اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت و نسبت آن با وجود در هستی‌شناسی

تحلیل تفاوت‌های مفهومی و مصداقی در حمل وجود بر موجودات

14٬064
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مسئله دقیق زیادت وجود بر ماهیت می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره تفاوت مفهوم و مصداق آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه می‌یابد که وجود، حقیقتی واحد و بالصرافه است که در عین بساطت، در مراتب مختلف تعین می‌یابد. در این مسیر، استاد با ارائه مثال‌هایی از سریان امواج و نحوه تقید وجود مطلق در قالب‌های محدود، به این پرسش پاسخ می‌دهند که چگونه ماهیات مختلف از دل یک حقیقت واحد پدید می‌آیند. در نهایت، با بررسی نسبت میان موضوع و محمول در قضایای فلسفی، این نتیجه حاصل می‌شود که اختلاف موجودات در خارج، ناشی از تفاوت در منشأ انتزاع و مراتب وجودی آن‌هاست، نه آنکه وجود و ماهیت دو امر جداگانه باشند که در خارج به هم ضمیمه شده‌اند.

ماهیت و نسبت آن با وجود در هستی‌شناسی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مسئله دقیق زیادت وجود بر ماهیت می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره تفاوت مفهوم و مصداق آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه می‌یابد که وجود، حقیقتی واحد و بالصرافه است که در عین بساطت، در مراتب مختلف تعین می‌یابد. در این مسیر، استاد با ارائه مثال‌هایی از سریان امواج و نحوه تقید وجود مطلق در قالب‌های محدود، به این پرسش پاسخ می‌دهند که چگونه ماهیات مختلف از دل یک حقیقت واحد پدید می‌آیند. در نهایت، با بررسی نسبت میان موضوع و محمول در قضایای فلسفی، این نتیجه حاصل می‌شود که اختلاف موجودات در خارج، ناشی از تفاوت در منشأ انتزاع و مراتب وجودی آن‌هاست، نه آنکه وجود و ماهیت دو امر جداگانه باشند که در خارج به هم ضمیمه شده‌اند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت و نسبت آن با وجود در هستی‌شناسی

7
  • بنابراین دیگر در اینجا دو چیز متفاوت نداریم، یک چیز به نام وجود خارجی که این وجود خارجی آمده بر یک ماهیت اضافه و زائد شده است که آن ماهیت همان خصوصیت تشخص افراد است بلکه آنچه که در خارج داریم یک امر است و آن امر عبارت از وجود است. آن وجود همان حقیقتی است که هویت خارجی این اعیان را تشکیل می‌دهد. همان که عبارت از وجود و حصه است. وقتی که می‌خواهد این وجود بالصرافه و حصه در خارج تشخص پیدا بکند قطعاً باید یک اختلافی وجود داشته باشد والاّ اگر اختلاف وجود نداشته باشد خب همۀ اشیاء در خارج به حد و یک منوال هستند. قطعاً باید تنوع انواع در خارج باشد والاّ همه در خارج که یک نوع هستند. قطعاً باید در خارج تشخصاتِ مختلف باشد والاّ تشخص واحد در خارج هست و آن تشخص واحد موجب عدم اختلاف و میز بین [آنها] است. بله، آن مسئله‌ای که تشخص در خارج واحد است آن یک مسئلۀ دیگری است که حالا اصلاً جای صحبتش در اینجا نیست که وجود دارای شخصیت خارجی است که خلاف قائلین به تشکیک در وجود...

  • البته به معنای عام، نه حتی به آن معنای اصطلاحی که راجع به آن صحبت شده است. این تشخص خارجی و این خصوصیات اختلافاتی که در خارج هست همۀ اینها موجب تمایز اعیان خارجی از همدیگر است. حالا این تمایز اعیان خارجی از هم از کجا است؟! از خصوصیات ماهوی اشیاء خارجی است؛ فرض کنید یکی غنم است، یکی بقر است، یکی ابل است، یکی هره است، یکی اسد است، یکی ذئب است، یکی حجر است، یکی انسان است، یکی جن است، یکی شیطان است و یکی ملک است. این خصوصیت ماهوی خارجی موجب اختلاف اینها است.

  • فرق‌های انسان و مَلک

  • این خصوصیت خارجی که این انسان است و چون انسان است با ملک و ملائکه تفاوت دارد و آن ملک است و چون ملک است با جن تفاوت دارد. ﴿كَانَ مِنَ ٱلۡجِنِّ فَفَسَقَ عَنۡ أَمۡرِ رَبِّهِۦٓ﴾1 ملک دارای یک هویتی است که آن هویت و ماهیت او با ماهیت و هویت جن تفاوت دارد. آن در یک بُعد از عالم وجود است و این در یک بعد از عالم وجود است. ملک دارای هویتی است که با هویت جماد و انسان منافات دارد. انسان دارای عقل و صفات و خصوصیاتی است که ملک اینها را ندارد. انسان دارای غریزۀ شهوت و حب نفس است. این غریزۀ شهوت و غضب و حب نفس و اینها در ملک نیست. یعنی در ما یک خصوصیتی هست که در او نیست. در او صحت سلب به‌لحاظ ماهوی دارد و در ما عدم صحت سلب به‌لحاظ ماهوی دارد لذا موقعیت انسان با موقعیت او فرق می‌کند. هیچ‌وقت ملائکه غضب نمی‌کنند و هیچ‌وقت شهوت ندارند. غضب ملائکه عبارت از بروز و ظهور صفت قهاریت پروردگار است نه‌اینکه خود ملائکه غضب کنند. خود ملائکه فی‌حدّنفسه فقط مطیع امر پروردگار هستند. آن ظهور و بروز صفت قهاریت در ملائکه هست که به‌صورت عذاب و سایر این مسائل در خارج بروز و ظهور پیدا می‌کند ولی انسان غضب می‌کند. انسان بدون جهت و علت غضب می‌کند و این‌هم صحیح نیست.

    1. . سوره کهف (18) آیه 50. الله شناسى، ج ‌3، ص 109:
      «او از طائفه جنّ بود، لهذا از امر پروردگارش انحراف جست.»
/