
قوام ماهیات مجردات به ذواتشان
تبیین جایگاه نفس در نظام هستی و مراتب تجلی ذات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دیدگاه شیخ اشراق پیرامون قوام ماهیات مجردات به ذواتشان و نقد نظریه مشائین در باب عروض وجود بر ماهیت میپردازند. بحث با تبیین حقیقت نفس به عنوان وجودی که از صقع ذات تنازل یافته و دارای ماهیت به معنای محدودیتهای مادی نیست، آغاز میشود. در ادامه، تفاوت میان مراتب تجلی اسماء و صفات الهی با تجلی ذات در نفس انسان تشریح شده و این ویژگی به عنوان سرّ لیاقت نفس برای مقام خلیفةاللهی معرفی میگردد. استاد با تحلیل قاعدۀ امکان اشرف و مراتب تشکیک در وجود، به اشکالات وارد بر این نظریه پاسخ داده و تفاوت میان مراتب وجودی را عامل اصلی تفاوت در وجوب و امکان میدانند. در نهایت، با تمایز میان رزق ظاهری و معنوی، بر اهمیت توجه به مراتب باطنی هستی تأکید میشود.
قوام ماهیات مجردات به ذواتشان
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دیدگاه شیخ اشراق پیرامون قوام ماهیات مجردات به ذواتشان و نقد نظریه مشائین در باب عروض وجود بر ماهیت میپردازند. بحث با تبیین حقیقت نفس به عنوان وجودی که از صقع ذات تنازل یافته و دارای ماهیت به معنای محدودیتهای مادی نیست، آغاز میشود. در ادامه، تفاوت میان مراتب تجلی اسماء و صفات الهی با تجلی ذات در نفس انسان تشریح شده و این ویژگی به عنوان سرّ لیاقت نفس برای مقام خلیفةاللهی معرفی میگردد. استاد با تحلیل قاعدۀ امکان اشرف و مراتب تشکیک در وجود، به اشکالات وارد بر این نظریه پاسخ داده و تفاوت میان مراتب وجودی را عامل اصلی تفاوت در وجوب و امکان میدانند. در نهایت، با تمایز میان رزق ظاهری و معنوی، بر اهمیت توجه به مراتب باطنی هستی تأکید میشود.
قوام ماهیات مجردات به ذواتشان
14حالا من اینجا از دهان امام صادق اضافه میکنم که اگر هزار بار این رزق را میکردی، تدارک آن فوت نماز صبح نمیشد! حالا امام صادق به چه نگاه میکند؟! به رزق معنوی نگاه میکند و این احمق دارد به رزق ظاهر نگاه میکند! اینکه استخاره بد آمد بهخاطر آن بد آمد نه بهخاطر اینکه حالا پول بهدست تو آمد. ما عکس قضیه هستیم و استخاره را فقط در آن مسائل ظاهر میبینیم؛ در سود و این چیزهای ظاهر میبینیم و از آن نکته غافل هستیم که چه چیزهای دارد از ما همینطور فوت میشود.
خود رزق هم دارای مراتبی است، علم هم دارای مراتبی است، این علم ظاهر یک علم است، علم بالا یک علم است تااینکه به جایی میرسد که صورت ندارد و حالا چه برسد به اینکه مسئله، مسئلۀ ذات باشد دیگر اصلاً در آنجا هیچ شکلی و هیچ چیزی وجود ندارد،
تلمیذ: در عین تجلی ذات ... دیگر شکل ندارد؟
استاد: نه ندارد.
أللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد
