
حقیقت وجود و کیفیت ظهور آن در عالم
تبیین رابطه میان ذات حق و تعینات خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه وجود در عالم هستی و کیفیت ارتباط آن با تعینات و ماهیات میپردازد. بحث با واکاوی معنای الوهیت در مظاهر مختلف آغاز شده و با نقد دیدگاههای محدودکننده در فهم توحید ادامه مییابد. استاد با بهرهگیری از کلام عرفا و مبانی فلسفی، توضیح میدهد که چگونه حقیقت وجود، بدون آنکه دچار محدودیت یا ثنویت شود، در مراتب مختلف تجلی مییابد. در این مسیر، تمثیلهای روشنی برای درک نسبت میان ذات و ظهورات ارائه شده و بر این نکته تأکید میشود که کثرات خارجی، چیزی جز جلوات همان حقیقت واحد نیستند. در نهایت، با تأکید بر استهلاک ماهیات در عین وجود، این حقیقت تبیین میشود که علم به این واقعیت، ریشه بسیاری از اضطرابهای ذهنی و تخیلات بشری را میسوزاند و آرامش حقیقی را برای سالک به ارمغان میآورد.
حقیقت وجود و کیفیت ظهور آن در عالم
8... آن روابط و وضعى که قبلاً نسبت به این ارتباطات و وضع باید سابق العهد باشید. «إلى» دوباره مىبینید که این معنا، معناى حرفى است. «طهران» مىبینید دوباره معنا معناى اسمى مىشود. بنابراین در تمام این کلماتى که از دهان من خارج مىشود اول چیزى که به مغز انسان مىخورد بهواسطۀ این صوت است که مىآید و پرده صماخ را به حرکت وامىدارد و از این پردۀ صماخ عبور مىکند و به آن استخوانهای سهتار میخورد، مایعى در آنجا هست که بهواسطۀ آن مایع [صوت حرکت میکند] چون صوت در زمینۀ آب حرکتش سریعتر و صافتر خواهد شد. لذا یک مایعى در گوش هست و این صوت به آن مایع مىخورد و وقتى از مایع عبور کرد به این استخوانها اصابت مىکند و بعد از استخوان سوم، آن رگ عصب این نوسانات و فرکانس را به آن قسمت مرکزى مغز منتقل مىکند که مربوط به شنوایى است.
پس در وهلۀ اول فعل و حرف به مغز اصابت نمىکند بلکه صوت اصابت مىکند ولى از آن جایی که این صوت داراى فراز و نشیب است، شما اگر یک صدایى را بدون فراز و نشیب بگویید [مثلاً] دهانتان را همینطور باز نگه دارید و بخواهید بگویید: زید، همینکه مىگویید: «ززز»، فقط صداى زنبور درمىآورید اما دیگر «یا» و «دال» و چیزهاى دیگر مترتب بر حرکت لبها و فراز و نشیبى است که از اینجا پیدا مىشود. این حرکتى که در دهان پیدا مىشود، صوت را بالا و پایین مىبرد. اگر دهانتان را همینطورى به یک شکل خاص نگه دارید، شما تابهحال این کار را کردهاید؟ نمىشود. پس اگر مىخواهیم صحبت کنیم باید دهانمان را حرکت بدهیم و اگر نمىخواهیم صحبت کنیم عیب ندارد، مىتوانیم به یک حالت نگه داریم. به یک حالت نگه داشتن براى وقتى است که نخواهید حرف بزنید! حالا ایندفعه امتحان کنید. هرچه بخواهید لفظ را ادا کنید، بدون اینکه دهانتان را حرکت بدهید فایده ندارد! این صداى صوت مىشود، فقط صداى صوت است. بنابراین این مسئله در مورد منشئیت براى ظهور فقط مسئلۀ صوت است و در وجود بارى هم مسئله، مسئلۀ ذات است و بعد آن مراتب ذات که پایین میآید وارد تمام اَشکال و خصوصیات میشود و إلیماشاءالله عالم بقاء از همین کثرات و اختلاف و فراز و نشیبها پیدا شده است.
