
حقیقت وجود واجب و نقد نظریه وجود مطلق
تبیین نسبت میان وجود مطلق و تعینات خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه برخی از متصوفه درباره حقیقت واجبالوجود میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا حقیقت واجب، همان «وجود مطلق» به معنای مفهومی و انتزاعی است یا خیر. استاد با تکیه بر مبانی فلسفی و عرفانی، ضمن تبیین تفاوت میان مفهوم ذهنی و هویت خارجی، به نقد استدلالهایی میپردازند که وجود مطلق را مساوی با ذات باریتعالی میدانند. در ادامه، ایشان با تفکیک میان «وجود بالصرافه» و «تعینات خلقی»، به این نکته اشاره میکنند که چگونه میتوان کلام عرفا را به نحوی صحیح توجیه کرد که مستلزم کثرت واجبالوجود یا نفی هویت خارجی نباشد. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که وجود مطلق به معنای حقیقتِ سِعیِ الهی، با حفظ بساطت ذات، با کثرت مظاهر و تعینات خارجی منافاتی ندارد و نباید میان این دو مرتبه خلط کرد.
حقیقت وجود واجب و نقد نظریه وجود مطلق
1درس سیصد و سیزدهم
نقد مرحوم آخوند بر وجود مطلق بودن واجب الوجود بنا بر نظریۀ بعضی از صوفیه (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
ثمَّ إنَّ الدائرَ على ألسنةِ طائفةٍ مِنَ المتصوفةِ أنَّ حقیقةَ الواجبِ هو الوجودُ المطلقُ تَمسُّکاً بِأنَّه لا یَجوزُ أن یَکونَ عَدَماً أو معدوماً و هو ظاهرُ و لا ماهیةً موجودةً بِالوجودِ أو معَ الوجودِ تعلیلاً أو تقییداً لما فی ذلکَ مِنَ الاحتیاجِ و الترکیبِ فَتعیَّنَ أن یکونَ وجوداً و لیسَ هو الوجودُ الخاصُ لأنَّه إن أخِذَ معَ المطلقِ فَمرکب أو مجرداً لِمعروضٍ فَمحتاج ضرورة احتیاجِ المقیدِ إلى المطلقِ و ضرورة أنه یَلزَمُ مِن ارتفاعِه.1
عدم اختلاف در وجود
البته مرحوم آخوند این بحث را با بحث ذوق متألهین دوتا کردند و با بیانی که ایشان میفرمایند مسئله بسیار سخیف و بیپایه است. حالا ما این مطلب را بنا بر فرمایش ایشان ترمیم میکنیم تا ببینم که راهحل برای این مبنای مطروحه میشود پیدا کرد یا همانطوریکه مرحوم آخوند میفرمایند مسئله بسیار مسئلۀ غیر قابل اعتناء و اعتباری است. بعضی از اینها معتقد هستند که وجود واجب عبارت از وجود مطلق است و وجود مطلق عبارت است از همان وجود مفهومی که بهنحو اطلاق قابل حکم و حمل بر همۀ وجودات خاصه است؛ چه وجودی باری یا وجود غیر باری و در اینجا تفاوتی ندارد. یعنی به همان منوال که بر وجود ممکن وجوب صدق میکند به همان قسم بر وجود باری وجود صدق میکند إنّما الاختلاف در مراتب تشکیک به مصادیق و به تعین خارجی برمیگردد اما در خود معنای وجود و در مفهوم وجود اختلاف معنا ندارد چطور اینکه در همۀ مفاهیم مسئله از همین قرار است.
مثلاً مفهوم نور یعنی روشنائی، روشنائی یک حقیقی است که از نقطهنظر مفهومی فقط یک حقیقت و ماهیتی را برای انسان آشکار و ظاهر میکند که آن حقیقت دارای مراتب اختلاف نیست بلکه مصادیق خارجی آن مفهوم و ماهیت مختلف هستند. نور ضعیف داریم، نور قوی هم داریم. مفهوم وجود هم همینطور است و اینهم عبارت از همان معنای مصدری «بودن» است؛ معنای مصدریِ «کون»، معنای مصدری «ثبوت»، بین زیدٌ موجودٌ و اللهٌ موجودٌ ما تفاوتی را احساس نمیکنیم زیرا یک مفهوم واحد به معنای سِعی آن قابل حمل بر ممکن و همینطور قابل حمل بر واجب است و اختلاف در مصادیق آنهاست که مصادیق او واجب بالذات است و این مصداقش ممکن بالذات است، این مصداق کجا و آن مصداق کجا! اما از نقطهنظر مفهومی تفاوتی در اینجا ندارد.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 255.
