اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجود و تفاوت دیدگاه‌های فلسفی

بررسی بساطت وجود و نقد دیدگاه مشائین

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «حقیقت وجود» و تفاوت مبنایی میان دیدگاه شیخ اشراق و حکماء مشاء می‌پردازد. بحث با تحلیل ماهیت وجود آغاز شده و با بررسی این پرسش ادامه می‌یابد که آیا وجود، حقیقتی بسیط و واحد است یا مفهومی عرضی که بر ماهیات مختلف عارض می‌شود. در ادامه، ضمن نقد استدلال‌های مشائین در باب عرضیت وجود و قیاس آن با نور و حرارت، برهان بساطت وجود و امتناع انتزاع مفهوم واحد از حقایق متباین تشریح می‌شود. در بخش پایانی، استاد با نگاهی آسیب‌شناسانه به رویکردِ «حق‌محوری» در برابر «شخص‌محوری»، بر ضرورتِ تطبیقِ فکر و عمل با حقیقتِ محض تأکید کرده و با نقدِ مصلحت‌اندیشی‌های کاذب در مسیر سلوک، اهمیتِ پایبندی به حق را در تمامی شئون زندگی و اعتقادی تبیین می‌نماید.

حقیقت وجود و تفاوت دیدگاه‌های فلسفی

1
  • درس سیصد و دوازدهم

  • بررسی دیدگاه شیخ اشراق و مشائیین در مسئلۀ حقیقت وجود

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرّحمٰن الرّحیم

  • بحثٌ و تحصیلٌ: الفرقُ بین الموضعین واضحٌ فإنّ الوجودَ المشترکَ عندهم لیسَ طبیعةٌ نوعیةٌ و لا جنساً لأنَّ الماهیةَ و کذا جزؤها لا یُمکن أن یقعَ عِندَهم على أشیاءَ مختلفةٍ بِالتشکیکِ بل إنَّما یکونُ الواقعُ بِالتشکیکِ عرضاً خارجیاً لازماً یَختلف ملزوماتها بِالحقیقة.1

  • اشیاء دو جهت [منعی] دارد؛ یکی جهت تأنیث و یکی جهت جمع، به خلاف اجزاء که قابل صرف نیست و «اجزاءٍ» می‌گوییم و «اجزاءً» نمی‌گوییم و جهت آن این است که اشیاء جمع شیء نیست! [جمع] اشیاء، شیئاء است و شیئاء مونث است و الف ممدوده دارد، آن‌وقت اشیاء که جمع است ولی «اجزاءُ» و سایر این صیق فقط یک جهت دارد و جهت جمعی دارد و جهت تأنیث ندارد. در آیه هم داریم: ﴿لَا تَسۡ‍َٔلُواْ عَنۡ أَشۡيَآءَ إِن تُبۡدَ لَكُمۡ تَسُؤۡكُمۡ﴾.2

  • کلام شیخ اشراق و جمهور حکماء درخصوص وجود

  • بحث بین کلام شیخ اشراق و جمهور حکماء براین‌اساس بود که جمهور حکماء وجود را یک عرض مشترک که بر حقایق مختلفه عارض می‌شود و آن عرض، عرض واحد است می‌دانند و آن عرض نه جنس است و نه فصل است و نه نوع به‌جهت اینکه اگر قرار باشد وجود ماهیت باشد یا جزئی از ماهیت باشد دیگر دراین‌صورت نمی‌تواند بر حقایق مختلفه بما هی مختلفه صادق باشد. نوع نمی‌تواند بر حقایق مختلفه صادق باشد بلکه باید در افرادی و اسمائی که داخل در همان نوع هستند صدق کند ولی وجود بر همۀ انواع به یک منوال صادق است.

  • اما نسبت به کلام مرحوم شیخ اشراق [باید بگوییم که] ایشان قائل بودند که وجود عبارت از یک حقیقت نوعیه است که آن حقیقت نوعیه با تمام افراد مختلف خودش قابل جمع است. اولاً چرا حقیقت، حقیقت واحده است؟! این حقیقت نوعیه بسیط هم هست؛ یعنی در هر نوعی جنبۀ ترکیب لحاظ می‌شود، جنس و فصلی دارد و به‌واسطۀ ترتب جنس و فصل، این حقیقت نوعیه مانند: غنم، انسان، ابل و اینها ترکیب می‌شود.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 254.
    2. . سوره مائده (٥) آیه ١٠١. آموزه‌های معرفت، ج 2، ص 417:
      «سؤال نکنید از بعضی چیزهایی که اگر برایتان روشن بشود، ناراحت می شوید!»