
حقیقت وجود و تشخص آن در فلسفه اسلامی
تبیین وحدت وجود و جایگاه ماهیت در هستیشناسی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از عمیقترین مباحث فلسفی یعنی حقیقت وجود و نحوه تشخص آن میپردازد. بحث با طرح پرسشهای بنیادین درباره کلی یا جزئی بودن حقیقت وجود آغاز میشود و با نقد دیدگاههای مختلف، به تبیین دیدگاه راسخین در علم میرسد. در ادامه، تفاوت میان مفهوم وجود و حقیقت خارجی آن بررسی شده و با عبور از مباحثی همچون تساوی وجود و وجوب، به جایگاه وجود در مقولات جوهر و عرض پرداخته میشود. استاد با تأکید بر اینکه وجود، بسیطالحقیقه بوده و در تحت هیچ مقولهای نمیگنجد، سیر صعودی صور جزئیه به سوی اسم کلی را ترسیم میکند. در نهایت، این جلسه با تبیین تفاوت میان مقام بقا و فنا و تأکید بر اینکه درک حقیقت وحدت وجود، فراتر از استدلالهای ذهنی و نیازمند شهود قلبی است، به پایان میرسد.
حقیقت وجود و تشخص آن در فلسفه اسلامی
1درس سیصد و پانزدهم
بحث راجع به حقیقت وجود و تشخص خود وجود
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
فانظُر ما أعجبَ حالُ الوجود مِن جهةِ الاختلافاتِ العقلاءِ فیه بعدَ کونِهم متفقین علىٰ أنَّه أظهرُ الأشیاءِ و أعرفُها عندَ العقل.
فَمنها اختلافهُم فی أنَّه کلیٌ أو جزئیٌ فَقیل جزئیٌ حقیقیٌ لا تعددَ فیه أصلاً و إنَّما التعددُ فی الموجوداتِ لأجلِ الإضافاتِ إلیه و الحقُ أنَّ الموجودَ بما هو موجودٌ کلیٌّ و الوجوداتُ أفرادٌ له و حصصٌ لحقیقةِ الوجودِ باعتبارِ أنَّ تشخصاتِها لا یزیدُ على حقیقتِها المشترکة بینها المتفاوتة الحصول بِذاتها فیها و حقیقةُ الوجودِ لیست کلیةً و لا جزئیةً و لا عامةً و لا خاصةً و إن کانت مشترکةَ بینَ الموجوداتِ و هذا عجیبٌ لا یعرفُه إلاّ الرّاسِخون فی العلمِ.1
مآل وجودات و موجودات
بحث راجع به حقیقت وجود و تشخص خود وجود و تعینش است. راجع به موجودات مشخص است که موجودات در تحلیل عقلی به ممکن و به واجب تقسیم میشوند اما راجع به خود حقیقت وجود، این در واقع ماهیتش چیست؟! آنچه که همۀ این وجودات و موجودات به او برمیگردد و مآل همۀ آنهاست بالأخره چه چیزی میتواند باشد؟! بعضیها گفتهاند که وجود عبارت از یک حقیقت جزئی است که تعدد برنمیدارد! تعدد یعنی نظیر و مانند. طبیعت کلیه یک حقیقتی است که جزئیات خارجی محقق آن طبیعت کلیه هستند و آن جزئیات خارجی متواطیاً یا به تشکیک ـ فرق نمیکند ـ افراد و حصص این طبیعت کلی هستند مانند انسان که افرادی را که در خارج وجود دارند بهنحو متواطی جزئیات آن طبیعت هستند یا مانند نور افرادی که در خارج دارد بهنحو مشکک اینها محقق آن طبیعت نوعیه و مفهوم کلی هستند.
اما حالا خود وجود چه حقیقتی دارد؟! این وجودی که همۀ افراد خارجی محقق او هستند؛ محقق این حقیقت مفهومی هستند یعنی مفهومش برای ما مشخص است بهعنوان بودن و مفهوم مصدری، آیا آن افراد خارجی ـ علی حسبِ اختلافِ مراتبهم ـ مقول به تشکیک هستند؟ مشخص است در بعضی از انواع آن موجودات مسئلۀ وجود بهعنوان تشکیک دارای مراتب مختلفی است؛ بعضی از این موجودات وجودشان کم است و بعضیها وجودشان زیاد است و بعضیها وجودشان وجود مادی است خب طبعاً آن قوه و آن شدت و آن آثاری که در وجود مجرد هست طبعاً در وجود مادی نیست خود وجود مادی هم دارای مراتب مختلفی است؛ این کتاب دارای یک مرتبه است خب طبعاً وجودش شدیدتر از این قرطاس است، خود مجردات از نقطهنظر شدت و قوت در مراتب مختلف هستند و اینها همه موجوداتی هستند که محقق این حقیقت هستند.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 257.
