
تبیین مسلک ذوق المتألهین در وحدت وجود
تحلیل نسبت میان حقیقت وجود و تعینات خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مسلک «ذوق المتألهین» در باب وحدت وجود و کثرت مظاهر میپردازند. بحث با تبیین این دیدگاه آغاز میشود که وجود، حقیقتی واحد و متعین در ذات باریتعالی است و سایر تعینات خارجی، نه وجودی مستقل، بلکه ظهورات و نمودهای آن حقیقت واحد هستند. در ادامه، ضمن طرح اشکالات مطرحشده توسط مرحوم آخوند و سایر مقررین فلسفه بر این نظریه، استاد با تفکیک میان «وحدت وجود» و «وحدت موجود»، به تبیین دقیقتر این مسلک میپردازند تا آن را از اعتراضات مصون بدارند. در بخش پایانی، دیدگاه شیخ اشراق در باب ماهیت مجردات و عقول مورد نقد و بررسی قرار میگیرد و تفاوت میان وجود واجب و ممکن از منظر علیت و کمالات وجودی تبیین میشود تا روشن گردد که چگونه هر کمالی در معلول، ریشه در فیض و تراوش از علت دارد.
تبیین مسلک ذوق المتألهین در وحدت وجود
1درس سیصد و نهم
کلام «ذوق المتألهین» در باب وحدت وجود و کثرت مظاهر و نقد بر آن
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
چکیدۀ کلام «ذوق المتألهین» در باب وحدت وجود و کثرت مظاهر
بحث راجع به کلام ذوق المتألهین بود و کیفیت نسبت که بهنظر میرسد در جلسۀ قبل اشتباه در نسبت مشخص شد. اتفاقاً بسیاری از مقررین اسفار و همینطور مدرسین حکمت این اشتباه را کرده باشند. در کیفیت برداشت مسلک ذوق المتألهین همانطوریکه مرحوم آخوند بیان میکند این نکتۀ ضعف و نقص به چشم میخورد. تقریر این مسئله همانطوریکه مرحوم آخوند میفرمایند به این شکل است که بنا بر مسلک ذوق المتألهین وجود یک واحد متشخص و متعین خارجی است و افراد متعددهای ندارد بلکه آن وجود در وجود بِذاته لِذاته علی ذاتِه منحصر میشود و او مختص به ذات پروردگار است و اما در سایر تعینات خارجی وجود بر اینها اطلاق نمیشود الاّ به مجاز و آنچه در خارج هست وجود نیست بلکه نمود است یعنی ظهور وجود است.
بنابراین اگر ما بخواهیم اشیاء خارجی را تعبیر کنیم باید به این کیفیت مسئله را تقریر کنیم؛ مثلاً اگر شما جسمی را درنظر بگیرید و این جسم را به حرکات مختلف و به اَشکال مختلف دربیاورید، این حرکات و اَشکال مختلف موجب وجود خارجی و مستقل و جدا و منحاز از آن وجود اصلی نمیشود بلکه این حرکات، بروزات و ظهورات همان وجود اصلی و وجود خارجی است مانند حرکت دست که ممکن است به اطوار مختلف بروز و ظهور پیدا کند، این موجب تعدد ایدی نمیشود و ید، ید واحد است و بروزات و ظهورات مختلف به حالات مختلف است و این ید واحد به حالات مختلف بروز و ظهور پیدا میکند بنابراین ماهیات بنا بر مسلک ذوق المتألهین به صرف توجه جاعل و عنایت جاعل به آنها در موقعیتی قرار میگیرند که آن موقعیت مصحح اطلاق لفظ موجود و وجود بر آنهاست. آن موقعیت عبارت از وجود خارج نیست. این اصل و چکیده کلام ذوق المتألمهین در اینجاست.
