
تحلیل منطقی قضایای شرطیه لزومیه
بررسی تلازم میان مقدم و تالی در استدلالهای منطقی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث منطقی پیرامون قضایای شرطیه لزومیه و چالشهای مربوط به تکرار حد وسط در قیاس میپردازند. بحث با بررسی ایراد مرحوم بوعلی سینا در کتاب شفا آغاز میشود که در آن، صدقِ همزمانِ دو قضیه لزومیه، علیرغم کذب نتیجه، مورد نقد قرار گرفته است. در ادامه، ضمن اشاره به جایگاه کتاب جوهر النضید و دقتهای منطقی آن، تفاوت میان صدقِ ربطِ بین قضایا و صدقِ موادِ قضایا تبیین میشود. استاد با تفکیک میان فرضِ ذهنی و واقعیتِ نفسالامری، توضیح میدهند که چگونه در قضایای لزومیه، ملاکِ اصلی، برقراریِ رابطه و تلازمِ منطقی میان مقدم و تالی است، حتی اگر موادِ قضایا بهتنهایی کاذب باشند. این جلسه با هدف باز شدن ذهنِ مخاطب در مواجهه با مغالطات منطقی و درک عمیقترِ ساختارِ استدلالهای برهانی تنظیم شده است.
تحلیل منطقی قضایای شرطیه لزومیه
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث منطقی پیرامون قضایای شرطیه لزومیه و چالشهای مربوط به تکرار حد وسط در قیاس میپردازند. بحث با بررسی ایراد مرحوم بوعلی سینا در کتاب شفا آغاز میشود که در آن، صدقِ همزمانِ دو قضیه لزومیه، علیرغم کذب نتیجه، مورد نقد قرار گرفته است. در ادامه، ضمن اشاره به جایگاه کتاب جوهر النضید و دقتهای منطقی آن، تفاوت میان صدقِ ربطِ بین قضایا و صدقِ موادِ قضایا تبیین میشود. استاد با تفکیک میان فرضِ ذهنی و واقعیتِ نفسالامری، توضیح میدهند که چگونه در قضایای لزومیه، ملاکِ اصلی، برقراریِ رابطه و تلازمِ منطقی میان مقدم و تالی است، حتی اگر موادِ قضایا بهتنهایی کاذب باشند. این جلسه با هدف باز شدن ذهنِ مخاطب در مواجهه با مغالطات منطقی و درک عمیقترِ ساختارِ استدلالهای برهانی تنظیم شده است.
تحلیل منطقی قضایای شرطیه لزومیه
8ما هم یک وقتی خیال میکردیم دو دوتا چهارتا است ولی الآن بعد شش سال از فوت آقا دیگر متوجه شدیم که دو دوتا میشود: پنجتا، ششتا شصتتا!!
وَ لَکَ أن تَقول إنّ الدَّفعَینَ مُتِشارکاً المَسلَک فی الإصابَةِ و لا ضَعفَ فی الأوّلِ فَإنَّهُ إن أرید أنَّ بَینَ عَددیةِ الاثنَین و فَردیتِهِ مُنافاةٌ فی نفس الأمر فَهوَ حَقٌ و لا ضیر.
شما اینطور میتوانید بگویید که دفعین در اصابت هردو ـ هم آن اول و هم آن ثانی ـ متشارک المسلک و یکی هستند. ضعفی در اوّلی نیست که به او ایراد شده است. اگر اراده شود که بین عددیت اِثنین و فردیتش منافاتی در نفسالأمر هست اشکالی ندارد [آن حق است و چارهای نیست]! اگر این آقا اینطور بفرماید که ما اینطوری دلمان میخواهد! خب دلمان میخواهد دیگر!
إذِ الأوضاعُ المُمکِنَةُ الاقتِرانُ مَعَ فَرضِ المُقدَمِ لَیسَ یَجِب أن لا یَکونَ شَیءٌ مِنها مُنافیاً لَه فی نفسِ الأمرِ .
زیرا اوضاع و احوالی که با فرض مقدّم مُمکنُ الاقتِران است اقتضاء نمیکند که هیچکدام منافات نداشته باشد! نهخیر! حالا با نفسالأمر هم منافات داشته باشد! وقتی که آقا اینقدر [عقلش] پارهسنگ برمیدارد که میگوید: اِثنین با فردیت میسازد، خب پس با نفسالأمر هم منافات داشته باشد، داشته باشد! این مسئلهای نیست! چه اشکال دارد؟!
وَ إن أریدَ أنَّ المُنافاةَ تَکونُ مُتحقَقَةً بِحسبِ جَمیعِ الاعتباراتِ فَهوَ لَیسَ بِحقٍ فَإنَّ المُلازمَةَ بینَ فَردیةِ الاثنَین و عَددیتِه صارَت مُتحقَقَةً بِحسبِ وَضعٍ مّا و تَسلیمٍ مّا فَإذَن زوجیةُ الاثنین لَیسَت بِلازمَةٍ لِعدَدیتهِ عَلىٰ جَمیعِ الأوضاعِ المُمکِنةِ الاقترانِ مَعَها و لَو بِحَسبِ الوَضعِ و التَّسلیمِ.
اگر شما میگویید که نه آقا! باید درست صحبت کرد! نمیشود آدم هر چیزی را بگوید! قضایا را باید درست بگوید! منافات بهحسب جمیع اعتبارات محقق است و این حق نیست چون ملازمت بین فردیت اِثنین و عددیت آن در اینجا بهحسب وضع ما و تسلیم ما برحسب فرض محقق شده است. در این موقع دیگر زوجیت اِثنین ملازم با عددیت او بر همۀ اوضاع نیست بلکه فقط در صورتی است که اِثنین زوج باشد نهاینکه اِثنین فرد باشد ولو بهحسب وضع و تسلیم!
