولیت‌های اخلاقی ناشی از رهبری و هدایت جامعه را یادآور می‌شوند.

تقابل وجوب ذاتی و وجوب غیری در نظام علیت

6
  • اخیراً کتابی می‌خواندم که نویسندۀ این کتاب یک مسیحی امریکایی است، در این کتاب راجع به وظایف زن‌ها صحبت می‌کند! خودش زن است، در آنجا نوشته است که وقتی که این کتاب را نوشتم از جاهای مختلفی به من تلفن شد و گفته شد که شما در این کتابتان جانب مردها را گرفته‌اید و همین حرفی را که اسلام می‌گوید نوشته‌اید، چرا این کار را انجام داده‌اید؟! می‌گفت: من در جواب گفتم که بالأخره یک تجربه‌ای را پشت سر گذاشته‌ایم حالا شما می‌خواهید قبول کنید می‌خواهید نکنید، این تجربۀ ما وضع ما را به این نحو آورده است! خیلی مسلط هم صحبت می‌کرد، خیلی کتاب شیرین و جالبی است. یکی از مسائلی که در آنجا اشاره کرده [این بود که] می‌گفت: شما آمار طلاق‌ها را نگاه کنید، برای دوام زندگی، زن باید خودش را با مرد تطبیق بدهد. یک زن میسحی امریکایی است ‌ها! این موجب می‌شود که طبعاً عکس العمل و تعامل مرد هم نسبت به زن تفاوت پیدا کند و این آمار پایین بیاید. گفت که شما یک مدت این کار را انجام داده‌اید حالا عوض کنید طوری نمی‌شود، ببینید که نتیجۀ بهتری می‌گیرید یا نمی‌گیرید!

  • غیرقابل تغییر بودن مسائل تکوینی

  • آنها الآن کم‌کم متوجه می‌شوند و می‌دانند که نمی‌شود در این قضیۀ خلقت، ناموس خلقت را تغییر داد! مسائل تکوینی قابل تغییر نیست! حالا ما این در و آن در می‌زنیم و از مسئله پرت می‌شویم و کنار می‌رویم، بالأخره سرمان به سنگ می‌خورد! هیچ‌وقت درقبال واقعیات ایستادگی نکنیم یعنی در مسائل و جریانات واقعی در جریان سیل و رود نایستیم! در هر قضیه‌ای که شخص و جریانی آمد و مقابل حق ایستاد بالأخره زمانه او را مجبور می‌کند به اینکه به واقعیت تن بدهد!

  • لزوم تطبیق انسان با واقعیت

  • امروز یک مقاله‌ای می‌خواندم که خیلی عجیب بود حالا دربسته و سربسته راجع به یک بنده خدایی بود که به یک قسمی پرونده و اتهام درست می‌کرد و این حرف‌ها و طرف را هم نابود می‌کرد و فاتحه‌اش را می‌خواندند! همین بنده خدا را به همین کیفیت ازبین بردند، در همین قضایا و مسائلی که شنیده بودید و هنوز هم گاهی دوباره زمزمه‌اش می‌شود! فاتحۀ او را هم با همین شیوه و با همان کیفیت خواندند! چرا پرونده درست می‌کنید؟! چرا یک بنده خدایی که با دو یا سه سال زندان متنبه می‌شود و از قضایا کنار می‌رود و مراقبت می‌کند را اعدام می‌کنید؟! چرا او را ازبین می‌برید؟! در عالم خلقت و عالم تکوین حسابی هست و قضیه این‌طوری نیست که به‌عنوان اسلام و دین هر کاری را انجام بدهید و بعد هم خیال کنید رقیب و عتیدی نیست و شخصی در اینجا نیست! نه، یک روزی نوبت خودت می‌رسد! خودت را می‌آوردند و همین کارها را با تو می‌کنند و به همین بلاها مبتلایت می‌کند و فیلمت را نشان می‌دهند که ایشان این‌طور این‌طور این‌طور! حالا آن یکی، آن یکی! اینها مسائلی نیست که مخفی بماند! چرا خودمان را با واقعیت تطبیق ندهیم؟! بالأخره یک روزی این مسائل [روشن می‌شود]. اگر انسان همیشه خودش را با واقعیت تطبیق بدهد، همیشه هم در وجدان راحت است و هم در راهش خدشه وارد نمی‌شود، راه همیشه صاف و شفاف می‌ماند. بله، اگر شعار بدهیم، بپوشانیم، اخفاء کنیم و سیاست‌بازی کنیم، مسائل این‌طور نیست که به همین کیفیت باشد! یک روزی مسائل از پرده‌ها بیرون می‌افتد و در آن روز باید شرمندگی و خجالت برای ما باشد! از اول راست و درست باشیم و کلک را کنار بگذاریم. کلک برای چه؟! مگر انسان برای کلک خلق شده است؟! مگر انسان باید خودش را به این امتعه و اهویه نفسانیه و لهویه بفروشد؟! این ضررها اول به خود ما می‌رسد و بعد به دیگران می‌رسد! آن‌وقت کار به جایی می‌رسد که دیگر عبور از این مطلب برای انسان مشکل می‌شود.