
تفاوت ماهیت و وجود در فلسفه اسلامی
بررسی ادله تمایز مفهومی و اتحاد خارجی وجود و ماهیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث فلسفی «تفاوت ماهیت و وجود» میپردازند. بحث با بررسی ادلهای آغاز میشود که فلاسفه برای اثبات تمایز میان مفهوم ماهیت و مفهوم وجود اقامه کردهاند؛ از جمله مسئله انفکاک در تعقل و شک در وجود عینی پس از تصور ماهیت. در ادامه، استاد ضمن نقد و بررسی اشکالات وارد بر این ادله، به تبیین این نکته میپردازند که اگرچه ماهیت و وجود از نظر مفهومی با یکدیگر متفاوتاند، اما در خارج دارای اتحاد هستند. ایشان برای روشن شدن این حقیقت، از مثال صفات الهی بهره میگیرند و توضیح میدهند که چگونه مفاهیم متکثر میتوانند مصداق واحدی داشته باشند. این جلسه با هدف رفع ابهامات پیرامون نحوه انتزاع مفاهیم و نسبت آنها با واقعیت خارجی، راهگشای فهم دقیقتری از مبانی اصالت وجود و اعتباریت ماهیت است.
تفاوت ماهیت و وجود در فلسفه اسلامی
1درس سیصدم
اضافه و زیادت وجود بر ماهیت بهحسب عقل (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
تلمیذ: ...
استاد: مسئلۀ علمیاش این است که اصل خود وجود خیر است و تطورات خود وجود هم همه خیر است و نفس بروز و ظهور یک حقیقت مکنون و یک حقیقت پیچیده خودش هم یک نحوه از خیر است.
تلمیذ: برای خودش است؟!
استاد: بله، برای خودش است. منبابمثال شما یک خط خوبی دارید آیا نمینویسید که نگاهش کنید؟! این خط از کجا آمده است؟! از خودتان آمده است. آیا شما وقتی که یک نقاشی خوب بلد هستید بکشید آیا نقاشی نمیکشید تماشایش کنید؟! شما وقتی که یک کار هنری خوبی میتوانید انجام بدهید آیا انجام نمیدهید؟! میگویند: میرعماد زمان شاه عباس خطش خوب بود، خط مینوشت و همیشه انبار میکرد، مدام نون مینوشت و به مادرش میگفت که ببین این چقدر نون قشنگی است! [مادرش] میگفت: این نونها برای ما نان نمیشود! برو بفروش! میرعماد دلش نمیآمد بفروشد، البته بعد از او خطاطهایی بهتر هم آمدند و به اعتقاد من بهترین خطاطی که تابهحال آمده است میرزا غلامرضا کلهر است که اهل شهرضا که بین اصفهان و شیراز است [میباشد]. از آن کلاههای خاص روی سر خود میگذاشت. عکسش هست. من عکسش را جایی در همین ایلات با تفنگ دیدم ایشان تقریباً برای حدود چهارصد سال پیش بوده است و کسی در خط همانند ایشان نیامده است همانطوریکه اهلفن در خط شکسته نقل میکنند که کسی روی دست عبدالمجید درویش نیامده است. منتها چون میرعماد مؤسس خط نستعلیق بوده است و قبل از میرعماد کسی خط نستعلیق را نمیدانست و طبق آنچه که نقل میکنند افاضهای هم هست.
عنایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام به میرعماد
میگویند: به امیرالمؤمنین متوسل شده بود حضرت در خواب به او یک مرغابی نشان میدهند و میگویند که این خط را روی گردن ـ گردن مرغابی کج است ـ این مرغابی به این کیفیت پایین بیاور، حالا حرف نون بود یا حرف یاء بود یا کیفیت لام منتها لام بالعکس بود [نمیدانم] در او دقت میکند و یکدفعه که صبح از خواب بلند میشود میبیند حالوهوای دیگری دارد و شروع به نوشتن میکند و کمکم دیگر رشد پیدا کرد و دیگر میرعماد شد. آنقدر علاقه داشت همینطور مینوشت و جلویش میگذاشت و نگاه میکرد که این چه خطی است!
