
حقیقت وجود و تفاوت دیدگاههای فلسفی
بررسی بساطت وجود و نقد دیدگاه مشائین
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «حقیقت وجود» و تفاوت مبنایی میان دیدگاه شیخ اشراق و حکماء مشاء میپردازد. بحث با تحلیل ماهیت وجود آغاز شده و با بررسی این پرسش ادامه مییابد که آیا وجود، حقیقتی بسیط و واحد است یا مفهومی عرضی که بر ماهیات مختلف عارض میشود. در ادامه، ضمن نقد استدلالهای مشائین در باب عرضیت وجود و قیاس آن با نور و حرارت، برهان بساطت وجود و امتناع انتزاع مفهوم واحد از حقایق متباین تشریح میشود. در بخش پایانی، استاد با نگاهی آسیبشناسانه به رویکردِ «حقمحوری» در برابر «شخصمحوری»، بر ضرورتِ تطبیقِ فکر و عمل با حقیقتِ محض تأکید کرده و با نقدِ مصلحتاندیشیهای کاذب در مسیر سلوک، اهمیتِ پایبندی به حق را در تمامی شئون زندگی و اعتقادی تبیین مینماید.
حقیقت وجود و تفاوت دیدگاههای فلسفی
3اینها میگویند: ممکن است در عین اینکه یک عرض را عرض بدانیم و خارج از آن ماهیت بدانیم درعینحال به دارا بودن مراتب اختلاف در آن قائل باشیم. نور عرض است و این نور یک حقیقت واحدهای است که دارای مصادیق مختلفهای است درعینحال که همه نور هستند اما یک نور خصوصیتی دارد که نور دیگر ندارد؛ یک نور موجب ابصار اعشیٰ است اما نورهای دیگر موجب ابصار نیستند! یک نور موجب رشد گیاهان و زراعت است اما نورهای دیگر ممکن است موجب رشد نباشند. حرارت با اینکه یک عرض است ولی درعینحال ممکن است دارای مصادیق مختلفهای باشد؛ یک حرارت موجب رشد و نمو است ولی حرارت دیگر موجب ازبین رفتن و افناء اشیاء خارجی است.
عدم دلالت اختلاف در ملزومات بر بطلان عرضیت وجود
بنابراین بهصرف اینکه وجود یک عرض است اشکال ندارد که این عرض، عرض واحدی باشد ولی مصادیق و ملزومات متفاوتی داشته باشد. این عرض گاهی اوقات عارض بر انسان میشود و گاهی اوقات عارض بر ابل میشود و گاهی اوقات عارض بر مجردات میشود، مختلف بودن ملزومات دلیلی بر بطلان عرضیت وجود نیست! وجود در عین اینکه یک حقیقت واحد است و لازمۀ برای این ماهیات مختلفه است ولی ملزوماتش درعینحال اختلاف داشته باشند. البته بهنظر نمیرسد که مطلب در اینجا خیلی قابل توجه باشد.
بحثٌ و تحصیلٌ: الفرقُ بین الموضعین واضحٌ فإنّ الوجودَ المشترکَ عندهم لیسَ طبیعةٌ نوعیةٌ و لا جنساً لأنَّ الماهیةَ و کذا جزؤها لا یُمکن أن یقعَ عِندَهم على أشیاءَ مختلفةٍ بِالتشکیکِ.
فرق بین مبنای مشائین و مبنای شیخ اشراق
فرق بین مبنای مشائین و مبنای شیخ اشراق واضح است. [وجود مشترک پیش آنها] نه نوع است و نه جنس است. زیرا ماهیت و همانطور اجزاء ماهیت که نوع و جنس و فصل باشد، ممکن نیست که پیش مشائین واقع بشود بر اشیائی که اینها مقوله به تشکیک هستند و مختلف به تشکیک هستند. چون ماهیت همیشه بهطور تواطی بر مصادیق خودش صدق میکند، انسانیت که کموزیاد ندارد، بقریت که کموزیاد ندارد ولی مثل اینکه میگویند: حماریت [کم و زیاد] دارد! به یک الاغ گفتند: چرا همیشه سرت را پایین میاندازی؟ همۀ حیوانات سرشان بالاست! اسب و شیر سرشان بالاست. گفت: اینقدر اینها یک کارهایی کردهاند که ما از خجالت سرمان را پایین میاندازیم و نمیتوانیم سرمان را بالا بگیریم!
