
تحلیل منطقی قضایای شرطیه لزومیه
بررسی تلازم میان مقدم و تالی در استدلالهای منطقی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث منطقی پیرامون قضایای شرطیه لزومیه و چالشهای مربوط به تکرار حد وسط در قیاس میپردازند. بحث با بررسی ایراد مرحوم بوعلی سینا در کتاب شفا آغاز میشود که در آن، صدقِ همزمانِ دو قضیه لزومیه، علیرغم کذب نتیجه، مورد نقد قرار گرفته است. در ادامه، ضمن اشاره به جایگاه کتاب جوهر النضید و دقتهای منطقی آن، تفاوت میان صدقِ ربطِ بین قضایا و صدقِ موادِ قضایا تبیین میشود. استاد با تفکیک میان فرضِ ذهنی و واقعیتِ نفسالامری، توضیح میدهند که چگونه در قضایای لزومیه، ملاکِ اصلی، برقراریِ رابطه و تلازمِ منطقی میان مقدم و تالی است، حتی اگر موادِ قضایا بهتنهایی کاذب باشند. این جلسه با هدف باز شدن ذهنِ مخاطب در مواجهه با مغالطات منطقی و درک عمیقترِ ساختارِ استدلالهای برهانی تنظیم شده است.
تحلیل منطقی قضایای شرطیه لزومیه
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث منطقی پیرامون قضایای شرطیه لزومیه و چالشهای مربوط به تکرار حد وسط در قیاس میپردازند. بحث با بررسی ایراد مرحوم بوعلی سینا در کتاب شفا آغاز میشود که در آن، صدقِ همزمانِ دو قضیه لزومیه، علیرغم کذب نتیجه، مورد نقد قرار گرفته است. در ادامه، ضمن اشاره به جایگاه کتاب جوهر النضید و دقتهای منطقی آن، تفاوت میان صدقِ ربطِ بین قضایا و صدقِ موادِ قضایا تبیین میشود. استاد با تفکیک میان فرضِ ذهنی و واقعیتِ نفسالامری، توضیح میدهند که چگونه در قضایای لزومیه، ملاکِ اصلی، برقراریِ رابطه و تلازمِ منطقی میان مقدم و تالی است، حتی اگر موادِ قضایا بهتنهایی کاذب باشند. این جلسه با هدف باز شدن ذهنِ مخاطب در مواجهه با مغالطات منطقی و درک عمیقترِ ساختارِ استدلالهای برهانی تنظیم شده است.
تحلیل منطقی قضایای شرطیه لزومیه
6اگر اِثنین عدد نباشد بنابراین در اینجا زوج هم نیست چون اِثنین عدد است زوج است و چون عدد در اینجا بهعنوان علت تامه آمد و حد وسط قرار گرفت، خواهینخواهی زوجیت را بر اِثنین حمل میکند حالا چه در آن صغریٰ فردیت ملازم با اِثنین باشد یا فردیت ملازم با اِثنین نباشد! این کبریٰ از نظر لزوم تمام است، تمام نیست؟! اگر اِثنین عدد است باید زوج باشد! درست است دیگر! ما همین مقدار را میخواهیم! ما الآن در اینجا یک کبریٰ داریم و آن کبریٰ لزومیۀ بتیّه است؛ یعنی در جمیع احوال زوجیت را بر آن اِثنین حمل کرده است؛ إن کانَ الاثنانُ عدَداً فَهوَ یَکونُ زوجاً این کبریٰ است، [چون] حد وسط تکرار شده است. از آنطرف این صغریٰ در اینجا بهعنوان یک قضیهای هست که فردیت حد وسط قرار گرفته است. آنچه که ما در اینجا میخواهیم عبارت از تلازمی است که بین این دو قضیه انجام میشود. تلازم را برقرار کردیم دیگر حالا شما چهکار دارید فردیت در اینجا هست یا نیست؟! دیگر ما به آن کاری نداریم!
ملاک صدق در قضیۀ لزومیه
ما در قضیۀ لزومیه گفتیم که صدق قضیۀ لزومیه به صدق مواد قضایا نیست بلکه به صدق ربط و علاقۀ بین این دو مناط بر صدق لزومیه است. لذا در آن موارد ممکن است یک امتناع ذاتی استدعای امتناع ذاتی دیگری را هم بکند. یک وقتی قضیۀ لزومیه، موجبه است مثل: إن کانَت الشَّمسُ طالِعةً فالنَّهارُ موجودٌ، این قضیۀ لزومیه میشود. یک وقتی قضیۀ لزومیه معدومه و ممتنع میشود مثل إن کانَ الإنسانُ حِماراً فَلاجَرمَ أنَّهُ یَکونُ ناهِقاً، در اینجا مواد در قضایا کاذب است اما ربط بین قضیۀ اولیٰ و قضیۀ ثانی صادق است. اگر فرض بشود ـ واقعیت هم دارد که انسانی حمار باشد!! الآن هم که خیلی زیاد هست!! ـ انسان حمار باشد باید ناهق هم باشد. این اشکال ندارد! ما اینطور فرض کردیم! اگر شما میگویید که نه آقا، نمیشود باشد! میگوییم که بابا ما فرض میکنیم! گفت که اگر کلاغ در چاه بیفتد چند دلو باید آب کشید؟ مسئله را بلد نبود گفت: اصلاً کلاغ در چاه نمیافتد! گفت: بابا فرض میکنیم! گفت: نه نمیشود! کلاغ در چاه نمیافتد! پس ملاک صدق در قضیۀ لزومیه عبارت از ربط بین دو قضیه است ولی هرکدام از این دو قضیه بِحیالِها و بهتنهایی ممکن است کاذبه باشد. إن کانَ الإنسانُ حِماراً کاذب است. فَلا جَرمَ یَکون ناهِقاً هم کاذب است اما جمع بین هردو صدق میشود؛ یعنی عَلیٰ فَرضٍ اگر انسان حمار باشد پس در اینجا باید اقتضاء ناهقیت را هم داشته باشد. بنابراین در اینجا مسئله تمام شد! پس ایشان این اشکال را بر این رد، وارد کردند.
