
حقیقت وجود و کیفیت ظهور آن در عالم
تبیین رابطه میان ذات حق و تعینات خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه وجود در عالم هستی و کیفیت ارتباط آن با تعینات و ماهیات میپردازد. بحث با واکاوی معنای الوهیت در مظاهر مختلف آغاز شده و با نقد دیدگاههای محدودکننده در فهم توحید ادامه مییابد. استاد با بهرهگیری از کلام عرفا و مبانی فلسفی، توضیح میدهد که چگونه حقیقت وجود، بدون آنکه دچار محدودیت یا ثنویت شود، در مراتب مختلف تجلی مییابد. در این مسیر، تمثیلهای روشنی برای درک نسبت میان ذات و ظهورات ارائه شده و بر این نکته تأکید میشود که کثرات خارجی، چیزی جز جلوات همان حقیقت واحد نیستند. در نهایت، با تأکید بر استهلاک ماهیات در عین وجود، این حقیقت تبیین میشود که علم به این واقعیت، ریشه بسیاری از اضطرابهای ذهنی و تخیلات بشری را میسوزاند و آرامش حقیقی را برای سالک به ارمغان میآورد.
حقیقت وجود و کیفیت ظهور آن در عالم
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه وجود در عالم هستی و کیفیت ارتباط آن با تعینات و ماهیات میپردازد. بحث با واکاوی معنای الوهیت در مظاهر مختلف آغاز شده و با نقد دیدگاههای محدودکننده در فهم توحید ادامه مییابد. استاد با بهرهگیری از کلام عرفا و مبانی فلسفی، توضیح میدهد که چگونه حقیقت وجود، بدون آنکه دچار محدودیت یا ثنویت شود، در مراتب مختلف تجلی مییابد. در این مسیر، تمثیلهای روشنی برای درک نسبت میان ذات و ظهورات ارائه شده و بر این نکته تأکید میشود که کثرات خارجی، چیزی جز جلوات همان حقیقت واحد نیستند. در نهایت، با تأکید بر استهلاک ماهیات در عین وجود، این حقیقت تبیین میشود که علم به این واقعیت، ریشه بسیاری از اضطرابهای ذهنی و تخیلات بشری را میسوزاند و آرامش حقیقی را برای سالک به ارمغان میآورد.
حقیقت وجود و کیفیت ظهور آن در عالم
12فَلا مغایرةَ إلاّ فی اعتبارِ العقلِ و الصفاتُ السَلبیةِ معَ کونِها عائِدةً إلى العدمِ أیضاً راجعةٌ إلى الوجودِ مِن وجهٍ وَ الوجودُ لا یَقبلُ الانقسامَ و التجزّیَّ أصلاً.1
مغایرت فقط در اعتبار عقل است! عقل بین آن وجود خارجى و وجود ذهنى و آن ماهیت تفاوت مىاندازد و براى او حد قرار مىدهد. با اینکه این صفات سلبیه به عدم برمىگردد مانند: فقر و امکان و امثالذلک. قبلاً گفتیم که اینهم به وجود برمىگردد چون بالأخره در ذهن تصور مىشود و برگشتش به وجود است. وجود اصلاً قبول انقسام و تجزى نمیکند. إنشاءالله این فقره را بعداً بیان میکنم.
تلمیذ: ببخشید در عبارت لأنّ الوجودَ لو لَم یکن لَم یکن شیءٌ لا فی العقلِ و لا فی الخارجِ، لا فی العقلِ و لا فی الخارجِ لازم است؟!
استاد: بله، چون هم در وجود ذهنى احتیاج به وجود داریم و هم در وجود خارجى.
تلمیذ: خب همین لَم یکن شیءٌ کفایت مىکند.
عدم انحصار وجود به اعیان خارجی
استاد: خب شاید یکى بگوید: نه، مسئلۀ عقل خارج از حیطۀ وجود است. ما مىگوییم: نه، خود عقل هم از مسئلۀ وجود خارج نیست! نفس تخیل و نفس تصور و نفس آن ماهیتى که شما در عقل مىآورید، آنهم مشمول قاعدۀ وجود است و فقط به اعیان خارجى منحصر نمىشود.
أللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 260 و 261.
