اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجود و کیفیت ظهور آن در عالم

تبیین رابطه میان ذات حق و تعینات خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه وجود در عالم هستی و کیفیت ارتباط آن با تعینات و ماهیات می‌پردازد. بحث با واکاوی معنای الوهیت در مظاهر مختلف آغاز شده و با نقد دیدگاه‌های محدودکننده در فهم توحید ادامه می‌یابد. استاد با بهره‌گیری از کلام عرفا و مبانی فلسفی، توضیح می‌دهد که چگونه حقیقت وجود، بدون آنکه دچار محدودیت یا ثنویت شود، در مراتب مختلف تجلی می‌یابد. در این مسیر، تمثیل‌های روشنی برای درک نسبت میان ذات و ظهورات ارائه شده و بر این نکته تأکید می‌شود که کثرات خارجی، چیزی جز جلوات همان حقیقت واحد نیستند. در نهایت، با تأکید بر استهلاک ماهیات در عین وجود، این حقیقت تبیین می‌شود که علم به این واقعیت، ریشه بسیاری از اضطراب‌های ذهنی و تخیلات بشری را می‌سوزاند و آرامش حقیقی را برای سالک به ارمغان می‌آورد.

حقیقت وجود و کیفیت ظهور آن در عالم

6
  • بنابراین اسم آن حقیقتى که مى‌خواهد شکل پیدا کند، ذات بارى است. خیال مى‌کنم دیگر معنا از این راحت‌تر نشود. آن شکل درحالى‌که آن حقیقت شکل ندارد، شکل دارد؟ صوتى که از دهان خارج مى‌شود شکل ندارد، ما آن را تبدیل به فعل مى‌کنیم؛ به صیغۀ ضرب ببریم فعل ماضی مى‌شود، به یضرب ببریم فعل مضارع می‌شود، به‌صورت زید بیاوریم اسمش مى‌کنیم و به‌صورت إلى و لیت و لعلّ و اینها بیاوریم، تبدیل به حرف مى‌کنیم ولى خود صوت شکل ندارد بلکه ظهورات صوت شکل دارند! مسئله در وجود بارى [این است].

  • اینجاست که بزرگان بین آن حقیقتى که معرىٰ از هر قید است با آن ظهورات اختلاف انداخته‌اند! بنابراین اگر این‌طور مى‌شود باید بگوییم که آن فعل و حرفى که هست، آن فعل و حرف صوت نیست بلکه مظاهر صوت است درحالى‌که فعل و حرف صوت است! من مى‌گویم: «مِن» همۀ شما شنیدید! می‌گویم: زید، همه شنیدید! می‌گوییم: ضَرب، همه شنیدید! درحالى‌که بین این سه‌تا اختلاف هست. اگر صوت نبود که شما نمى‌شنیدید! اگر صوت در او نبود که به اختلاف پى نمى‌بردید! این حقیقتى که الآن به‌عنوان صوت از دهان من خارج مى‌شود همان مرحلۀ ذات است. این ذات در حرف یا فعل یا اسم تجلى مى‌کند. این اصل و اساس قضیه است! حالا دیگر شما مى‌توانید تمام مبانى را با این مسئله مقایسه کنید و ببینید کدام‌یک از این مبانى با این مبنا نزدیک‌تر است؟ بعضى مبانى خیلى دور است و مى‌گویند: اصلاً انسان وجود ندارد یعنى همۀ اینها کشک هستند! یعنى قائل به یک نیهیلیسم1 یا داخل شدن در یک مکتب اگزیستانسیالیسم2 شدن است! اصلاً کنار گذاشتن این قضیه است یعنی پوچ‌گرایى! فرض کنید صرفاً مسئله را به‌عنوان ایدئالیسم3 مطرح کردن است. اما قائلین به حقیقت و رئالیسم براى وجود خارجى یک اصالتى قائل هستند و باید ببینیم که آن اصالت در ارتباط با مبدأ خودش چه نوع رابطه‌اى مى‌تواند بر قرار کند؟! چه پیوندى بین آن وجود خارجى و مبدأ ـ بالأخره مبدأ دارد ـ مى‌تواند برقرار کند؟! آیا همان‌طوری‌که بعضی‌ها گفته‌اند که ما ظلال آن حقیقت هستیم ولى بین ما و آن حقیقت فاصله است، آیا منظور این است؟! یااینکه بعضی‌ها گفته‌اند: اصلاً آن حقیقت عبارت از همان وجود خارجى است و به تعداد وجودات خارجى «إله» وجود دارد، آیا این است؟! یااینکه نه، ارتباط آن حقیقت با آن وجود خارجى، ارتباط ظهور و مُظهر است؟! و این ظهور و مُظهر چه شکلى پیدا مى‌کنند؟! این مسلک عرفاى شامخین است که می‌توانیم در این جلسه کلمات مرحوم آخوند را بر این مسئله حمل کنیم.

    1. . در فلسفه، هیچ‌اِنگاری به معنای انکار معنی و ارزش برای هستی جهان است. هیچ‌انگاری یا نیهیلیسم برگرفته از کلمه لاتین nihil به معنای هیچ است که اولین بار توسط فریدریش هاینریش یاکوبی ابداع و وارد ادبیات فلسفی جهان گردید. (محقق)
    2. . در اگزیستانسیالیسم یا هستی‌گرایی نقطۀ آغاز فرد به وسیلۀ آنچه «نگرش به هستی» یا احساس عدم تعلق و گم‌گشتگی در مواجهه با دنیای به ظاهر بی‌معنی و پوچ خوانده می‌شود مشخص می‌شود. طبق باور اگزیستانسیالیست‌ها زندگی بی‌معنا است مگر اینکه خود شخص به آن معنا دهد. این بدین معنا است که ما خود را در زندگی می‌یابیم. آنگاه تصمیم می‌گیریم که به آن معنا یا ماهیت دهیم. (محقق)
    3. . ایدئالیسم یا آرمان‌گرایی نام مجموعه‌ای از دیدگاه‌های فلسفی با این مدّعاست که ایده‌ها موضوع حقیقی معرفت هستند؛ ایده‌ها بر اشیا مقدم‌اند و این ایده‌ها هستند که امکانِ بودن را برای اشیا فراهم می‌کنند. بر مبنای این دیدگاه، ایده‌ها، هم از نظر معرفت‌شناختی و هم از نظر متافیزیکی اولویت دارند و واقعیت خارجی، آنچنان‌که ما درک می‌کنیم، منعکس‌کننده فرایندهای ذهنی است. ایدئالیسم مدّعی نیست ذهن خالق ماده یا جهان مادی است. همچنین این دیدگاه، «فکر» را با «متعَلَّق فکر» یکی در نظر نمی‌گیرد، بلکه مدعی است جهان خارج را تنها با توسل به فرایند ایده‌ها می‌توان درک کرد. (محقق)