اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قوام ماهیات مجردات به ذواتشان

تبیین جایگاه نفس در نظام هستی و مراتب تجلی ذات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دیدگاه شیخ اشراق پیرامون قوام ماهیات مجردات به ذواتشان و نقد نظریه مشائین در باب عروض وجود بر ماهیت می‌پردازند. بحث با تبیین حقیقت نفس به عنوان وجودی که از صقع ذات تنازل یافته و دارای ماهیت به معنای محدودیت‌های مادی نیست، آغاز می‌شود. در ادامه، تفاوت میان مراتب تجلی اسماء و صفات الهی با تجلی ذات در نفس انسان تشریح شده و این ویژگی به عنوان سرّ لیاقت نفس برای مقام خلیفة‌اللهی معرفی می‌گردد. استاد با تحلیل قاعدۀ امکان اشرف و مراتب تشکیک در وجود، به اشکالات وارد بر این نظریه پاسخ داده و تفاوت میان مراتب وجودی را عامل اصلی تفاوت در وجوب و امکان می‌دانند. در نهایت، با تمایز میان رزق ظاهری و معنوی، بر اهمیت توجه به مراتب باطنی هستی تأکید می‌شود.

قوام ماهیات مجردات به ذواتشان

1
  • درس سیصد و یازدهم

  • کلام شیخ اشراق راجع به قوام ماهیات مجردات به ذواتشان و عدم عروض وجود بر آنها (2)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرّحمٰن الرّحیم

  • و أجابَ عنِ الثانی بِطریقین المنعِ و المعارضةِ أمّا الأولُ فَهو أنّا لا نُسلِّمُ أنَّه کانَ واجباً لِذاتِه بِمجردِ عدمِ مقارنَتِهِ لِماهیةٍ بل وجوبُه لأنَّه وجودٌ لا أتمَّ منه و مِن لوازمِ کونِه لا أتمَّ مُنه أن لا یکون مقارناً لِماهیةٍ فلو لا التفاوتَ فیما یقومُ بِنفسِه بِالتمامیةِ و النقصِ لَکان هذا السؤال متوجهاً لکنَّه اندفعَ بِالتامِ و الناقصِ و إنّما یقعُ هذا موقعُه فی المُتواطیِّ لا المُشکَّک.1

  • بحث در کلام شیخ اشراق بود راجع به قوام ماهیات مجردات اعم از نفس و مافوق به ذواتشان و عدم عروض وجود بر آنها. فقط نفس قیام آنها به آن ذوات مصحح حمل موجودٌ برآنها است. مسئله‌ای که موجب شد که شیخ اشراق این مطلب را مطرح کنند چون بنا بر قول مشائین وجود عارض بر ماهیت می‌شود و به‌واسطۀ عروض بر ماهیت است که ما می‌توانیم موجودٌ را بر آنها اطلاق کنیم و آن ماهیات دیگر قائم به ذاتشان نیستند بلکه بنا بر اعتقاد اینها ماهیاتی در عالم تقرر هستند و بعد آن وجود می‌آید و بر آنها عارض می‌شود و آنها را به مرحلۀ تعین خارجی تبدیل می‌کند اما کلام ایشان حکایت از مسئله‌ای می‌کرد ...، البته مطلبی که ایشان مطرح می‌کنند تا حدودی مسئلۀ دقیقی است اما راجع به کیفیت برداشت این قضیه و رسیدگی به جوانب است تااینکه مسئله خالی از اشکال باشد.

  • نظر شیخ اشراق در مورد ماهیت نداشتن نفس

  • ایشان در مورد نفس معتقد بودند که نفس دارای ماهیت نیست بلکه نفس، وجود محض است. البته برگشت این قضیه به یک معنای بسیار دقیقی است که آنچه را که ما از ماهیات در عالم امکان از حدود و نواقص در عالم ماده مشاهده می‌کنیم آنها را در مسئلۀ نفس نمی‌بینیم، هرچه را که ما به نفس نسبت می‌دهیم باز آن نفس أعلیٰ و اشرف است و در اینجا مراقبه و همین‌طور می‌شود گفت: آن تمرین یا یک نحوه إعمالی که بعضی از بزرگان در دستورات خودشان به سلاک و به مراقبین می‌دادند این مسئله را روشن می‌کند؛ در توجه به نفس آنچه را که انسان باید به‌دنبال او بگردد عبارت از آن خودیت خود بدون هیچ‌گونه تعلق و خطور و توجه به‌سمتی از سمت‌ها و به طرفی از اطراف توجهات نفس و صفات و ملکات نفس که تمام اینها از آن محدودۀ ذات نفس خارج است.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 253 و 254.