اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجود و تفاوت دیدگاه‌های فلسفی

بررسی بساطت وجود و نقد دیدگاه مشائین

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «حقیقت وجود» و تفاوت مبنایی میان دیدگاه شیخ اشراق و حکماء مشاء می‌پردازد. بحث با تحلیل ماهیت وجود آغاز شده و با بررسی این پرسش ادامه می‌یابد که آیا وجود، حقیقتی بسیط و واحد است یا مفهومی عرضی که بر ماهیات مختلف عارض می‌شود. در ادامه، ضمن نقد استدلال‌های مشائین در باب عرضیت وجود و قیاس آن با نور و حرارت، برهان بساطت وجود و امتناع انتزاع مفهوم واحد از حقایق متباین تشریح می‌شود. در بخش پایانی، استاد با نگاهی آسیب‌شناسانه به رویکردِ «حق‌محوری» در برابر «شخص‌محوری»، بر ضرورتِ تطبیقِ فکر و عمل با حقیقتِ محض تأکید کرده و با نقدِ مصلحت‌اندیشی‌های کاذب در مسیر سلوک، اهمیتِ پایبندی به حق را در تمامی شئون زندگی و اعتقادی تبیین می‌نماید.

حقیقت وجود و تفاوت دیدگاه‌های فلسفی

4
  • بل إنَّما یکونُ الواقعُ بِالتشکیکِ عرضاً خارجیاً لازماً یَختلفُ ملزوماتَها بِالحقیقةِ و الماهیةِ و عند الشیخ حقیقةٌ واحدةٌ بسیطةٌ نوعیةٌ.

  • آن که به تشکیک واقع می‌شود یک عرض خارجی است و آن لازمۀ برای حقایق مختلفه است و مقوله به تشکیک است ولی خب ماهیت مقوله به تشکیک نیست و عرض هم اشکال ندارد که یک حقیقت واحده باشد که ملزوماتش مختلف باشند اما خودش واحد است، این اشکال ندارد.

  • پیش جناب شیخ اشراق، جناب وجود عبارت از یک حقیقت واحده‌ای است [که بسیط است]. اولاً یک حقیقت واحده است چون اختلاف ذاتی در ذات آن حقیقت نیست! آن حقیقت را در هرجا نگاه کنید یک واحد بیشتر نیست، مصادیقش مختلف است اما خود اصل و ریشه و حقیقتش یکی است و واحد است. بسیط است به‌خاطر اینکه جنس و فصل ندارد، آن حقیقت واحد دارای جنس و فصل و مابه‌الاِمتیاز و مابه‌الاِشتراک نیست. نوعیت است به‌خاطر اینکه ذاتیت او ذات شیء را تشکیل می‌دهد، پس آن وجود عبارت از اتحاد نفس ذات با آن تعین خارجی خود همان وجود است. این [مسئله] پیش جناب شیخ اشراق به این کیفیت است.خب این مطلب تمام شد. مسئلۀ بعدی که ایشان مطرح می‌فرمایند، می‌گویند:

  • فَلَهم أن یَدفعوا السؤالَ عن أنفسِهم بِوجهٍ آخَر غَیر جهة التشکیکِ و هو أنَّ الوجودَ المشترکَ عرضٌ لازمٌ لِلوجوداتِ الخاصةِ لیسَ ماهیةً و لا جزءاً لِشی‌ءٍ منها و اتحاد اللازم لا یوجب اتحاد الملزوماتَ فی الحقیقةِ.

  • شیخ اشراق به اینها اعتراض کرد [و گفت]: شما که این وجود را عرض می‌دانید، چطور ملزومات این عرض متفاوت است؟! اینها گفتند که شما حقیقت وجود را مشکک می‌دانید درعین‌حال که وجود مشکک است، آن حقیقتش حقیقت واحده است. خب ما هم می‌گوییم: همین‌طور است؛ وجود را عرض می‌دانیم و آن عرض با اینکه واحد است ولی ملزوماتش مختلف هستند. یکی بقر است، یکی انسان است، یکی حمار است، مجردات و غیر مجردات را هم شامل می‌شوند. اینها غیر از جهت تشکیکی هم می‌توانند از خودشان دفاع کنند و بگویند: اشکال ندارد، برفرض که وجود مشکک هم نباشد باز به عرض بودنش صدمه‌ای وارد نمی‌کند! به چه نحو؟! به این نحو که وجودی که بین همۀ ماهیات مشرک است، یک عرضی است ولی لازمۀ وجودات خاصه است! این نه ماهیت است و نه جزئی برای شیئی از ماهیت است. اینکه لازم یکی باشد، لازم نگرفته است که ملزوماتش هم در حقیقت یکی باشد، چطور؟! [مثل] نور، نور یک معنا و نحقیقت واحد است و دارای معنای واحد است اما مصادیق نور متفاوت است! در عین اینکه این نور واحد است و یک حقیقت نوعیه است، این حقیقت نوعیه دارای مصادیق مختلفی است. راجع به وجود هم همین حرف را می‌زنیم و می‌گوییم: وجود عرض است و عارض بر ماهیت می‌شود و حالا ماهیات مختلف هستند ولی عرض درعین‌حال واحد است. البته این مسائل قبلاً مطرح شده و [در مورد] اشکالی که به آن وارد می‌شود صحبت شده است. ولی قیاس غلط است و قیاس مرحوم آخوند در اینجا قیاس صحیحی نیست. حالا اگر تا آخر بحث حال داشتم می‌گویم و اگرنه، إن‌شاءالله جلسۀ بعد بیان می‌کنم.