اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین مسلک ذوق المتألهین در وحدت وجود

تحلیل نسبت میان حقیقت وجود و تعینات خارجی

14٬101
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مسلک «ذوق المتألهین» در باب وحدت وجود و کثرت مظاهر می‌پردازند. بحث با تبیین این دیدگاه آغاز می‌شود که وجود، حقیقتی واحد و متعین در ذات باری‌تعالی است و سایر تعینات خارجی، نه وجودی مستقل، بلکه ظهورات و نمودهای آن حقیقت واحد هستند. در ادامه، ضمن طرح اشکالات مطرح‌شده توسط مرحوم آخوند و سایر مقررین فلسفه بر این نظریه، استاد با تفکیک میان «وحدت وجود» و «وحدت موجود»، به تبیین دقیق‌تر این مسلک می‌پردازند تا آن را از اعتراضات مصون بدارند. در بخش پایانی، دیدگاه شیخ اشراق در باب ماهیت مجردات و عقول مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد و تفاوت میان وجود واجب و ممکن از منظر علیت و کمالات وجودی تبیین می‌شود تا روشن گردد که چگونه هر کمالی در معلول، ریشه در فیض و تراوش از علت دارد.

تبیین مسلک ذوق المتألهین در وحدت وجود

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مسلک «ذوق المتألهین» در باب وحدت وجود و کثرت مظاهر می‌پردازند. بحث با تبیین این دیدگاه آغاز می‌شود که وجود، حقیقتی واحد و متعین در ذات باری‌تعالی است و سایر تعینات خارجی، نه وجودی مستقل، بلکه ظهورات و نمودهای آن حقیقت واحد هستند. در ادامه، ضمن طرح اشکالات مطرح‌شده توسط مرحوم آخوند و سایر مقررین فلسفه بر این نظریه، استاد با تفکیک میان «وحدت وجود» و «وحدت موجود»، به تبیین دقیق‌تر این مسلک می‌پردازند تا آن را از اعتراضات مصون بدارند. در بخش پایانی، دیدگاه شیخ اشراق در باب ماهیت مجردات و عقول مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد و تفاوت میان وجود واجب و ممکن از منظر علیت و کمالات وجودی تبیین می‌شود تا روشن گردد که چگونه هر کمالی در معلول، ریشه در فیض و تراوش از علت دارد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین مسلک ذوق المتألهین در وحدت وجود

12
  • و إذا کانت النفوسُ وجوداتٍ مجردةً غیرَ مرکبةِ الذات مِن جنسٍ و فصلٍ إذ کلُّ ما ماهیتُه نفسُ الوجودِ فهو بسیطُ الحقیقةِ لا ترکیبَ فیه فما فوقها مِن العقولِ و ما هو فوقَ الجمیعِ و وَراءَ الکلِّ أولىٰ بذلک إذ کلُّ کمالٍ و شرفٍ یُمکنُ بالإمکانِ العامی لِلمَوجودِ بِما هو موجودٌ و لا یوجبُ تجسماً و لا ترکیباً و لا نقصاً بِوجهٍ مِن الوجوهِ.

  • وقتی که ما نسبت به نفوس دلیل داریم که نفوس وجوات مجرده‌ای هستند که ذاتشان ترکیب از جنس و فصل نیست زیرا هر چیزی که ماهیتش خود وجود است بسیطه الحقیقه است و ترکیبی در آن نیست پس آن عقولی که بالاتر از نفس هستند و الله که فوق همه است [و ورای کل است]، اولیٰ است به اینکه وجودش قائم به ذات باشد. زیرا هر کمال و شرفی به امکان عام ممکن است برای موجود از نظر موجودیت، نه به امکان خاص، یعنی فقط سلب ضرورت از جانب مخالف می‌کند گرچه ممکن است که برای آن واجب باشد. پس هر چیزی که به امکان عام و هر صفت کمالی که به امکان عام شما بر موجود ثابت می‌کنید این را شما باید بتوانید بر موجود ضعیف بما هو موجودٌ حمل کنید و اشکال ندارد. وقتی که شما بساطت، شرف، تجرد و نور را بر موجود بما هو موجودٌ بار می‌کنید باید آن را بر نفوس ناطقه هم حمل کنید و بر علل آنها هم باید این مسئله را حمل کنید چون اینها به وجود من حیثُ إنّه موجودٌ برمی‌گردد، نه به ماهیتش و این موجب قائل به جسمیت نیست، موجب ترکیب [و نقص به‌هیچ‌وجه من‌الوجوه] نیست.

  • فإذا تحققَ فی المعلولِ فَقد وجبَ تحققُه فی العلةِ إذ المعلولُ رشحٌ و فیضٌ مِن العلةِ.

  • [هر آنچه در معلول تحقق یابد، قطعاً باید در علت نیز محقق باشد؛ چرا که معلول، تراوش و فیضی از علت است].

  • این کلام مرحوم شیخ اشراق بود که نسبت به این قضیه هم دو اشکال شده است.

/ 260