اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین کیفیت علم به امور معدوم و ممتنع

تحلیل جایگاه ذهن در انتزاع مفاهیم عدمی و مستحیلات

14٬004
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مسائل دقیق فلسفی، یعنی نحوه علم انسان به امور معدوم و ممتنع می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج در میان جدلیین درباره استلزام محال از محال آغاز می‌شود و استاد با تبیین دقیق جایگاه «علاقه لزومیه» در قضایا، مغالطه بودن استدلال‌های بی‌ارتباط را روشن می‌سازند. در ادامه، محور اصلی بحث یعنی چگونگی تصور «عدم» و «معدومات» در ذهن مطرح می‌شود. استاد با تفکیک میان حیثیت مفهومی و حیثیت مصداقی، توضیح می‌دهند که چگونه ذهن با بهره‌گیری از وجودات ذهنی، به مفاهیم عدمی لباس وجود می‌پوشاند و آن‌ها را به عنوان موضوع برای قضایا قرار می‌دهد. این تبیین، راهگشای حل شبهات مشهوری همچون «العدم المطلق لا یخبر عنه» است و نشان می‌دهد که چگونه عقل با حفظ حیثیت آلی و استقلالی، می‌تواند از امور معدوم نیز خبر دهد.

تبیین کیفیت علم به امور معدوم و ممتنع

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مسائل دقیق فلسفی، یعنی نحوه علم انسان به امور معدوم و ممتنع می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج در میان جدلیین درباره استلزام محال از محال آغاز می‌شود و استاد با تبیین دقیق جایگاه «علاقه لزومیه» در قضایا، مغالطه بودن استدلال‌های بی‌ارتباط را روشن می‌سازند. در ادامه، محور اصلی بحث یعنی چگونگی تصور «عدم» و «معدومات» در ذهن مطرح می‌شود. استاد با تفکیک میان حیثیت مفهومی و حیثیت مصداقی، توضیح می‌دهند که چگونه ذهن با بهره‌گیری از وجودات ذهنی، به مفاهیم عدمی لباس وجود می‌پوشاند و آن‌ها را به عنوان موضوع برای قضایا قرار می‌دهد. این تبیین، راهگشای حل شبهات مشهوری همچون «العدم المطلق لا یخبر عنه» است و نشان می‌دهد که چگونه عقل با حفظ حیثیت آلی و استقلالی، می‌تواند از امور معدوم نیز خبر دهد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین کیفیت علم به امور معدوم و ممتنع

16
  • وَ مِن حَیثُ إنَّها عنوانٌ لِأمورٍ باطِلةٍ تَصیرُ مَنشأً لِامتناعِ الحُکمِ عَلیها و عِندَ اعتِبارِ الحیثیتین یُحکم عَلیها بِعدمِ الإخبارِ عَنها أو بِعدمِ الحکم عَلیها.

  • عنوان و مابإزا برای امور باطله دارد این منشأ برای این است که ما حکم بر آن نکنیم. وقتی هردو حیثیت را ملاحظه بکنیم، حکم بر آن می‌شود یا به عدم اخبار عنها که بگوییم: العدمُ المُطلق لا یُخبر عنه یا به عدم حکم بر آن.

  • أو بِعدمِ ثبوتِها أو أشباهِ ذلک و بِهذا تَندفعُ الشُّبهةُ المَشهورةُ فی قولِنا المَجهولُ المُطلق لا یُخبرُ عَنه‌.

  • این شبهه که می‌گوییم: المَجهول المُطلقُ لا یُخبرُ عَنه که چگونه بااینکه مجهول مطلق است شما می‌گویید که لا یُخبر عنه؟ اگر مجهول مطلق است چرا لا یُخبر عنه می‌آورید؟! اگر لا یُخبر عنه است چطور مجهول مطلق را می‌شود مبتداء و موضوع قرار داد؟! این شبهه مندفع می‌شود.

  • أللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد

/ 613