
ماهیت و وجود در مبدعات و مجردات
تبیین تفاوت عروض وجود بر ماهیت با عینیت وجود و ماهیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی شیخ اشراق پیرامون نحوه تحقق ماهیات در عالم مجردات و مبدعات میپردازند. بحث اصلی حول این محور است که آیا در موجودات مجرد، وجود بر ماهیت عارض میشود یا ماهیت عین وجود است. در این مسیر، اشکالات وارد بر نظریه عینیت وجود و ماهیت در مبدعات مطرح شده و پاسخهای دقیق فلسفی به آنها داده میشود. استاد با تفکیک میان عالم ماده و عالم مجردات، توضیح میدهند که چگونه در مراتب تشکیکی وجود، هر فرد خارجی دارای نوع خاص خود است و تفاوت موجودات در کمال و نقص، ناشی از مراتب وجودی آنهاست. این جلسه با هدف رفع سوءتفاهمهای رایج در باب امکان ذاتی و نحوه تمایز میان واجبالوجود و ممکنات، به بررسی دقیق نسبت میان «بود» و «باید» در فلسفه اسلامی میپردازد تا مخاطب با درک عمیقتری از مراتب هستی و تفاوت میان علت و معلول آشنا شود.
ماهیت و وجود در مبدعات و مجردات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی شیخ اشراق پیرامون نحوه تحقق ماهیات در عالم مجردات و مبدعات میپردازند. بحث اصلی حول این محور است که آیا در موجودات مجرد، وجود بر ماهیت عارض میشود یا ماهیت عین وجود است. در این مسیر، اشکالات وارد بر نظریه عینیت وجود و ماهیت در مبدعات مطرح شده و پاسخهای دقیق فلسفی به آنها داده میشود. استاد با تفکیک میان عالم ماده و عالم مجردات، توضیح میدهند که چگونه در مراتب تشکیکی وجود، هر فرد خارجی دارای نوع خاص خود است و تفاوت موجودات در کمال و نقص، ناشی از مراتب وجودی آنهاست. این جلسه با هدف رفع سوءتفاهمهای رایج در باب امکان ذاتی و نحوه تمایز میان واجبالوجود و ممکنات، به بررسی دقیق نسبت میان «بود» و «باید» در فلسفه اسلامی میپردازد تا مخاطب با درک عمیقتری از مراتب هستی و تفاوت میان علت و معلول آشنا شود.
ماهیت و وجود در مبدعات و مجردات
9مَراتبُ النَّقصِ مُتفاوتَة... مراتب نقص تفاوت دارد مراتبی که اصلاً غیر متناهی است. هر کسی برای خودش ...
وجودی که اتمّی از او معنا ندارد؛ یعنی مرتبۀ وجوب این است که تمام حدود و ثغور احتمال نقص در وجود واجبی منتفی است. نسبت به علم واجبی تمام احتمالات نقص [منتفی است].
نفی تمام احتمالات نقص در وجود واجب
یک کسی داشت محبوبۀ خودش را برای دیگری توصیف میکرد میگفت: این محبوبه و معشوقۀ من دارای جمال است! بعد او گفت: خب بگو ببینم ابروی او چطور است؟ گفت: آن ابرویی که در تصور تو میآید که قشنگتر از آن نیست، برای اوست! گفت: خب ابروی او را کنار گذاشتیم! حالا بگو ببینم چشم او چطور است؟ گفت: هر چشمی را که میخواهی تصور کنی که دیگر بهتر از آن نیست، آن چشم برای او میشود! گفت: بگو حالا ببینم چانهاش چطور است؟ گفت: فلان! دیگر از بالا تا پایین آمد. خلاصه گفت: هرچه که در تصور تو میآید بهترینش [برای او] میشود! این وجود واجبی میشود؛ یعنی تمام احتمالات نقص طرف مقابل را منتفی میکند و وقتی منتفی شد این طرف لازم میشود.
نسبت به علم پروردگار هم همینطور است؛ هر احتمال نقصی که در علم پروردگار داده بشود منتفی است پس او واجب میشود. اینطرف موافق برای او ...، هر احتمال نقص در قدرت منتفی است این طرف واجب میشود. هر احتمال جمال، نقص در جمال منتفی است و این طرف واجب میشود و هَلُمَّ جَرّاً. و همینطور در سایر اصل وجود که این آثار وجود است. این وجود واجبی میشود. کمالی است که اتمّ از او نیست و این واقعاً یک معنای عجیبی است که ما در این تصورات خودمان وقتی که میبینیم این بزرگان وقتی که میآیند [و شرح میدهند] خب اینها از پشت کوه که نیامدند، بندگان خدا، اینها هرکدام برای خودشان بالأخره دورانی را طی کردند، معارفی را کسب کردند، وقتی که در آن زمینه میآیند و شرح میدهند و میگویند که حالتی را که از برای یکی از اینها پیدا بشود از جمالی که از تمام دنیا و آخرت برای آنها اجمل است، این در اینجا چه قضیهای را مشاهده کرده است؟!
