اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین کیفیت ارتباط وجود و ماهیت

تحلیل فلسفی نحوه حمل وجود بر ماهیت و رفع شبهات

14٬067
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه ارتباط وجود و ماهیت می‌پردازند. بحث با بررسی اشکالات وارد بر قیام وجود به ماهیت آغاز می‌شود؛ اینکه اگر وجود قائم به ماهیت باشد، آیا لازم می‌آید که ماهیت پیش از وجود، در خارج محقق باشد یا خیر. استاد با تفکیک میان عوارض ذاتی ماهیت و عوارض خارجی، توضیح می‌دهند که ذهن چگونه می‌تواند ماهیت را بدون لحاظ وجود یا عدم تصور کند. در ادامه، با بهره‌گیری از قاعده‌ فرعیت، به این پرسش پاسخ داده می‌شود که چگونه می‌توان وجود را بر ماهیت حمل کرد بدون آنکه دچار محذور دور یا تسلسل شد. در نهایت، تفاوت میان وجود ذهنی و وجود خارجی و نقش ذهن در خلق ماهیت تبیین می‌گردد تا روشن شود که چرا این نوع از حمل، مستلزم تقدم وجودی یا محالات عقلی نیست و چگونه شبهات پیرامون آن مرتفع می‌شود.

تبیین کیفیت ارتباط وجود و ماهیت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه ارتباط وجود و ماهیت می‌پردازند. بحث با بررسی اشکالات وارد بر قیام وجود به ماهیت آغاز می‌شود؛ اینکه اگر وجود قائم به ماهیت باشد، آیا لازم می‌آید که ماهیت پیش از وجود، در خارج محقق باشد یا خیر. استاد با تفکیک میان عوارض ذاتی ماهیت و عوارض خارجی، توضیح می‌دهند که ذهن چگونه می‌تواند ماهیت را بدون لحاظ وجود یا عدم تصور کند. در ادامه، با بهره‌گیری از قاعده‌ فرعیت، به این پرسش پاسخ داده می‌شود که چگونه می‌توان وجود را بر ماهیت حمل کرد بدون آنکه دچار محذور دور یا تسلسل شد. در نهایت، تفاوت میان وجود ذهنی و وجود خارجی و نقش ذهن در خلق ماهیت تبیین می‌گردد تا روشن شود که چرا این نوع از حمل، مستلزم تقدم وجودی یا محالات عقلی نیست و چگونه شبهات پیرامون آن مرتفع می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین کیفیت ارتباط وجود و ماهیت

6
  • فَقیاسُ الوجودِ لَو کانَ صفةً زائدةً لِشی‌ءٍ عَلى سائرِ الصّفاتِ مُغالطةٌ فالحقُّ کَما سَبقَ أنَّ زیادةَ الوجودِ عَلى الماهیةِ فی التصورِ لا فی العینِ1

  • اگر صفت زائد برای شیء بر سایر صفات باشد این قیاس مغالطه می‌شود. حق همان‌طوری است که قبلاً گذشت ـ اینکه می‌خوانم به‌خاطر این است که سهل است یعنی دیگر در این قسمت مطالب قابل [توجهی] ندارد ـ زیادی وجود بر ماهیت در تصور است نه در عین، در عین خارجی زیادتی نیست وحدت است.

  • بِأنَّ یُلاحظَ العقلُ کلّا ً مِنهما مِن غیرِ ملاحظةِ الآخر و یَعتبرَ الوجودَ مُنفصلاً و یُلاحظ معنى لَه اختصاصُ ناعتٍ لِلماهیةِ لا بِحسبِ الخارجِ کاتصافِ الجسمِ بِالبیاضِ لیلزم تقدمَها علیه بِالوجودِ تقدماً زمانیاً أو ذاتیاً فَیلزمُ المَحالات.

  • عقل هرکدام از ماهیت و وجود را بدون ملاحظۀ دیگر ملاحظه می‌کند. وجود را متصل به ماهیت می‌داند و یا جدای از آن ماهیت تصور می‌کند. یک معنایی را برای او ملاحظه می‌کند و این اختصاص است که برای ماهیت صفت است و اختصاص به او دارد، نه به‌حسب خارج؛ یعنی این معنایی را که برای این ماهیت تصور می‌کند برای ماهیت خارجی نیست بلکه برای ماهیت مِن حَیثُ هی هی است مانند اتصاف جسم به بیاض تااینکه تقدم ماهیت بر آن وجود به‌واسطۀ وجود لازم بیاید یا به تقدم زمانی مانند بیاض و جسم و یا تقدم ذاتی مانند برودت نسبت به ماء تااینکه محالات لازم بیاید که گذشت.

  • بَل غایةُ الأمرِ أنَّهُ یَلزَم تَقدمُها علیه بِالوجودِ العقلیِّ و نَلتزمُ ذلکَ لِجوازِ أن یُلاحِظَها العَقلُ وَحدَها مِن غیرِ ملاحظةٍ وجودٍ خارجیٍ أو ذِهنی مَعَها و مُلاحظتها معَ عدمِ ملاحظةِ شی‌ءٍ مِن الوجودِ مَعها و إن کانَت نَحواً مِن الوجودِ الذّهنی لکن لا یُلاحظُها العقلُ مِن حیثُ ذلکَ الوجودِ إذ لا یُلاحظ ذلکَ الوجود و إن کانَ هوَ نَفسَ تلکَ المُلاحظة.

  • غایت امر و نهایت قضیه این است که تقدم ماهیت بر آن وجود به‌واسطۀ وجود عقلی لازم است! اول عقل ماهیت را تصور می‌کند بعد وجود را حمل بر ماهیت می‌کند و اشکالی هم ندارد چون عقل می‌تواند او را به‌تنهایی و بدون وجود ملاحظه کند و می‌تواند او را ملاحظه بکند بدون اینکه شیئی از وجود را با آن ماهیت ملاحظه بکند اگرچه خود همین ملاحظه یک نحو از وجود ذهنی است. همین‌که عقل می‌آید و او را در این قسمت ملاحظه می‌کند یعنی وجود ذهنی تحقق پیدا کرده و در اینجا مُهر شده است ولکن عقل این ماهیت را از حیث وجود ذهنی ملاحظه نمی‌کند و اصلاً به فکرش هم نمی‌آید و غفلت می‌کند زیرا این وجود را ملاحظه نمی‌کند اگرچه این وجود خودش نفس این ملاحظه است و این لحاظ خودش نفس این ملاحظه است.

    1. . همان، ص 247.
/