اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین کیفیت ارتباط وجود و ماهیت

تحلیل فلسفی نحوه حمل وجود بر ماهیت و رفع شبهات

14٬067
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه ارتباط وجود و ماهیت می‌پردازند. بحث با بررسی اشکالات وارد بر قیام وجود به ماهیت آغاز می‌شود؛ اینکه اگر وجود قائم به ماهیت باشد، آیا لازم می‌آید که ماهیت پیش از وجود، در خارج محقق باشد یا خیر. استاد با تفکیک میان عوارض ذاتی ماهیت و عوارض خارجی، توضیح می‌دهند که ذهن چگونه می‌تواند ماهیت را بدون لحاظ وجود یا عدم تصور کند. در ادامه، با بهره‌گیری از قاعده‌ فرعیت، به این پرسش پاسخ داده می‌شود که چگونه می‌توان وجود را بر ماهیت حمل کرد بدون آنکه دچار محذور دور یا تسلسل شد. در نهایت، تفاوت میان وجود ذهنی و وجود خارجی و نقش ذهن در خلق ماهیت تبیین می‌گردد تا روشن شود که چرا این نوع از حمل، مستلزم تقدم وجودی یا محالات عقلی نیست و چگونه شبهات پیرامون آن مرتفع می‌شود.

تبیین کیفیت ارتباط وجود و ماهیت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه ارتباط وجود و ماهیت می‌پردازند. بحث با بررسی اشکالات وارد بر قیام وجود به ماهیت آغاز می‌شود؛ اینکه اگر وجود قائم به ماهیت باشد، آیا لازم می‌آید که ماهیت پیش از وجود، در خارج محقق باشد یا خیر. استاد با تفکیک میان عوارض ذاتی ماهیت و عوارض خارجی، توضیح می‌دهند که ذهن چگونه می‌تواند ماهیت را بدون لحاظ وجود یا عدم تصور کند. در ادامه، با بهره‌گیری از قاعده‌ فرعیت، به این پرسش پاسخ داده می‌شود که چگونه می‌توان وجود را بر ماهیت حمل کرد بدون آنکه دچار محذور دور یا تسلسل شد. در نهایت، تفاوت میان وجود ذهنی و وجود خارجی و نقش ذهن در خلق ماهیت تبیین می‌گردد تا روشن شود که چرا این نوع از حمل، مستلزم تقدم وجودی یا محالات عقلی نیست و چگونه شبهات پیرامون آن مرتفع می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین کیفیت ارتباط وجود و ماهیت

2
  • خلق ماهیت به انواع مختلف توسط ذهن

  • بنابراین ما وقتی که ماهیت را تصور می‌کنیم و بعد وجود و یا عدم را بر او حمل می‌کنیم، برای او نه لحاظ وجود ذهنی می‌کنیم و نه لحاظ عدم! ذهن چند نوع می‌تواند ماهیت را فرض کند؛ ماهیت را به شرط وجود فرض کند که ماهیت موجوده می‌شود؛ زیدٌ‌ الموجود. ماهیت را به شرط عدم و به اعتبار عدم فرض کند که الماهیةُ المعدومة می‌شود که زیدٌ المعدوم می‌شود. ماهیت را نه به شرط وجود و نه به شرط عدم فرض کند مثل اینکه بنشیند همین زید را تصور بکند که این زید چه شخصیتی است! فرض کنید که حالا زید از دنیا رفته است و این‌هم راجع به موت او تصور نمی‌کند بلکه می‌نشیند راجع به احوال این زید [تأمل می‌کند] که او عجب آدم خوبی بود و این خصوصیات را داشت! به‌عنوان عدم این اوصاف را برای او حمل نمی‌کند بلکه فقط به‌عنوان خودش؛ خودش تنها، و نه به‌عنوان وجود چون الآن که موجود نیست، به‌عنوان خودش! این زیدی که ما دیدیم پارسال از دنیا رفت، این عجب آدم خوبی بود و چقدر آدم سخّی و خوش اخلاق و با معرفتی بود و چه اوصاف و خصوصیاتی داشت! به خود این ماهیت صرف‌نظر از وجود و عدم به‌عنوان یک حقیقت و یک واقعیت دارد فکر می‌کند.

  • اگر اشکال بشود بر اینکه همین فکر کردن به ماهیت، خودش یک وجود ذهنی است و وجود ذهنی در اینجاست شما چه می‌گویید که اعتبار وجود می‌شود [تصور] ماهیت نکند؟! مگر می‌شود ذهن تصور ماهیت را بدون وجود ذهنی بکند؟! اصلاً این وجود ذهنی است که ماهیت را خلق می‌کند! در عالم ذهن به‌واسطۀ وجود ذهنی ماهیت خلق می‌شود. بنابراین اینکه جدای از وجود ذهنی و جدای از عدم، ماهیت تصور بشود چه معنا دارد؟!

  • لحاظ ماهیت بدون اعتبار از کارهای ذهن

  • جوابی را که مرحوم آخوند می‌دهند [این است که] می‌گویند: شما یک وقت یک شیء را لابِشرط اعتبار تصور می‌کنید و یک وقت یک شیء را به شرط عدم اعتبار تصور می‌کنید. تصور یک شیء بدون اعتبار با تصور یک شیء با اعتبار عدم فرق می‌کند. تصور زید بدون اعتبار وجود و عدم با تصور زید با اعتبار عدم تفاوت می‌کند. به عبارت دیگر اصطلاحی که هست می‌گویند: عَدمُ الوِجدان لا یَدُلُّ عَلیٰ عَدمِ الوجودِ؛ عدمُ العلم با علم به عدم منافات دارد! یک وقت شما علم به عدالت زید ندارید و یک وقت علم به عدم عدالت زید دارید! در ماهیتی که تصور می‌شود و متصوِر این ماهیت را درنظر می‌آورد بدون لحاظ وجود ذهنی و عدم ذهن تصور می‌کند؛ [یعنی] غافل است، غافل از اینکه الآن این در ذهن آمد. یک وقت این ماهیت را به‌لحاظ وجود ذهنی تصور می‌کند؛ می‌گوییم که من این معنا را تصور کردم و این الآن در ذهن من هست. این شاعر بودن به وجود ذهنی مانند شاعر بودن به وجود خارجی است مثلاً زید در خارج نشسته است. الآن ایشان در اینجا نشسته‌اند، لحاظ ایشان به‌لحاظ وجود خارجی است. یک وقت می‌گوییم که من ایشان را تصور کردم و الآن ایشان در ذهن من هست پس این لحاظ ماهیت به اعتبار شیء است ـ منتها به اعتبار وجود ذهنی است ـ ولی لحاظ ماهیت بدون اعتبار از کارهای ذهن است. ذهن ماهیت را تصور می‌کند و اصلاً غافل است از اینکه این الآن وجود ذهنی یا وجود خارجی دارد!

/ 380