
ماهیت و کیفیت ارتباط وجود ذهنی با وجود خارجی
تبیین وحدت میان معلوم بالذات و عین خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون کیفیت ارتباط میان وجود ذهنی و وجود خارجی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج که وجود ذهنی را صرفاً یک اضافه یا کیف نفسانی میدانند آغاز شده و با تبیین جایگاه خلاقیت نفس در ایجاد صور ذهنی ادامه مییابد. استاد با تأکید بر اینکه وجود ذهنی از مرتبهای قویتر و مجردتر برخوردار است، به این پرسش پاسخ میدهند که چگونه انسان با وجود فاصله مادی، نسبت به اعیان خارجی معرفت پیدا میکند. ایشان با رد نظریه حجاب میان ذهن و خارج، بر این نکته تأکید میورزند که معرفت حاصل، ناشی از نوعی وحدت میان وجود مجرد ذهنی و وجود مادی خارجی است. در نهایت، این جلسه با تبیین این حقیقت که ماهیات همگی وجودات خاصه هستند و صور ذهنی، انعکاسی از فیوضات عالیه بر نفس میباشند، به پایان میرسد.
ماهیت و کیفیت ارتباط وجود ذهنی با وجود خارجی
1درس سیصد و چهارم
کیفیت ارتباط ذهن با خارج
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
وهمٌ و فهمٌ: و ما یقالُ إنّا نَتصوَرُ الماهیةَ معَ الذهولِ عن وجودِها إنّما هو بِالنسبةِ إلى الوجودِ الخارجی إذ لو نَذهَلُ عن وجودِها الذهنی لَم یَکن فی الذِّهنِ شیءٌ أصلاً و لو سلّم ذهولنا عن وجودِها الذهنی معَ عدمِ الذهولِ عنها لا یَلزَمُ أیضاً أنَّها تکونُ غیرَ الوجودِ مطلقاً لِجوازِ أن تکونَ الماهیة وجوداً خاصاً.1
چگونگی ارتباط بین وجود ذهنی و وجود خارجی
ثبات وجود خارجی در عالم وجود
تلمیذ: ببخشید ظاهراً فرمودید که متوجه بشویم که بحث ارتباط بین وجود ذهنی و وجود خارجی چگونه است.
استاد: اتفاقاً بحث این جلسه هم بیمناسبت نیست؛ این مطلبی که مرحوم آخوند میفرمایند خیلی بهنظر عجیب میآید و برای کسی قابل توجیه نبود و آن مسئله، مسئلۀ افتراق بین وجود ذهنی و نفس صور ماهیات است. إنشاءالله بعداً در بحث وجود ذهنی این مسئله مطرح میشود که وجود ذهنی چیست؟ آیا فقط وجود را به وجود خارجی اطلاق میکنیم و وجود خارجی حصهای از وجود دارد یااینکه جدای از وجود خارجی، حصهای در عالم وجود و یک قسمتی به نام وجود ذهنی داریم. به عبارت دیگر برداشت ما از وجود چه برداشتی است؟ بهنظر میرسد بسیاری از افراد که در مسئلۀ وجود ذهنی دچار خبط شدهاند نسبت به برداشت حقیقت وجود دارای اشکال بودهاند. تصور آنها بر این است که آنچه که در عالم وجود حقیقت خارجی و تعین خارجی دارد عبارت از یک امر ثابت و لا یتغیر است که از ازل این مسئله ثابت بوده است و این مسئله یک سر سوزنی نه کمتر و نه بیشتر قابل تغییروتبدل نیست.
اعیان خارجی اعم از صور مادی و ملکوتی!
بنابراین وقتی که ما وجود را اطلاق میکنیم منظور ما عبارت از اعیان خارجی است سواءٌ اینکه این اعیان صورت مادی داشته باشند مانند آنچه را که ما در مرأیٰ و منظر ما است یا صورت ملکوتی داشته باشند مانند عالم ارواح و ملائکه و مجردات، تمام اینها حصص وجودی خاص و متعینی هستند که همۀ اینها در ازل منقوش و ثابت بوده و مضبوط است، نه کم و نه زیاد هیچ تغییر و تبدلی در خارج نیست! وقتی اینطور باشد، وقتی مراجعۀ به ذهن و نقوش منقوشۀ در ذهن میشود اینها میبینند که ذهن دائماً، متوالیاً و متواتراً خالق صور است، اگر اسم این را وجود بگذارند، وجود که مدام زیاد نمیشود! ذهن که موجب صور است و خلق صور میکند، آیا این صور از وجود خود ذهن خلق میشود یعنی از وجود ذهن و از حصۀ وجودی ذهن کم میشود و آن حصه تقلیل پیدا میکند؟ میبینند که اینطور نیست.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 247.
